کارگران آلمان و سیاست های دولت(مقاله ای از نشریه آلمانی"نقطه مقابل")

نقدی به تظاهرات اول نوامبر برلین!

ترجمه از ناهید جعفرپور

 

کارگران و شهروندان آلمان !

 

شما نباید از دولتی که هرروز شما را فقیر تر می کند تقاضای رسیدگی کنید

دشمنان خود را جدی بگیرید!

شرویدر میگوید، SPD می گوید،  FDP،CSU/CDU و اتحادیه های سرمایه گذاران می گویند:" کارگر آلمانی قیمتش گران است!".

با وجود اینکه سالها از کوتاه کردن حق بازنشستگی ، بالا رفتن قیمت داروها،انعطاف پذیری ساعات کار و تقلیل مزدهای  حقیقی در آلمان می گذرد، اما هنوز ادعا میشود که کارگران دوران خوبی را می گذرانند.                    آلمانی های مزد بگیر، هنوز به اندازه کافی فقیر نشده اند!

چرا؟

 چون ثروت  ثروتمندان هم هنوز به اندازه کافی سر به آسمان نزده است! برای اینکه آلمان میخواهد بسرعت به اوج قله قدرت جهان برسد!                       

اکنون دیگر نه تنها زندگی برای کارگران آلمانی غیر قابل تحمل گشته است بلکه شهروندان قشر متوسط جامعه آلمان هم با بالا رفتن هزینه ها و قیمت اجناس ضروری، شرایط سختی را می گذرانند.                                  

برای اینکه اقتصاد آلمان بتواند دوباره رشد کند ، کنسرن های جهانی در آلمان سرمایه گذاری کنند وبالاخره دولت مالیات های سنگین به جیب بزند ، مزدها باز هم کوتاه تر میگردند. تنها چیزی که واقعا برای دولت آلمان مهم است سود بسیار است، نه فقیر شدن کارگران و شهروندان عادی این کشورو این هدف با برنامه 2012 به اجرا در خواهد آمد..                                                      

 

 تظاهر کنندگان، سیاستمداران و رونداقتصاد آلمان به شما ثابت کرده اند که استاندارد زندگی شما با موفقیت هر چه بیشتر سرمایه و خواسته های دولت، روز به روز غیر قابل تحمل تر می شود.                                                                   زمانی که دولت می گوید که دیگر برایش صرف ندارد زندگی شما را تامین کند، برای چه شما به آنان نمی گوئید که شما این گونه اقتصاد را نمی خواهید؟                                                                                                     برگذارکنندگان تظاهرات تلاش می کنند به کسانی که شما را فقیر تر مینمایند، ثابت کنند که لازم نیست برای بهره وری این کارها را بکنند. چه مسخره و چه بیفایده!

این حرف صدر اعظم آلمان را که میگوید:"از دولت اجتماعی دیگرنمیتوان پشتیبانی نمود "! را قبول کنید!

 

امروزه در حالیکه قدرت تولید کارگران بطور اعجاب انگیزی بالا رفته است اما مزدها، خدمات پزشکی و حقوق بازنشستگی که در حدود ده یا بیست سال پیش قابل پرداخت بودند، دیگر پرداخته نمی شوند. تولید بطور مثال یک ماشین به زمانی کمتراز نصف زمان ساخت در سال 1970 محتاج میباشد. ثروت مادی اجتماعی بطور وحشتناکی رشد نموده است. تولید کالاهای مورد احتیاج بسیار آسان گشته است. امروزه برای تمامی انسانها یک زندگی مرفه با کار کم امکان پذیر می باشد. در اقتصاد بازار اما وضع بگونه ای دیگر است. در آنجا شرکت ها با مدرن ترین تکنیک های تولیدی تنها برای سود آوری خویش و نه در جهت راحت نمودن زحمت کارگران ، کار میکنند. هر کارگری به اندازه دو کارگر تولید می نماید و به این وسیله کارگران زیادی اخراج گردیده و کارفرمایان در پرداخت مزد کاراضافی صرفه جوئی نموده و با تقلیل مزدها ، سود ها روز بروز افزایش می یابند.

همزمان با رشد ثروت ها و سرمایه های کلان ، فقر و بیکاری هم رشد و گسترش می یابد. هرچه کارگران بیشتر تولید می کنند، کمتر از نتیجه دسترنج خود بهره مند گشته و زندگیشان سخت تر می گردد. این کاملا واضح است که: سیستم بیمه های اجتماعی از مجموعه درآمد شاغلین تامین می گردد. پیشگیری های دوران پیری ، بیماری و بیکاری از حقوق تمامی شاغلین در گروه های مختلف اجتماعی، که به مزدشان وابسته می باشند، کم می گردد و در یک صندوق جمع میگردد. اگر که جمعیت بیشماری از شاغلین بیکار شده اند، و دیگرقادر به پرداخت پولی به این صندوق نیستند، و طبیعتا حال خود محتاج این صندوق میباشند، گفته میشود که این صندوق اجتماعی ورشکسته گشته است. این ورشکستگی صندوق اجتماعی نشان می دهد که ثروت سرمایه داری کارگران را فقیر تر نموده است.

شرویدر گفته است که ": کارگران باید خیلی فقیر تر شوند تا اینکه دولت قادر شود دوباره نظم بگیرد".                                                                                           " پول به اندازه کافی وجود دارد" این پول مال شماست !

در بیانیه تظاهرات گفته شده است " اجتماع ما ثروتمند ترین اجتماع جهان است و می تواند سیستم همبستگی اجتماعی را پیاده کند".

کاملا درست است پول به اندازه کافی وجود دارد اما به ثروتمندان تعلق داشته و در بازار های بورس بازی و در بانک ها و شرکت ها رد و بدل می گردد. این ثروت برای مصرف شما در نظر گرفته نشده است. و درست این منطق ثروت این اجتماع ثروتمند است.

 

 آیا شما اعتقاد دارید که در جامعه ما این " همبستگی اجتماعی" وجود دارد؟ 

پس خاموش ننشینید و از دولت تقاضای تغیرات کوچک در قوانین  " برنامه 2010"  را ننمائید. بلکه دسترنج زحمتتان را خود بستانید.  در مقابل این همه رسوائی با یک تظاهرات نمیتوان مقابله نمود.

 شما تنها با یک دولت غیر اجتماعی سرو کار نداشته بلکه با یک سیستم اقتصادی دشمن کارگران روبرو هستید!

 

 برای آگاهی بیشتر به این رسوائی ها میتوانید به آدرس اينترنتي زیر رجوع نمائید!

  http://www.gegenstandpunkt.com/gs/03/3/inh033.htm