بازگشت به صفحه نخست

 

گزارش جنگ و اشغالگری در عراق

تتهیه تهیه کننده : مجمع جهانی سیاست

 

مترجم : سینا مالکی

ندهتهیه کننده: مجمع جهانی سیاس  

خلاصه فصل‌ها

فصل اول: مقدمه

 

در 20 مارس 2003 (29 اسفند 1381)، ایالات متحده و گروهی از هم پیمانانش به عراق حمله کردند. آنها برای این تهاجم، از شورای امنیت سازمان ملل، مجوزی دریافت نکرده بودند؛ این در حالی بود که بخش عمده‌ای از افکار عمومی جهان با چنین حمله‌ای، مخالف بود. دلایلی که در آن زمان برای این حمله برشمرده شد، وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق و ارتباط تنگاتنگ دولت این کشور با تروریست‌ها (مشخصاً القاعده) بود، اما شواهدی که پس از جنگ به‌دست آمد، نشان داد این ادعاها کاملاً بی‌اساس بوده‌اند.

با این‌که رئیس‌جمهور ایالات‌متحده، جورج بوش در سخنرانی 2 می 2003 (12 ارديبهشت 1382)، گفت: «مأموریت تمام شده است» اما بیش از سه سال و نیم است که درگیری‌ها همچنان ادامه دارد. این جنگ، صدها هزار کشته و مجروح به جای گذاشته، بیش از سه میلیون نفر ناگزیر به ترک خانه‌های خود شده، چندین شهر عراق تخریب و صدها میلیارد دلار بر سر یک نبرد نظامی بی‌سرانجام هزینه شده است. [در اوايل فروردين 1386 اعلام شد كه از سال 2003 تاكنون اين جنگ، 5 ميليون يتيم و فرزند بي‌سرپرست بر جاي گذاشته است.م]

در این گزارش، برای شناسایی دقیق‌تر این بحران، خود مسئله جنگ به صورت جزئی مورد بررسی قرار گرفته و محور اصلی و تأکید بحث، حول مسئولیت نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکا در عراق، براساس قوانین بین‌المللی است. علاوه بر آن، مسائل اقتصادی و سیاسی عراق نيز بررسی شده و با توجه به این مسائل، نیاز به انجام تغییرات فوری، همچون خروج نیروهای ائتلاف مورد بحث قرار گرفته است.

در این گزارش، همچنين مواردی چون ستیزه‌جویی، جوخه‌های مرگ و اعمال شبه‌نظامیان بررسی شده است. عوامل بسیاری موجب تحریک این نیروها شده، اما اغلب آنها از روش‌های نفرت‌انگیزی استفاده می‌کنند که سبب کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از شهروندان بی‌‌گناه عراقی مي‌شود. با این همه، در خشونت‌های عراق مسئولیت این گروه‌ها هر چقدر هم که باشد، درنهايت، مسئولیت اصلی برعهده نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکاست. باید توجه داشت اشغال عراق، زمینه‌ساز شکل‌گیری این گروه‌ها بوده است. سیاست‌های به کار گرفته شده توسط نیروهای ائتلاف، برخلاف آنچه در ابتدا ادعا می‌شد، نه‌تنها صلح، رفاه و دموکراسی برای عراقی‌ها به ارمغان نیاورده، بلکه در تمام این زمینه‌ها نتیجه‌اي معکوس داشته است.

مسئولیت نیروهای ائتلاف، با توجه به قطعنامه سازمان‌ملل پس از اشغال عراق، بیشتر می‌شود. بايد این نیروها به معاهدات و قوانین بین‌المللی پای‌بند باشند و به ویژه باید اعمال خود را تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل به انجام رسانند. اگرچه شورای امنیت، قطعنامه مربوط به حمله نظامی به عراق را تصویب نکرد، اما چند ماه بعد، این شورا، در قطعنامه‌ای، نیروهای ائتلاف را به عنوان «نیروهای چندملیتی» سازمان ملل (MNF) به رسمیت شناخت. در آن زمان، اعضای شورای امنیت امیدوار بودند که سازمان ملل، با اين قطعنامه، در عراق «نقشی حیاتی» به عهده گیرد؛ منجر به بازگشت صلح به این کشور و زمینه‌ساز رعایت قوانین بین‌المللی شود؛ اما در عمل چنین هدفی میسر نشد. ایالات متحده، فقط برای سازمان‌ملل نقشی حاشیه‌ای قائل بود. انفجار کامیونی حاوی مواد منفجره در مقر سازمان ملل در شهر بغداد؛ 19 اوت 2003 (28 مرداد 1382)، كه منجر به تخریب مقر این سازمان شد، حضور سازمان‌ملل در عراق را به‌طور گسترده‌ای کاهش داد. از آن زمان به بعد، سازمان‌ملل و شورای امنیت نقش نظارتی خود را در عراق از دست داده و عملاً نیز در شورا، حول این مسئله، بحثي پیگیری نشده است.

این درحالي است كه هر هفته، گزارش‌های بیشتری از اوضاع آشفته عراق و شواهدي بیشتر، از نقض قوانین بین‌المللی و بحران گسترده انسانی در این کشور، به دست می رسد. افکار عمومی عراق به شدت خواهان خروج سریع نیروهای ائتلاف هستند. [تظاهرات ميليوني 9 آوريل 2007، با طرح سه شعار عليه اشغال‌گري، تروريسم و تجزيه‌گري، به دعوت مقتداصدر اين نظرخواهي را تأييد مي‌كند.م] آمریکایی‌ها نیز در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، نشان دادند با اشغالگری در عراق مخالفند. هر روز در واشنگتن و لندن، مقامات رسمی و فرماندهان نظامی بیشتری، نارضایتی خود را از ادامه جنگ در عراق، ابراز می‌کنند. اما به دلیل جزمیت حاکم و موارد متعدد اخبار نادرست، برای عموم درک عمیقی از جنگ میسر نشده است. هدف از این گزارش، ارائه اطلاعاتي جدید برای بحث عمومی و نيز کمک به پایان‌یافتن این جنگ نفرت‌انگیز است.

 فصل دوم: نابودي ميراث فرهنگي عراق

ايالات‌متحده و متحدينش، هشدارهاي سازمان‌ها و اساتيد مختلف درباره نگراني از سرنوشت ميراث فرهنگي عراق را ناديده گرفتند. اين ميراث ازجمله شامل موزه‌ها، كتابخانه‌ها، مكان‌هاي باستاني و افتخارات ملي و... اين كشور مي‌شود. آتش ناشي از جنگ كتابخانه ملي عراق را سوزاند و موزه ملي اين كشور به غارت رفت. غارتگران، بسياري از آثار هنري و ساختمان‌هاي تاريخي عراق را چپاول كردند. ايالات‌متحده در محل باستاني بابل،‌ پايگاه نظامي ساخته است. نيروهاي ائتلاف، بسياري از ساختمان‌ها و نواحي شهري تاريخي را نابود كرده يا به شدت تخريب كرده‌اند. اين در حالي است كه دزدان و غارتگران، هزاران مكان باستاني بدون حفاظت و در عين حال بي‌نظير را چپاول كرده‌اند.  

فصل سوم: سلاح‌های زخم‌زا و غیرمتعارف

نیروهای ائتلاف، برخلاف معاهدات بین‌المللی، در حملات خود به‌طور گسترده‌ای از سلاح‌های غیرمتعارف و ضد نفر استفاده کرده‌اند. ایالات‌متحده، بارها در مناطق پرجمعیت، سلاح‌های آتش‌افروز و مهمات حاوی گاز فسفر را به‌کار برده است. نیروهای ائتلاف در حملات سال 2003، از بمب‌های خوشه‌ای و مهمات حاوی اورانیوم ضعیف‌شده نیز استفاده کرده‌اند. در تمامي این موارد، این نیروها، معاهدات بین‌المللی مبنی بر منع کاربرد سلاح‌های ضد نفر و غیرمتعارف را نقض کرده‌اند.

 فصل چهارم: زندان‌ها و بازداشت‌

نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا و همکارانشان در دولت عراق، تعداد بسیار زیادی از شهروندان عراقی را تحت عنوان «بازداشت امنیتی» بی‌هیچ جرم یا دادگاهی، برخلاف نص صریح قوانین بین‌المللی در زندان نگه‌داشته‌اند. هیچ شهروند عراقی از بازداشت‌های خودسرانه در امان نبوده و دائماً تعداد زندانی‌ها، در حال افزایش است. بیست و هشت هزار زندانی، بدون دسترسی به حقوق ابتدایی خود برای مدت‌های طولانی در شرایطی رقت‌بار نگه داشته شده‌اند. فرماندهان نظامی ایالات‌متحده، از حضور بازرسان بین‌المللی صلیب سرخ در زندان‌ها جلوگیری می‌کنند، آن هم در حالی‌که هزاران عراقی بازداشت شده در زندان‌هایی به‌سر می برند که در آنها، ابتدایی‌ترین حقوق انسانی یک زندانی نقض می‌شود.

 فصل پنجم: شکنجه و آزار و اذیت زندانی‌ها

نیروهای ایالات‌متحده، بسیاری از زندانی‌های عراقی را مورد آزار و اذیت و شکنجه‌های مختلف قرار داده‌اند. در نتیجه این اعمال غیرانسانی صدها عراقی آسیب دیده‌اند و برخی نیز زیر این شکنجه ها جان باخته‌اند. در بسیاری از زندان‌های عراق شکنجه به صورتي متداول، اعمال می‌شود، ازجمله این زندان‌ها می‌توان به زندان مرکزی عراق، ابوغریب، مراکز بازجویی مخفی و زندان های محلی اشاره نمود. مسئله مهم این است که ایالات‌متحده کاملا از ابعاد وسیع شکنجه در زندان‌ها آگاه است.

 فصل ششم: حمله به شهرها

نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکا، به بهانه «حضور ستیزه‌جویان»، تعدادی از شهرهای مهم عراق را هدف حملات نظامی خود قرار داده‌اند. این حملات منجر به مهاجرت گسترده مردم، آسیب شدید شهروندان و تخریب وسیع زیرساخت های شهری شده است. علاوه بر فلوجه، چندین شهر دیگر از جمله، القیام(Al-Qaim)، تل عفر(Tal Afar)، سامرا(Samarra)، حدیثه(Haditha) و رمادی(Ramadi) نیز مورد تاخت و تاز نیروهای ائتلاف قرار گرفته‌اند. این حملات شامل بمباران گسترده هوایی و زمینی، قطع آب، برق و ارسال غذا و دارو بوده است. در این حملات صدها هزار نفر بی خانمان و همین تعداد، در اردوگاه آوارگان ساکن شده‌اند.

فصل هفتم: کشتار شهروندان، قساوت و قتل‌عام

فرماندهان نظامی ایالات‌متحده، خودسرانه اقدام به تأسیس «قانون حق مداخله» (Security Detention) پیشگیرانه کرده و در نتیجه به سربازان خود اجازه می‌دهند با «نیروی کشنده» با هر تهدیدی که احساس می‌کنند برخورد کنند. به همین دلیل، ایالات متحده و نیروهای ائتلاف مرتباً شهروندان عراقی را در پست‌های بازرسی و در حین عملیات نظامی، با کوچکترین شکی، به قتل می‌رسانند. نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، بسیاری از غیرنظامیان عراقی را در حین عملیات نظامی یا حملات هوایی کشته‌اند. در چنین محیطی، سرشار از خشونت‌های پیشگیرانه، برخی از سربازان نيز اقدام به کشتار بی‌دلیل مردم کرده‌اند و در مواردی همچون شهر حدیثه، مرتکب قساوت‌های تکان‌دهنده‌ای شده‌اند.

 فصل هشتم: تلفات و بی‌خانمانی

بر اساس آماری که به دست ما رسیده، تا مارس 2007 (اسفند 85 و فروردین 86)، 9/1 میلیون عراقی ناگزیر به ترک خانه‌های خود شده‌اند و حدود 2 میلیون نفر نیز در کشورهای دیگر آواره هستند. دولت عراق، تخمین زده است که هر ماه نزدیک به 50000 نفر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود خواهند شد. حجم گسترده آوارگی و مشکل کمک رسانی به آوارگان، به‌گونه‌ای است که عملاً امداد بین‌المللی قادر به رسیدگی به آن نیست. در همین حال، تعداد بسیاری از عراقی‌ها در جریان اشغالگری، جان خود را از دست داده‌اند و هر روز هم آمار مرگ و میر در این کشور به سرعت در حال افزایش است. علاوه بر کشته‌های ناشی از جنگ، نیروهای ائتلاف، بسیاری از شهروندان عراقی را به‌طور مستقیم به قتل رسانده‌اند. بسیاری از عراقی‌ها، در نتیجه نابودی سیستم مراقبت بهداشتی، خشونت‌های شبه‌نظامیان و عملیات جوخه‌های مرگ، جان خود را از دست داده‌اند. نتیجه آخرین بررسی انجام شده در زمینه آمار کشته‌ها، نشان می‌دهد که از سال 2003 تاكنون، در عراق بیش از نیم‌میلیون نفر جان خود را از دست داده‌اند.

 فصل نهم: فساد، تقلب و تخلف گسترده مالی

دارایی‌های عمومی عراق، تحت کنترل و نظارت مقامات ایالات‌‌متحده، در نتیجه فساد گسترده مالی و قاچاق نفت، در حال تاراج است و مجموعه این عوامل، منجر به ناتوانی دولت عراق در تأمین سرویس های حیاتی برای مردم و نيز بازسازی کشور شده است. میلیاردها دلار از هزینه‌هاي بازسازی عراق، ناپدید شده است. ایالات‌متحده و بریتانیا برای فرار از پاسخگویی، از فعالیت هیأت نظارتی سازمان‌ملل ـ که طبق قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت، مسئول نظارت بر مبادلات مالی در عراق هستند ـ جلوگیری می‌کنند. فساد مالی در عراق شامل دزدی، قراردادهای مخفیانه، باندبازی، اختلاس، اسراف، هدردادن پول‌ها و ناکارآمدی قراردادهای منعقده است. اغلب پیمان‌کاران که اکثرشان از لحاظ سیاسی به دولت بوش نزدیک هستند، میلیاردها دلار سرمایه به جیب زده‌اند.

 فصل دهم: پایگاه‌های نظامی طولانی‌مدت و سفارتخانه جديد ايالات‌متحده

ایالات‌متحده چندین پایگاه نظامی گران‌قیمت، بسیار بزرگ و طولانی مدت، در عراق و سفارت‌خانه بسیار وسیع جدیدی در بغداد بنا کرده است. انجام این پروژه‌های ساختمانی موجب بحث و جدل‌های بسیاری شده است. بر اساس نظرسنجی‌های صورت گرفته، قاطبه مردم عراق با حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک خود مخالفند. علاوه براین، کنگره ایالات‌متحده نیز سرمایه‌گذاری برای احداث پایگاه‌های نظامی «ثابت» را در عراق ممنوع کرده است. این پایگاه‌ها و سفارت‌خانه استثنایی بسیار بزرگ، آمریکا در بغداد، عموماً به‌عنوان سمبل حضور سیاسی و نظامی طولانی‌مدت ایالات‌متحده در عراق تعبیر شده است.

فصل يازدهم: ساير مسائل

هزينه جنگ و اشغال؛ عراق هزينه زيادي براي جنگ پرداخته است. ازجمله مي‌توان به نابودي فيزيكي گسترده، مرگ و مير، بيماري رواني و از دست رفتن درآمدهاي نفتي و توليد ملي اين كشور اشاره كرد. ايالات‌متحده تا دسامبر 2006 به صورت مستقيم، 200 ميليارددلار بودجه دولتي براي جنگ پرداخته است. هزينه حاصل از بودجه فدرال امريكا در جنگ از چهار ميليارد دلار در ماه در سال 2003، به هشت ميليارد دلار در ماه در اواخر سال 2006، رسيد. براساس يك كار تحقيقاتي، مجموع هزينه ايالات متحده در جنگ، ازجمله تخمين هزينه‌هاي آينده جنگ، از دست‌دادن منافع ملي، هزينه مراقبت بهداشتي از مجروحين حنگي و ساير عوامل، از دو تريليون دلار گذشته است.

اشغال و افكارعمومي عراق؛ نظرسنجي‌هاي انجام شده در عراق، نشان مي‌دهد كه اكثريت روزافزون مردم اين كشور با اشغال كشور خود مخالفند. حتي نظرسنجي‌هاي انجام شده توسط دولت‌هاي بريتانيا و ايالات‌متحده، مشخصاً نشان‌دهنده اين است كه اكثريت مطلق عراقي‌ها، خواهان خروج فوري نيروهاي بيگانه از خاك خود هستند. بيشتر عراقي‌ها معتقدند ادامه اشغال عراق، سبب ناامني بيشتر و گسترش خشونت‌هاي فرقه‌اي در اين كشورها مي‌شود. امروز، بيش از گذشته،‌ عراقي‌ها خواهان پايان اشغالگري هستند.

 فصل دوازدهم: توصيه‌ها و نتیجه‌گیری نهايي

عراقی‌ها هزینه بالایی را در نتیجه جنگ، پرداخته‌ا‌ند؛ از جمله این هزینه‌ها، می‌توان به نابودی زیرساخت‌ها، مرگ و میر افراد، آسیب‌های روانی و فیزیکی و نابودی صنایع تولیدی و از دست رفتن درآمدهای نفتی اشاره نمود. ایالات‌متحده تا دسامبر 2006 (آذر و دی 85)، نزدیک به 400 میلیارد دلار از بودجه دولتی را صرف این جنگ کرده است. هزینه‌های بودجه فدرال ایالات‌متحده از 4 میلیارد دلار در ماه در سال 2003، به 8 میلیارد دلار در ماه در اواخر سال 2006 رسید. براساس نتیجه حاصل از مطالعه‌ای که اخیراً صورت گرفته، مجموع هزینه‌های ایالات‌متحده در جنگ، شامل هزینه‌های آتی، سرمایه‌گذاری‌ها، هزینه‌های بهداشتی و سایر عوامل از 1000 میلیارد دلار گذشته و براساس ارزیابی دیگری، مجموع این هزینه‌ها بالغ بر 2000 میلیارد دلار است.

علاوه بر موارد فوق، نظرسنجی‌های انجام شده در عراق نشان می‌دهند که مردم با ادامه حضور اشغالگران در کشور خود مخالفند. حتی نظرسنجی‌های دولتی انجام شده به‌وسیله ایالات‌متحده و بریتانیا در عراق نشان می‌دهد که عراقی‌ها بسیار ناراضی هستند و از اشغالگران می‌خواهند که سریعاً خاکشان را تخلیه کنند. امروزه عراقی‌ها احساس می‌کنند که اشغالگری موجب افزایش ناامنی و خشونت‌های فرقه‌ای شده است. امروز، بیش از گذشته، عراقی‌ها خواهان پایان اشغال کشور خود هستند.

ایالات‌متحده، حاشیه امنیت گسترده‌ای برای نیروهای خود، پرسنل امنیتی خصوصی، پیمانکاران نظامی و غیرنظامی خارجی و حتی برای کمپانی‌های نفتی ایجاد کرده است. این حاشیه به قدری گسترده است که اگر عراقی‌ها بخواهند، اقدامات غیرقانونی و جنایات نیروهای ائتلاف را بررسی کنند، با موانع بسیاری خود مواجه می‌شوند. بخشنامه شماره 13303 رئیس جمهور ایالات متحده، تعقیب، پیگیری و تنبیه مقامات وابسته به نیروهای ائتلاف را در عراق ممنوع کرده است. در حالی که ایالات متحده و هم پیمانانش تنها در مواردي معدود به مجازات خاطیان پرداخته‌اند (این مجازات‌ها تنها به‌دلیل رسوایی‌های چشمگيري بوده که بعضاً در رسانه‌ها منتشر شده)، اما در اکثر قریب به اتفاق موارد، نقض قانون، یا بی‌اعتنایی کرده‌اند و یا این‌که مجازات‌های بسیار خفیفی برای خاطیان انتخاب کرده‌اند.

با توجه به بحران در ابعاد یادشده، عراقی‌ها خواهان آشتی‌ملی به‌عنوان راهی برای پایان اشغالگری و درگیری‌های فرقه‌ای شده‌اند. آشتی ملی حقیقی، کار بسیار دشواري است، زیرا باید گروه‌های سیاسی بسیار متنوعی شامل بعثی‌ها، ناسیونالیست‌های کرد، جنگجویان مقاومت، اسلام‌گراها، احزاب سکولار، اتحادیه‌های تجاری و ده‌ها گروه دیگر را حول یکدیگر جمع کند. تاکنون نیز چندین همایش باعنوان «آشتي ملي» در امان، قاهره و بغداد تشکیل شده است. در این همایش‌ها طرح‌های بسیاری پیشنهاد شده، اما ایالات‌متحده با مفاد مهم آنها نظیر عفو عمومی مخالف است. رهبران عراقی، تاکنون نتوانسته‌اند از این بن‌بست‌ها عبور کنند و در عراق خشونت‌های درونی نیز همچنان رو به افزایش است.

در این میان باید توجه داشت نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، تنها علت معضلات عراق نیستند. شکی نیست که خشونت‌های نیروهای عراقی و درگیری رهبران سیاسی فرقه‌های مختلف این کشور، آسیب گسترده‌ای را متوجه عراق و آینده آن کرده است. اما آنهایی که جنگ و اشغالگری را آغاز کردند، بویژه ایالات‌متحده و بریتانیا، مسئول ادعاهای نادرست خود هستند. ادعاهایی که به دنبال آن جنگی غیرقانونی آغاز و منجر به نابودی کشور عراق شد. آنها مسئول نقض گسترده قوانین بین‌المللی و تحریک شرایطی هستند که منجر به ایجاد خشونت و هرج و مرج شده است. شورای امنیت نیز به اين دلیل كه قطعنامه صادر کرده و نیروهای چند ملیتی را در عراق، به‌رسمیت شناخته در بحران کنونی سهیم است.

خلاصه این‌که، مسیر پیش رو، راهی ناهموار است. عراق به آسانی احیا نخواهد شد و به پایداری نخواهد رسید. با این همه، مي‌توان گام‌های روشنی برای حل این بحران برداشت. بايد سازمان ملل و جامعه جهانی به سکوت خود درباره مسئله عراق پایان دهند و به‌صورت گسترده‌ای روی این بحران، بحث و گفت‌وگو نمایند. شورای امنیت، باید مسئولیت خود را نسبت به این معضل شناخته و برای آینده عراق طرح‌های جایگزینی در نظر بگیرد. کنگره ایالات‌متحده باید براساس پشتوانه رأی خود وارد عمل شود و مطابق خواسته رأی‌دهندگان تصمیم‌گیری کند. توصیه‌هایی که در ذیل آمده است، گامی به پیش را مدنظر قرار داده است:

1ـ جامعه بین‌المللی باید سریعاً بحران انسانی در عراق را مورد تأیید قرار داده و آن را به صورت دقیق بررسی کند.

2ـ شورای امنیت باید سریعاً قطعنامه MNF را پایان داده و طرحی برای انتقال عراق به شرایط آرام و پایدار، با توجه به قوانین بین‌المللی در نظر بگیرد.

3ـ نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، باید متعهد به خروج کلیه نیروهای خود از عراق شوند.

4ـ خروج نیروهای ائتلاف باید مطابق با یک جدول زمان‌بندی مشخص و به سرعت اجرا شود. باید توجه داشت که نباید هیچ نیرویی اعم از نظامی، غیر نظامی و مخفی و همین‌طور هیچ پایگاه نظامی در عراق باقی بماند.

5ـ نیروی صلح‌بان سازمان‌ملل می‌تواند به فرایند انتقال کمک کند. این کمک می‌تواند شامل مواردی همچون نظارت بر آتش‌بس، توانمندسازی پلیس بومی و دادگستری عراق و سازماندهی انتخابات‌هایی کاملاً سالم و معتبر باشد.

6ـ نیروهای ائتلاف بايد در طول دوره‌ای که در عراق هستند، قوانین بین‌المللی را رعایت کنند.

7ـ نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، باید به سرعت همه «زندانی‌های امنیتی» را که بدون هیچ جرمی در بازداشت‌اند آزاد کنند؛ همچنین باید برای کلیه افرادی که در خشونت‌های پس از جنگ دخالت داشته‌اند، مسئله عفو عمومی مدنظر قرار گیرد.

8ـ باید در مذاکراتی جامع و فراگیر، همه نیروهای عراقی برای یافتن طرحی مشترک برای اداره دولت عراق شرکت کنند. سازمان ملل می تواند به شکل‌گیری چنین فرایندی یاری رساند.

9ـ همه گروه‌های مسلح و شبه‌نظامیان باید با آتش‌بس و فرایند خلع‌سلاح موافقت کنند. نیروهای دولتی عراق باید با احترام به قوانین، به صورت محدود، با موارد نقض قانون مبارزه کنند. با شروع خروج نیروهای ائتلاف از عراق، باید نیروهای غیرقانونی سلاح‌های خود را تحویل دهند و به‌عنوان بخشی از طرح صلح و آشتی‌ملی، گروه‌های خود را منحل نمایند.

10ـ پس از خروج کامل نیروهای ائتلاف از عراق، باید انتخابات جدیدی مطابق با معیارهای بین‌المللی و تحت نظارت جامعه بین‌المللی برگزار شود؛ برای موفقیت طرح «آشتی ملی» باید قانون‌اساسی جدیدی تدوین شود.

11ـ جامعه بین‌المللی باید در بازسازی زیرساخت ها و شهرهای به شدت آسیب‌دیده عراق، به این کشور یاری رساند و همچنین باید برای جایگزینی سریع آوارگان تدبیری انديشيده شود.

12ـ در مورد بهره‌برداری از منابع نفتی تا برقراری شرایط آرام پس از پایان اشغالگری هیچ قانونی یا معاهده‌ای نباید تصویب شود. تنها در چنين شرایطی است که می‌توان برمبنای گفت‌وگویی دموکراتیک و ملی درباره آینده عراق، به مسئله منابع طبیعی مهم این کشور نیز پرداخت.

دادگاه‌هاي ملي و بين‌المللي بايد فرماندهاني كه مسئول جنايات بوده‌اند را محاكمه كرده و آنها را به دليل نقض گسترده حقوق‌بشر و قوانين انسان‌دوستانه بين‌المللي مورد مؤاخذه قرار دهند.(ارديبهشت و خرداد 1386)

مترجم : سينا مالكي

فصل اول

 

مقدمه

 

«ما به عراقی‌ها کمک می‌کنیم تا عراقی یکپارچه، آزاد و آرام در داخل و در کنار همسایه‌هاي خود بسازند... دولتی که به حقوق مردم عراق و حاکمیت قانون پای‌بند است؛ و این راهی است که به دموکراسی ختم می‌شود.» کاندولیزا رایس، مشاور وقت امنیت ملی ایالات متحده آمریکا.(1)

 

در 20 مارس 2003 (31 فروردين 1382) ایالات‌متحده، بریتانیا و ائتلافی از سایر کشورها، به عراق حمله و دولت صدام حسین را سرنگون کردند. آنها مدعی آوردن دموکراسی، صلح و رفاه برای عراق بودند. اما از آن زمان تاکنون (می 2007)، خشونت، جنگ داخلی و تنگنای اقتصادی، مردم این سرزمین را رنج داده است. هزاران عراقی بی‌گناه، کشته یا مجروح شده، میلیون‌ها نفر جابه‌جا، چندین شهرعراق ویران شده و بسیاری از منابع عراق، تلف شده است.

 

تاکنون درباره جنگ و اشغالگری در عراق مطالب زیادی نوشته شده است، اما درباره مسئولیت نیروهای ائتلاف، تصویر منسجم و ارزیابی کاملی انجام نشده است. اکثر بحث‌های عمومی درباره عراق امروز، بخصوص در ایالات‌متحده، حول جنگ فرقه‌ای در عراق، «جنگ داخلی»، پاکسازی قومی، بمب‌گذاري تروریستی و مانند آن است. مفسرین، اغلب، این تراژدی‌ها را به عوامل ناقصی همچون نفرت قومیتی ریشه‌دار در عراق، افراط‌گرایی اسلامی، یا مداخله‌جویی‌های کشورهای همسایه، نسبت می‌دهند. آنها از هر عاملی نام می‌برند، به غیر از اشغالگری.

 

اگرچه اشغال، واقعیت سیاسی اصلی در عراق است، اما خشونت و رفتار نیروهای ائتلاف، اغلب ریشه در سابقه گفتمان سیاسی غربی‌ها دارد. در حالی که گفته می‌شود نیروهای وزارت کشور عراق، کشتار مردم را در این کشور، شروع کرده اند، اما در این‌باره سخن کمتري گفته می‌شود که یک‌صد مشاور آمریکایی، در این وزارت‌خانه کار می‌کنند و در همه تصمیم‌گیری‌های آن تأثیر گسترده‌ای دارند.(2) در این میان؛ تعجب‌برانگیز این است که برخی از مفسرین برای برقراری صلح و آرامش در این کشور، از لزوم ادامه حضور نیروهای ائتلاف به‌عنوان مأمورین انسان‌دوست در عراق، سخن می‌گویند. گروه تحقیق عراق (گزارش بيكر ـ هاميلتون)، رسانه‌های عمومی و بسیاری از چهره‌های سیاسی پیشرو نیز چنین دیدگاهی را ارائه می‌کنند.

 

این گزارش، جنگ و اشغال عراق را در دوره چهارساله اخیر، مورد بررسی قرار می‌دهد. شواهدی که در این گزارش می‌آید، براساس دید حاصل از قوانین بین‌المللی، جمع‌آوری شده‌اند. این شواهد، از گزارش‌های رسانه‌های عمومی، گزارش دولت‌ها، سازمان‌ملل، ارگان‌های حقوق‌بشری، سایر NGOها و گزارش روزنامه‌نگاران، به‌دست آمده‌اند. در این گزارش، نقش سازمان‌ملل، مشروعیت اشغال عراق و نتایج انسانی این جنگ، ملاحظه می‌شود. اطلاعاتی که در این گزارش جمع‌آوری شده‌اند، راهی برای پایان صلح‌آمیز به اشغال عراق و زمینه‌ای برای عراق آرام پس از اشغال، پيشنهاد می‌کنند.

 

این گزارش، اقدامات و مسئولیت‌های ایالات‌متحده و بریتانیا را بررسی می‌کند. ایالات‌متحده و بریتانیا، کشورهای قدرتمندی هستند که مدعی پیشبرد حاکمیت قانون (Rule Of Low) در جهان، هستند. آمریکا و بریتانیا، اعضای ثابت شورای امنیت سازمان‌ملل هستند؛ از اين‌رو خود را حافظ قوانین بین‌المللی و عدالت در جهان می‌دانند. این دو کشور بر احیای «حاکمیت قانون» اصرار داشته و دیگران را به دلیل خشونت و نقض قوانین و صلح جهانی، محکوم می‌کنند. آنها (ایالات‌متحده و بریتانیا) باید، بهترین استانداردهای بین‌المللی را اجرا کنند، زیرا همواره این استانداردها را علیه دیگر کشورها، مورد استفاده قرار داده‌اند.

 

مسلماً، تراژدی عراق، مسئولین زیادی دارد. صدام‌حسین، مستبدی بود که جامعه‌اي به‌شدت ضعیف و صدمه‌دیده به‌جای گذاشت. نبرد طولانی و وحشتناک هشت‌ساله با ایران (1980 تا 1988ـ1359 تا 1367) و 13 سال تحریم‌های سازمان‌ملل، خون مردم عراق را در شیشه کرد. با این حال، دولت‌های ایالات‌متحده و بریتانیا، سال‌های متمادی با سلاح و کمک‌های مالی از صدام‌حسين حمایت می‌کردند. این حمایت، حتی زمانی‌که صدام به اعمال وحشیانه خود می‌پرداخت، نیز ادامه داشت.(3) ایالات متحده و بریتانیا، قطعنامه‌های اقتصادی گسترده‌ای را طراحی کردند که 13 سال به مردم عراق صدمه زد و صدام‌حسین را در قدرت نگه داشت.(4)

 

اگرچه اکثریت مطلق مردم عراق، قربانیان بی‌گناه خونریزی و خشونت هستند، اما برخی از عراقی‌ها نیز در بحران عراق، سهیم هستند. برخی از مردم عراق در اعمال انتقام‌جویانه شرکت داشته‌اند. برخی از این اعمال عبارتند از: بمب‌گذاری در خیابان‌های شلوغ شهرها، حمله به مراکز مقدس مذهبی، کشتار شهروندان بی‌گناه، هدایتِ دار و دسته‌های غارتگر، آدم‌ربایی، راه‌زنی و قتل. عراقی‌ها در درون و بیرون از حاکمیت، در جنگ داخلی، راه‌اندازی گروه‌های شبه‌نظامی، ترور، بمب‌گذاری، جوخه‌های مرگ و فساد مالی، دست داشته‌اند.

 

با این حال، اقدامات نادرست عراقی‌ها، اعمال غلط نیروهای ائتلاف را توجیه نمی‌کند. آنهایی که جنگ و اشغالگری را شروع کرده‌اند، بخصوص بریتانیا و ایالات‌متحده، باید مسئولیت کشته‌شدن انسان‌‌ها و ویرانی عراق را برعهده گیرند. آنها بودند که نظم عمومی را از هم پاشیدند، باعث گسترش فرقه‌گرایی و هرج و مرج اقتصادی شدند. آنها، کشور عراق را نابود کردند و اکنون حاصل آن را درو می‌کنند. همچنین آنها باید مسئولیت تضعیف جایگاه قوانین بین‌المللی و همکاری جهانی را بپذیرند. این مشکلات در پي جنگ و اشغالگری در عراق، به‌وجود آمده‌اند.

  

گفته‌های نادرست درباره جنگ

 

ایالات‌متحده و بریتانیا، پیش از حمله به عراق، شورای امنیت را برای دادن مجوز «استفاده از زور علیه عراق» تحت فشار قرار دادند. آنها گفتند که، برای جلوگیری از پیشبرد برنامه توسعه سلاح های کشتار جمعی توسط دولت عراق، استفاده از زور ضروری است. آنها عنوان کردند؛ عراق «در حال نقض» قطعنامه‌های شورای امنیت است و شواهدی برای ادعای خود ارائه کردند. کالین پاول، وزیرخارجه ایالات‌متحده در جلسه 5 فوریه 2003 (بهمن 1381) گفت؛ «آنچه اکنون به شما ارائه می‌دهیم، واقعیت‌ها و نتایجی است که از کارهای اطلاعاتی دقیق به‌دست آمده‌اند.»(5) اما اکثر اعضای شورای امنیت، در صحت این شواهد تردید داشته و درنهایت این شورا مجوز عملیات نظامی علیه عراق را تصویب نکرد. اکنون، ما می‌دانیم که عراق سلاح‌های کشتارجمعی نداشت و تقریباً همه آنها را در سال 1991، یعنی 12 سال پیش از حمله، سال 2003 نابود کرده بود.(6)

 

پیش از حمله به عراق؛ دولت‌های آمریکا و بریتانیا، با توجه به در اختیار داشتن سازمان‌های اطلاعاتی قوی، تقریباً مطمئن بودند شواهد ضعیف و حتی غلطی درباره سلاح‌های کشتارجمعی در عراق، ارائه کرده‌اند. خاطرات و گزارش‌های منتشر شده، نشان می‌دهند، مقامات دولت بوش در اوایل سال 2001، درباره جنگ علیه عراق بدون اشاره به سلاح‌های کشتارجمعی صحبت می‌کردند. در 20 سپتامبر 2001 (29 شهريور 1380، 9 روز پس از حملات 11 سپتامبر. م) (7) بوش، رئیس‌جمهور ایالات‌متحده و تونی بلر، نخست‌وزیر بریتانیا درباره حمله به عراق، در کاخ‌سفید، صحبت کرده بودند.(8) سر ریچارد دیرلاو (Richard Dearlove)، رئیس اطلاعات بریتانیا، در دیداری با تونی بلر در ژوئن 2002 گفت؛ واشنگتن «اطلاعات و مدارکی برای این سیاست خود (حمله به عراق)، تولید کرده است.»(9) اندکی پس از آن، لندن نیز به موازات آمریکا، درباره عراق ادعاهای بزرگ‌نمایی‌شده و غلطی ارائه کرد. ازجمله این ادعاها می‌توان به دو پرونده دروغینی که توسط دولت بریتانیا منتشر شد، اشاره کرد.(10) کالین پاول، وزیرخارجه وقت ایالات‌متحده، بعدها از سخنرانی خود در شورای امنیت، به عنوان «لکه ننگ» زندگی خود، نام برد.(11)

 

همچنین این دو کشور ادعا کردند، بر اساس قوانین بین‌المللی، عمل آنها مشروعیت دارد. این دو کشور ماده 51 منشور ملل متحد و «دفاع شخصی» را بهانه اقدام خود علیه عراق اعلام کردند. با این حال اکنون، می‌دانیم عراق هیچ تهدید فوری و روشنی برای جهان نبود و سیاست‌مداران نیز از این امر مطلع بودند.(12) کارن راس (Caren Ross)، متخصص ارشد عراق در دفتر بریتانیا در سازمان‌ملل، بعدها تأیید کرد که مدت چهارسال‌ونیم می‌دید، ایالات‌متحده و بریتانیا در حال انجام کار اطلاعاتی روی عراق هستند. اوگفت؛ در این مدت حتی یک گزارش كه تأیید کند، صدام دارای قابلیت سلاح‌های کشتارجمعی است یا این‌که تهدیدی برای بریتانیا یا هر کشور دیگری محسوب می‌شود، وجود نداشت (13)

 

علاوه بر این، واشنگتن ادعا کرد؛ صدام‌حسین از القاعده حمایت کرده و تروریسم بین‌المللی را گسترش می‌دهد، در نتیجه برای ایالات‌متحده، تهدیدی محسوب می‌شود. این ادعا هم نادرست بود و تمام افرادی که این اتهامات را بیان می‌کردند، خود می‌دانستند که دروغ می‌گویند. تحقیقات گسترده‌ای که بعدها توسط کمیته منتخب اطلاعاتی سنا در این باره انجام شد، نشان داد تمام این ادعاها، بی‌اساس و غیرمسئولانه بوده‌اند.(14)

 

سرانجام، ایالات‌متحده و بریتانیا، براي توجيه حمله به عراق، شروع به ارائه بحث‌های انسان‌دوستانه کردند. ازجمله این ادعاها؛ می‌توان به آزادسازی مردم عراق از حکومت استبدادی صدام‌حسین و نقض حقوق‌بشر توسط وی اشاره کرد.(15) آنها مدعی بودند؛ جنگ برای عراق، دموکراسی و آزادی به ارمغان می‌آورد. اما اگر واشنگتن و لندن واقعاً نگران آزادی و دموکراسی در عراق بودند، چرا قبلاً با صدام‌حسين همکاری کرده بودند؟ آنها به او سلاح وکمک‌های مالی و تسلیحاتی می‌رساندند و حتی از او در برابر فشار سازمان‌های حقوق‌بشری، محافظت می‌کردند.(16)

 

 جنگ و نیروهای ائتلاف

 

هر چه زمان حمله نزدیک‌تر می‌شد، آمریکا برای اقدام نظامی، «ائتلافی» را از چند کشور، ایجاد می‌کرد، تا این اقدام را عملیاتی چندجانبه و برآمده از حمایت جهانی نشان دهد. واشنگتن اعلام کرد؛ ائتلافی از 49 کشور را گرد هم آورده است.(17) اما برخی از آنها در هیچ اقدام نظامی شرکت نکرده و بسیاری نیز تنها به‌صورت سمبلیک حضور داشتند. قزاقستان 29 سرباز، مولداوی 24 سرباز، و ایسلند تنها دو سرباز در جنگ داشت.(18) نیروی نظامی که در حمله به عراق حضور داشت، تقریباً تنها از واحدهای نظامی ایالات‌متحده و بریتانیا تشکیل شده بود. مجموع نیروهای حاضر در جنگ؛ 300000 نیروی زمینی علاوه بر نیروی دریایی و هوایی بودند.(19)

 

پیش از آغاز نبرد زمینی، برای گسترش «شوک و وحشت» در عراق بمباران هوایی گسترده‌ای انجام گرفت. ایالات‌متحده از سلاح‌های غیرمتعارفی نظیر بمب‌های خوشه‌ای، اورانیوم ضعیف‌شده و ناپالم، استفاده کرده است. این بمب‌ها، نخستین نشانه بودند براي آن‌که نیروهای ائتلاف، کمترین تعهد اخلاقی یا قانونی برای خود قائل نخواهند بود.(20) نیروهای نظامی صدام، قادر به مقاومت در برابر حملات نظامی ایالات‌متحده نبودند. تنها در طول سه هفته پس از آغاز جنگ، در 8 آوریل 2003 (19 ارديبهشت 1382)، نیروهای ائتلاف وارد بغداد شدند. اگرچه بسیاری از عراقی‌ها از سقوط حاکم مستبد خود خوشحال بودند، اما برخلاف برخی از افرادی که در واشنگتن حدس می زدند، دسته گلی نثار این نیروها نشد و برای ورود آنها به بغداد، غریو شادی نيز شنیده نشد. اندکی پس از آن، پرزیدنت بوش در 2 می 2003 (12 ارديبهشت 1382)، در عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، سخنرانی «مأموریت انجام شد» (Mission Accomplished) خود را ارائه کرد

  

نابودی کشور عراق و فروپاشی نظم عمومی

 

نیروهای ائتلاف، در نخستین روزهای اشغال عراق، ارتش و پلیس انتظامی عراق را منحل کردند. بدین‌ترتیب شهرهای عراق را هرج‌ومرج و غارتگری فرا گرفت. نیروهای ائتلاف در این بین، تنها ناظر صحنه‌ها بودند. 17 وزارت‌خانه، ازجمله وزارت‌خانه‌های آموزش و پرورش، بهداشت، فرهنگ و بازرگانی، به حال خود رها شده بودند. با این وجود، نیروهای ائتلاف تنها از وزارت خانه نفت عراق، محافظت می‌کردند.(21) اکثر اسناد دولتی عراق، در آتش سوخت و دزدان هم، مبلمان، کامپیوترها، بسیاری از وسایل دیگر و حتی کابل‌های مسی مراکز دولتی را برای فروش در بازار مکاره، ربودند. همزمان، غارتگران نیز به بانک‌ها، بنگاه‌های تجاری و حتی بیمارستان‌های بزرگ عراق، حمله کردند. مؤسسات فرهنگی بزرگ عراق، نظیر کتابخانه‌ملی و موزه ملی عراق، چپاول شدند و بسیاری از این مؤسسات نیز در آتش سوختند. عراقی‌ها، پژوهشگران بین‌المللی و رهبران انسان‌دوست، از کشورهای ائتلاف و فرماندهان نظامی خواستند از میراث فرهنگی و مؤسسات ملي عراقی، حفاظت کنند، اما این درخواست‌ها، هیچ فایده‌ای نداشت و تغییری در رفتار نیروهای ائتلاف دیده نشد.(22)

 

در غیاب یک نیروی انتظامی ملی؛ دزدی، آدم‌ربایی، قتل و غارت باقی‌مانده اموال رژیم سابق، آغاز شد. در شهرها هرج و مرج حاکم شد و بسیاری از مردم برای حفظ جان خود، مسلح شدند. رهبران ائتلاف، درباره این رخدادها، سهل‌انگاری عجيبی نشان می‌دادند. رامسفلد، وزیر دفاع ایالات‌متحده، با بی‌اهمیت تلقی‌کردن غارت موزه‌ملی عراق، در 11 آوریل 2003 (21 ارديبهشت 1382) گفت؛ «این مسائل اتفاقی است.»(23)

 

در ماه می 2003، نیروهای ائتلاف، آخرین گام را برای انحلال کامل ارتش و قطع حقوق بازنشستگی نیروهای نظامی سابق عراق برداشتند. بدین‌ترتیب زندگی 400000 خانواده عراقی، تباه شد.(24) همچنین، «بعثی زدایی» رادیکالی نیز آغاز شد که در نتیجه آن؛ 30000 عضو حزب سابق عراق، از پست‌های دولتی اخراج شدند. در این میان، افرادی بودند که کاملاً از جنایات رژیم سابق عراق، مبرا بودند.(25) بدین‌ترتیب، بسیاری از افراد شایسته از سرویس‌های دولتی دور ماندند و به بسیاری از ارگان‌های بازمانده از حکومت سابق، آسیب جبران‌ناپذیری وارد شد.

 

 نقش عجیب شورای امنیت و سازمان ملل

 

با این‌که پیش از آغاز جنگ، شورای امنیت،به صورت قاطع عملیات نظامی را رد کرده بود، اما مسیر خود را پس از اشغال عراق، به سرعت تغییر داد. آنها به شدت از تقابل با ایالات‌متحده دوری کرده و معتقد بودند، هیچ جایگزینی برای نیروهای ائتلاف در عراق، موجود نیست. اعضای شورای امنیت، به اشغال عراق مشروعیت داده و امکان برداشت از درآمدهای نفتی عراق را برای آنها فراهم کردند. قطعنامه 1483 شورای امنیت در 22 می 2003 (14 ارديبهشت 1382) ایالات‌متحده و بریتانیا را به عنوان «نیروهای اشغالگر» به رسمیت شناخت و از آنها خواست قوانین حقوق‌بشر بین‌المللی را رعایت کنند. همزمان، این قطعنامه به نیروهای ائتلاف حق داد نفت عراق را فروخته و میلیاردها دلار از حساب نفت در برابر غذاي سازمان‌ملل برداشت کرده و برای پروژه‌هایی که «به نفع مردم عراق می‌دانند»، خرج کنند. اکثریت مخالف جنگ در شورای امنیت، امیدوار بودند تا با این قطعنامه، سازمان‌ملل «نقش اصلی» را در عراق به‌عهده گرفته و سرانجام کل مسئولیت عراق نیز به‌عهده این سازمان بیفتد. اما این ادعا تنها یک خودفریبی بود. نیروهای ائتلاف، اصلاً نمی‌خواستند قدرت را به سازمان‌ملل واگذار کنند آنها تنها نقشی حاشیه‌ای برای سازمان قائل شدند.

 

سرجیو ویرا دیملو (Sergio Veira De Mello)، نماینده ویژه سازمان ملل در بغداد، سعی کرد برای سازمان ملل در عراق نقش مستقلی ایجاد کند، اما دولت تحت رهبری ایالات‌متحده در عراق، برای او امکان مانور کمی فراهم ساخت و طرح‌های او (دیملو) را برای مشاوره گسترده با تمام شخصیت‌های سیاسی عراقی رد کرد. «نقش حیاتی» که شورای امنیت برای سازمان ملل در عراق، در نظر گرفته بود، هیچ گاه تحقق پیدا نکرد. در 19 اوت 2003 (28 شهريور 1382) یک کامیون حاوی بمب، دفتر اداری سازمان‌ملل را در بغداد نابود کرد. در جریان این بمب گذاری، ویرا دیملو و سیزده عضو دیگر این دفتر، جان باختند. پس از این حادثه، نقش سازمان ملل در عراق، بسیار کم‌رنگ شد.

 

با این حال، در اکتبر 2003، شورای امنیت با تصویب قطعنامه 1511 حرکت سرنوشت‌سازی را انجام داد. مطابق این قطعنامه، اشغال عراق توسط سازمان ملل، رسماً پذیرفته و نیروهای ائتلاف به‌عنوان «نیروهای چندملیتی» سازمان ملل به رسمیت شناخته شد. دربرابر، شورای امنیت از نیروهای ائتلاف خواست پروسه‌ای سیاسی را به سمت برگزاری انتخابات و انتقال قدرت به عراقی‌ها طی کند. پس از این بود که ایالات‌متحده و بریتانیا، ادعا کردند از طرف سازمان‌ملل در عراق حضور دارند و این سازمان، به حضور آنها در عراق، مشروعیت قانونی بخشیده است. از آن زمان تاکنون، علی رغم نقض فاحش قوانین بین‌المللی توسط نیروهای ائتلاف در عراق، شورای امنیت، این حکم را دو بار تمدید کرده است.(26) با این وجود، این شورا، تاکنون بر اقدامات نیروهای چند ملیتی (MNF) نظارت دقیقی نداشته و هیچ بحث و تحقیقی درباره مسئله عراق، انجام نداده است. چند تن از سفرای کشورهای مختلف در سازمان‌ملل ازجمله؛ خوان گابریل والدس (Juan Gabriel Valdes) از شیلی و آدولفو آگوئیلار زینسر(Adolfo Aguilar Zinser) از مکزیک، سعی کردند این مسئله را مورد بررسی قرار دهند، اما واشنگتن از دولت‌های این کشورها خواست این سفرا را فراخوانده و برای آنها روشن کنند آمریکا، در این زمینه، هیچ مخالفتی را تحمل نخواهد کرد.(27) سایر سفرا نیز با ناراحتی گفتند؛ واشنگتن حتی در هنگام ارائه گزارش‌های دوره‌ای درباره عراق، اجازه طرح پرسش را به مخالفین نمی‌دهد.(28)

  

حاکمیت ایالات‌متحده در عراق

 

ایالات‌متحده، به جای آن که حاکمیت عراق را به مردم اين كشور، واگذار کند، به دولت موقت ائتلاف به ریاست پل برمر؛ مأمور پنتاگون، واگذار کرد. در این دولت، هیچ فرد عراقی حضور نداشت.(29) دفاتر اداری دولت برمر، در کاخ ریاست‌جمهوری سابق صدام تأسيس شد. برمر بر اساس حکم مدیریتی خود، دارای قدرت نامحدود در عراق بود. در برابر این دولت، در بین عراقی‌ها مقاومت روزافزونی شکل می‌گرفت. برمر برای حفاظت از دولت موقت ائتلاف (CPA)، در بغداد منطقه امنیتی به شدت کنترل‌شده‌ای به‌نام «منطقه سبز» ایجاد کرد. فرماندهان ارشد دولتی و مقامات دولت موقت، در این منطقه ساکن شدند. برمر، نه تنها امکان سخن گفتن به زبان عربی نداشت، بلکه از عراق، هیچ شناختی هم نداشت. برمر و تیم او که متشکل از هواداران پر و پا قرص جمهوری خواهان بودند، بازسازی اين كشور را براساس اصول نئوکان ها در عراق، شروع کردند.

 

برخلاف قوانین بین‌المللی، برمر اقدام به تغییر اساسی ساختار اقتصادی و دیوانی مؤسسات دولتی عراق کرد. او بیش از صد بخشنامه فراگیر، صادر کرد. برمر، در یکی از نخستین بخشنامه‌ها، تمام تعرفه‌ها، حقوق گمرکی، حقوق مصرف‌کننده و مقرری‌های وارداتی عراق را لغو کرد. وی، بدین‌ترتیب، اقتصاد عراق را پس از سال‌ها انقباض اقتصادی ناشی از تحریم، به یکباره در برابر سیاست‌های تجارت آزاد قرار داد. در همين حال، دولت موقت ائتلاف، اقدام به خرج‌کردن درآمدهای نفتی عراق و برداشت از حساب پس‌انداز نفت در برابر غذای سازمان‌ملل [این حساب در حقیقت بخشی از تحریم‌های سازمان‌ملل علیه عراق در سال‌های پس از 1991 و شکست عراق در جنگ اول خلیج‌فارس بود. براساس قطعنامه تحریم عراق، این کشور حق داشت تا برای تأمین غذا و داروی مورد نیاز مردم عراق، اقدام به فروش مقادیر متناظری نفت کند. این عواید نفتی در حسابی به نام سازمان ملل ذخیره شده و توسط آنها برای مصارف مجاز ارائه می‌شد. م] کرد. دولت موقت ائتلاف، با مصرف گسترده این درآمدها سعی داشت تا نظر دوستان عراقی خود را جلب کرده و در اقتصاد عراق جهشی ایجاد کند. اما این مصارف، باعث ایجاد روح فساد مالی در دولت‌های بعدی عراق شد که ریشه اولیه آن در همین دولت موقت ائتلاف بود. کمپانی‌های عظیمی نظیر هالیبرتون، پارسونز و فلور، برای بازسازی عراق، قراردادهای چند میلیارد دلاری بستند.(30) در پس پرده این اقدامات، طرح‌هایي در دست اجرا بود تا منابع نفتی عراق را خصوصی کنند. بدین‌ترتیب کمپانی‌های بزرگ نفتی ایالات‌متحده و بریتانیا نظیر اکسون، شل و بریتیش پترولیوم منافع گسترده‌ای، به‌دست می‌آوردند. در حالی‌که برمر اقدام به تأسیس بازار بورس بزرگی در عراق می‌کرد، نظام بانکی این کشور هم چنان ناکارآمد بود و بیکاری بیداد می‌‌کرد.

 

 سرکوب مردم

 

نیروهای ائتلاف در غیاب پلیس محلی عراق، با توده‌های ناراضی عراق، مستقیماً مقابله كردند. سربازان ائتلاف، با فرهنگ بومی مردم عراق کاملاً ناآشنا بوده و قادر به برقراری ارتباط با آنها (مردم عراق) به زبان خودشان نبودند. این سربازان بی‌تجربه و ناآماده، به سلاح‌های سنگین و پشتیبانی گسترده هوایی و خمپاره‌ای ارتش، مجهز بودند. نخستین اقدام سریع نیروهای ائتلاف، در اختیار گرفتن اجباری برخی از مکان‌ها در قلب شهرهای عراق بود. همین اقدامات خيلي زود باعث تحریک، نزاع و درگیری در عراق شد. اندکی پس از اشغال بغداد، نیروهای نظامی ایالات‌متحده در فلوجه، مدرسه‌ای را در مرکز شهر به اشغال خود در آورده و در آن مکان، پایگاه نظامی ایجاد کرد. مردم فلوجه، به این اقدام آمریکایی‌ها، با خشم پاسخ گفتند. در 28 آوریل 2003 (7 خرداد 1382)، یعنی تنها پنج روز پس از اشغال فلوجه، صدها نفر از مردم شهر در اعتراض به اقدام آمریکایی‌ها، در برابر این مدرسه تظاهرات کردند. سربازان آمریکایی در پاسخ به این اعتراض، به روی جمعیت آتش گشودند، هفده‌نفر را کشته و تعداد بیشتری را مجروح کردند.(31) دو روز پس از آن هم، صحنه خونین دیگری در این شهر اتفاق افتاد. بدین‌ترتیب، فلوجه به‌عنوان مرکز مقاومت ضد اشغالگری مطرح شد. وقایع مشابهی نیز در موصل و سایر شهرهای عراق، اتفاق افتاد.

 

هر چه درگیری‌های این چنین گسترش می‌یافت، نیروهای ائتلاف هم از تاکتیک‌های خشن و نیروی سرکوب‌گر بزرگ‌تری استفاده می‌کردند. جوخه‌های نظامی وارد خانه‌های مردم شده و جست‌وجوی منازل را شروع کردند. در این جست‌وجوها، درهای منازل را می‌شکستند، مبلمان منزل را تخریب مي‌کردند، بر سر ساکنین منزل فریاد زده و دستورات خود را به زبان انگلیسی بیان می‌کردند و درنهايت نيز ساکنین منزل را بازداشت می‌کردند.(32) نظامیان ائتلاف، در جست‌وجوی محله ها، صدها عراقي را بازداشت کرده و آنها را مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار دادند. خیلی زود، هزاران عراقی در حصر زندان‌های و اردوگاه‌های نیروهای ائتلاف قرار گرفتند، بدون آن‌که جرمی مرتکب شده باشند یا این‌که برای دفاع از خود در دادگاه فرصتی داشته باشند.(33) شکنجه در نخستین هفته‌های جنگ، آغاز شد.(34)

 

همچنین، نیروهای ائتلاف از واحدهای عملیاتی سری ازجمله هزاران نیروی عملیاتی ویژه نظیر؛ کماندوهای نظامی، ملوان‌های نیروی دریایی، نیروهای دلتا و سرویس هوایی ویژه بریتانیا، به صورت گسترده‌ای، استفاده کرده‌اند.(35) علاوه بر این، نیروهای سیا، MI6 و نیروهای ویژه جاسوسی نظامی پنتاگون و دیگر نیروهای «عملیات سیاه»(Black Operation) نیز در عراق فعالیت می‌کنند. این نیروهای سری، به‌نام جست‌وجوی صدام و تعقیب تروریست‌ها، عملیات نظامی مخفیانه‌ای را هدایت کرده و در پایگاه‌های مخفی عراق بازجویی‌های بسیار وحشیانه‌ای انجام داده‌اند.

 

سرانجام این‌که، نیروهای ائتلاف، پای پیمانکاران نظامی خصوصی را به عراق کشاندند و در اندک زمانی تعداد آنها به ده‌ها هزار نفر رسید.(36) برخی از کارکنان شرکت‌های بلک واتر (Blackwater)، شرکت دین‌کرپ (DynCorp) و شرکت بین‌المللی کاکی (CACI)، عبارتند از؛ نیروهای نظامی ویژه ایالات‌متحده، افسران پلیس، پرسنل سرویس جاسوسی و افراد ماهر در جنگاوری سری، بازجویی و حفاظت نظامی. این نیروها که به‌شدت مسلح شده و حتی در برابر دادگاه نظامی، از هرگونه پاسخگویی مصون هستند، دستمزدهای زیادی دریافت کرده و علاوه بر بريتانيا و ايالات‌متحده از بسياري کشورهای ديگر هستند.(37) این نیروها به‌عنوان بازجو در زندان‌های ائتلاف، محافظ مقامات ائتلاف، واحدهای «حفاظتی»، جوخه‌های جنگاوری ویژه، آموزش‌دهنده واحدهای کماندویی عراقی و ... کار می کنند.(38) آنها مسئول اجرای گزینه سرکوب و خشونت به‌عنوان انتخاب پایدار استراتژیک اشغالگران، بودند.

 

 چریک‌ها، کماندوها و جوخه‌های مرگ تحت حمایت نیروهای ائتلاف

 

نیروهای ائتلاف، اقدام به تأسیس و پشتیبانی گروه‌های فراقانونی عراقی کرده‌اند. ایالات‌متحده و بریتانیا، پیش از حمله به عراق، پیشمرگان (شبه‌نظامیان کرد در کردستان عراق) کرد را مورد حمایت قرار می‌دادند.(39) در سال 2003، شمار این نیروها چند ده‌هزار‌نفر بود و برخی از آنها با سلاح‌های پیشرفته، مجهز شده بودند. فرماندهان ائتلاف اعلام کردند که پیشمرگان می‌توانند سلاح‌ها و واحدهای نظامی خود را نگه‌دارند. علت این امر این بود که فرماندهان ائتلاف مدعی بودند، پیشمرگان «تحت نظارت ائتلاف» فعالیت می‌کنند.(40) فرماندهان ائتلاف، خیلی زود از پیشمرگان در عملیات‌های نظامی بخصوص علیه ستیزه‌جویان در شمال و مرکز عراق، استفاده کردند. استفاده ائتلاف از پیشمرگان، سبب تقویت جدایی‌طلبی کردی شده و خصومت شیعه وسنی علیه کردان را به شدت، افزایش داد.

 

علاوه بر این، ایالات‌متحده، شبه‌نظامیان کنگره ملی عراق، تحت رهبری احمد چلبی را مسلح کرده، آموزش داده و به آنها کمک مالی می‌کردند. چلبی یکی از عراقی‌های تبعیدی بود و شخصیتی که برای پنتاگون محبوب بوده و از او به‌عنوان نخست‌وزیر آینده عراق، نام برده می‌شد. این گروه شبه‌نظامی در سال 2002؛ با بودجه چندین میلیون دلاری از جانب پنتاگون تأسیس شد. نام این گروه شبه‌نظامی، «نیروهای عراق آزاد» بود.(41) اندکی پس از حمله به عراق، نیروی هوایی ایالات‌متحده، چلبی و600 شبه‌نظامی تحت فرمان او را به ناصریه در جنوب عراق، منتقل کرد.(42) دولت موقت ائتلاف؛ با این گروه، قرارداد چندين میلیون‌دلاری بست که سرمایه آن عمدتاً از عواید نفتی عراق، تأمین می‌شد. علاوه بر این؛ پنتاگون، ماهانه 342000 دلار، مقرری به چلبی و کنگره ملی عراق، می‌پرداخت.(43) نیروهای تحت فرمان چلبی، با گروه‌های رقیب در بغداد، درگیر می‌شدند. بسیاری از مردم، این گروه را متهم به ربودن خودروها، کلاهبرداری، ضبط غیرقانونی اموال بعثی‌های سابق و قتل، می‌کردند.

 

اسکورپیون (Scorpions)، نیروی عراقی غیرقانونی دیگری بود که توسط سیا ایجاد شد و از آغاز به‌صورت کاملاً سری فعالیت می‌کرد.(44) هویت این گروه در نوامبر 2003، به دنبال شکنجه وحشیانه و سپس مرگ یک زندانی در بازداشتگاه ایالات متحده، افشا شد.(45)

 

ایاد علاوی، شخصیت سیاسی حامی ایالات‌متحده و مأمور سابقه‌دار سیا گفت، استفاده از نیروهای غیرقانونی عراقی برای عملیات ضد ستیزه‌جویی است. در پاییز 2003، واشنگتن، جنگ کثیفی را شروع کرد. در این زمان، بودجه‌ای سه‌میلیارد دلاری توسط دولت پیشنهاد شده و از تصویب کنگره گذشت تا روی گروه‌های شبه نظامی عراق، سرمایه‌گذاری شود.(46) از اواسط سال 2004 به بعد، نیروهای ائتلاف، به صورت روزافزونی از نیروهای غیرقانونی عراقی و واحدهای ویژه تحت فرمان وزارت کشور عراق، استفاده کردند.

 

منابع پنتاگون و خبرنگاران، از این سیاست به نام «گزینه سالوادور» یاد کردند. این نام به عملیات ضد ستیزه‌جویی دهه 1980 ایالات‌متحده در آمریکای مرکزی، اشاره دارد.(47) جیمز استیل، مشاور ویژه سفارت ایالات‌متحده که در جنگ‌های کثیف در آمریکای مرکزی نقشی کلیدی داشت، برای مشاوره این واحدهای نظامی، برگزیده شد.(48) برخی از گروه‌های غیرقانونی عراقی که در تابستان و پاییز 2004 تأسیس شدند عبارتند از: گروه سوات (SWAT) حله، گارد آزادی عراق، بریگاد عامره و کماندوهای پلیس ویژه یا بریگاد ولف.(49) بسیاری از این گروه‌ها توسط ائتلاف، مسلح و آموزش داده شده‌اند.(50) برخی از آنها به‌عنوان جوخه‌های مرگ در ترورهای خاص، استفاده می‌شوند. برخی از فرماندهان نظامی عراقی، مأمورین پلیس ویژه عراق در رژیم سابق بوده که پس از اجرای فراگیر «بعثی‌زدایی»، مجدداً به کار گرفته شده‌اند.(51) برخی از این گروه‌ها، بسیار خشن و بی‌رحم هستند که شکنجه، غارت، کشتار و اعدام‌ها را اجرا می‌کنند.

 

گروه‌های مذهبی و قومی عراق و همچنین احزاب سیاسی این کشور، برای دفاع از خود شروع به تأسیس گروه‌های شبه‌نظامی کردند. بزرگ ترین حزب شیعه عراقی، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، سپاه بدر متعلق به خود را گسترش داد، در همین زمان، مقتدا صدر، روحانی جوان شیعه نیز جیش‌المهدی را تقویت نمود.(52) رهبران سیاسی و قومی عراق، اقدام به استخدام محافظ نظامی برای خود کردند. شخصیت‌های دولتی نیز از پلیس رسمی و واحدهای نظامی عراق، به‌عنوان شبه‌نظامیان نسبتاً مستقل استفاده کردند. دارودسته‌های نظامی، اقدام به آدم‌ربایی در روز روشن، سرقت مسلحانه و راه‌زنی، کردند. نیروهای ائتلاف، با پشتیبانی از شبه‌نظامیان، خشونت‌ها در عراق را چند برابر کرده و وحدت ملی در عراق را نابود کردند.

  

عراق متحد و آزاد

 

ایالات‌متحده و متحدینش، از آغاز حمله به عراق، اصرار داشتند كه می‌خواهند عراقی دموکراتیک بسازند تا الگویی برای تمام منطقه شود. اما در عمل، آنها کمترین اعتنایی به خواسته‌های مردم عراق نکرده و آنها را در هیچ‌کاری دخالت ندادند. در طول یک سال پس از اشغال عراق، دولت موقت ائتلاف، از پایگاه خود در منطقه سبز، بخشنامه‌ها، احکام، قراردادها و فرامین عمومی را صادر می‌کرد.(53) اکثر کارکنان دولت موقت عراق، تنها شش‌ماه آموزش دیده بودند و فرصت لازم برای به‌دست‌آوردن درک کافی از عراق را نداشتند.(54)

 

دولت موقت ائتلاف و برمر، تشکیل «شورای اداری» دادند که اعضای آن، عراقی‌های منتخب ایالات‌متحده و دوست اشغالگران بودند.(55) بسیاری از این عراقی‌ها، سال‌ها در تبعید به‌سر برده بودند و ریشه کمی در عراق فعلی، داشتند. برخی از این افراد نظیر ایاد علاوی و احمد چلبی، سال‌ها حقوق‌بگیر واشنگتن بودند.(56) با اعلام شکل‌گیری شورای اداری عراق براساس موازنه و جهت‌گیری‌های فرقه‌ای، درحقیقت، دولت موقت ائتلاف اولویت را به هویت قومی سیاستمداران عراقی داده و رقابت‌های فرقه‌ای را عمیق‌تر نمود.(57) در نتیجه نیروهای ائتلاف شروع به استفاده از روش‌های «تفرقه بینداز و حکومت کن» کردند.

 

در پایان ژوئن 2004، دولت موقت عراق، حاکمیت ملی عراق را به عراقی‌ها واگذار کرده و خود را منحل نمود. نیروهای ائتلاف اعلام کردند؛ دولت موقت ملی عراق؛ هم اکنون مسئول اداره کشور است و شورای امنیت نیز در نیویورک، از این پروسه انتقال، حمایت کرد.(58) دولت موقت جدید به‌وسیله برمر و با کمک اخضر ابراهیمی، مأمور ویژه سازمان‌ملل، انتخاب شد. اگرچه، شوراي اداري عراق، عمدتاً از تکنوکرات‌ها تشکیل شده بود، اما براساس حضور بسیاری از شخصیت‌های نام آشنا و هویت آنها، مشخص بود که افراد، براساس هویت‌های فرقه‌ای، انتخاب شده‌اند.(59) سرانجام، برمر و بسیاری از همکارانش، عراق را ترک کردند، اما حضور سنگین ایالات‌متحده در این کشور، باقی ماند.

 

حاکمیت ملی، به عراق بازگشته بود. عراق، وزارت‌خانه‌ها، خدمات شهری، نیروی انتظامی و ارتش، زندان‌ها، وزارت‌خانه دارایی و حتی سرویس جاسوسی مخصوص خود را داشت و البته، در عراق، انتخابات نیز برگزار می‌شد که ازجانب نیروهای ائتلاف به قله دموکراسی در عراق، تعبیر می‌شد. اما واقعیت، چیز دیگری بود. جان نگروپونته، سفیر ایالات‌متحده در عراق، در رأس بزرگ‌ترین سفارت خانه جهان، به نفوذ گسترده ایالات‌متحده در عراق ادامه داد. سیاست‌های هر وزارت‌خانه‌ای در عراق، را چند ده «مشاور» آمریکایی دارد که آن تعیین می‌کنند.(60) ارتش عراق، کاملاً تحت فرماندهی ایالات‌متحده بوده و سرویس جاسوسی عراق نیز فرامین و حتی حقوق خود را از سیا می‌گیرد.(61)

 

در 30 ژانویه 2005 (10 بهمن 1384) نخستین انتخابات مجلس ملی عراق با 275 عضو برگزار شد. به دلیل شرایط امنیتی خطرناک، کارشناسان بین‌المللی بر این انتخابات، نظارت کردند. این نظارت، بر اساس اطلاعات حاصل از ناظران عراقی انجام شد؛ مأموریت بین‌المللی برای انتخابات عراق، اعلام کرد، انتخابات «عموماً مطابق استاندارهای بین‌المللی بوده است.»(62) با این حال، منتقدین گفتند؛ انتخابات دارای کمبودهایي بوده و تنها یک لیست واحد در انتخابات حضور داشت. درنتیجه امکان رقابت واقعی در انتخابات وجود نداشت. بنابراین، منتقدین معتقد بودند این انتخابات، استانداردهای بین‌المللی حقوق‌بشر را نقض کرده است.(63) سایه سیاه دیگری که بر سر انتخابات سنگینی می‌کرد، حضور بسیار کم سنی‌ها در آن بود.(64)

 

فرایند تدوین و تصویب قانون‌اساسی جدید عراق نیز دارای مشکلاتی بود و منجر به خصومت‌های فرقه‌ای بیشتری شد. قوانین مربوط به رفراندوم قانون‌اساسی، در آخرین دقیقه پیش از آغاز رفراندوم 15 اکتبر 2005 (23 مهر 1384)، تغییر کرده و درنتیجه احتمال تقلب بر نتایج نهایی رفراندوم، سایه انداخت.(65) برخلاف انتظار آرای منفی گسترده به قانون اساسی، اين قانون رأی آورد. اندکی پس از تصویب نهایی قانون‌اساسی در رفراندوم، در 15 دسامبر 2005 (آبان 1384)، انتخابات پارلمانی برگزار شد. نتیجه این انتخابات نیز باعث تقویت بلوک شیعیان و کردها در عراق، شد. در نتیجه جريان‌های سیاسی عراق، به صورت روزافزونی فرقه‌ای شده و باعث افزایش خشونت‌ها در این کشور شد. سرانجام، با تشکیل پارلمان در ابتدای سال 2006، امیدهای افکار عمومی عراق به انتخابات، محو شد. در پارلمان عراق، چندین ماه بحث پیرامون تشکیل دولت جدید، ادامه پیدا کرد. دولت تحت رهبری نوری المالکی، نخست‌وزیر عراق، دولتی ضعیف، فرقه‌ای و ناکارآمد در ایجاد عراقی واحد، از کار درآمد. قرارگیری سمبلیک پارلمان و دولت عراق در منطقه سبز و در کنار سفارت‌خانه بزرگ ایالات‌متحده، نشان دهنده نقش کم رهبران سیاسی عراق در فرایندهای سیاسی این کشور بود. فساد مالی در وزارت‌خانه‌ها، نمایان شد. گروه‌های شبه‌نظامی، گسترش یافتند و اقتدار دولت عراق در داخل و خارج منطقه سبز، خالی از معنا شد.

 

چشم‌اندازی از عدم مشروعیت گسترده

 

در فصل‌هایی که در پی این گزارش می‌آیند، چشم‌انداز تراژیک اشغال عراق بررسی می‌شود. در این گزارش؛ با جزيیات نشان داده شد ایالات‌متحده؛ در عملیات‌ نظامی، از سلاح‌های غیرمتعارف و زخم‌زا استفاده کرد است. بدین‌ترتیب، نیروهای ائتلاف، کشور عراق را نابود کرده و عوامل قتل و غارت و خشونت را در عراق فراهم کرده‌اند. در جریان این اقدامات، بیمارستان‌ها، کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها، موزه‌ها و تقریباً تمام مؤسسات ملی عراق، نابود شدند. نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، در جریان برنامه «بازسازی» عراق، میلیاردها دلار را در نتیجه فساد، تقلب و تخلف، به باد دادند.

 

این گزارش نشان می‌دهد که چگونه نیروهای ائتلاف، با استفاده از نیروی نظامی گسترده، ده‌ها شهر عراق را نابود کردند. این نیروها، هزاران عراقی را برای مدت نامعلوم، بدون جرم و یا برگزاری دادگاه، در زندان نگه‌داشته و آنها را هدف آزار و شکنجه قرار داده‌اند. سربازان ائتلاف، به صورت متداول، شهروندان عراقی را در ایست‌های بازرسی، جست‌وجوی خانه به خانه و حین عملیات نظامی، می‌کشند. علاوه بر این، این نیروها، قتل‌عام و جنایات زیادی در عراق، مرتکب شده‌اند. نیروهای ائتلاف، شبه‌نظامیان عراقی، واحدهای کماندویی و جوخه‌های مرگ را برای گسترش خشونت و هرج و مرج در این کشور، سازمان داده‌اند.

 

صدها هزار عراقی، کشته شده و تعداد بسیار زیاد دیگری مجروح و معلول شده‌اند. بیش از چهار میلیون نفر ناچار به ترک خانه‌هاي خود شده و بیش از دو میلیون نفر آنها، از کشور فرار کرده‌اند. فقر در حال گسترش است، بیماری و پریشانی روانی کودکان بیداد می‌کند. علاوه بر این؛ سوءتغذیه نیز دائماً در حال افزایش است. در این گزارش؛ با استفاده از استنادات بسیار، نشان داده می‌شود، عراقی‌ها به‌شدت، در خاک خود با احداث پایگاه‌های طولانی‌مدت آمریکایی مخالفند و سفارت‌خانه جدید ایالات‌متحده در بغداد را نماد هژمونی آمریکا در کشور خود، می‌دانند. آن طور که نظرسنجی‌های پی‌درپی نشان می‌دهند، اکثریت مطلق مردم عراق، خواهان خروج نیروهای ائتلاف از کشور خود هستند. همچنین، اکثریت روزافزون مردم آمریکا و بریتانیا نیز خواهان خروج نظامیان خود از خاک عراق هستند.

 

بسیاری از خوانندگان، با آنچه آورده شده است، آشنایی دارند. اما خواندن این فصول، تصویر عمیق‌تر و کامل‌تری نسبت به آنچه پیش از آن در ذهن افراد بوده است، به دست می‌دهد. این گزارش، چشم‌اندازی از خشونت و عدم مشروعیت گسترده را توصیف می‌کند. با توجه به مستندسازی بسیاری از موارد نقض قوانین بین المللی، این گزارش در پي آن است تا جامعه بین‌المللی، بحران انسانی را در عراق به‌رسمیت شناخته و جایگزین‌هایی برای آینده این کشور، ارائه کنند. تا زمانی که اشغال عراق ادامه يابد، صلح و آرامش به این کشور بازنخواهد گشت.

  

پي‌نوشت‌ها:

 

1- White House, Press Briefing by National Security Advisor Dr Condoleezza Rice (April 4, 2003)

 

2- Yochi J. Dreazen and Christopher Cooper, "Behind the Scenes, US Tightens Grip on Iraq's Future" Wal Street Journal (May 13, 2004). Also see Bradley Graham and Robin Wright, "Aid to Iraq Ministries To Shift to Pentagon" Washington Post (September 26, 2005)

 

3- See Mark Phythian, Arming Iraq: How the U.S. and Britain Secretly Built Saddam’s War Machine (Boston, 1997)

 

4- The sanctions continued for many years against the wishes of most members of the Security Council

 

because the US and the UK could use their vetoes to block any effort to bring the sanctions regime to an end. See Global Policy Forum et al, Iraq Sanctions: Humanitarian Options and Implications for the Future (August, 2002)

 

5- UN Security Council Meeting 4701 on Iraq, Verbatim Transcript S/PV.4701 (February 5, 2003) p.5

 

6- See US Central Intelligence Agency, Comprehensive Report of the Special Advisor to the DCI on Iraq’s WMD (September 30, 2004)

 

7- Richard Clarke, Against all Enemies (New York, 2004) Clarke was the chief counter-terrorism expert on the National Security Council in the Bush administration’s early years.

 

8- Sir Christopher Meyer, DC Confidential (London, 2005). Meyer was the UK ambassador in Washington at the time.

 

9- "Iraq: Prime Minister’s Meeting, 23 July [2002]" Secret memorandum of a meeting of senior UK civil servants and ministers at 10 Downing Street, leaked to the Sunday Times and published May 1, 2005. Its authenticity has never been disputed. See Walter Pincus, "British Intelligence ‘Warned of Iraq War’ "Washington Post (May 3, 2005)

 

10- Assessment of the British Government, Iraq’s Weapons of Mass Destruction (September 24, 2002) and UK 10 Downing Street, Iraq: Its Infrastructure of Concealment, Deception and Intimidation (February 3, 2003)

 

11- "Powell Calls Pre-Iraq U.N. Speech a ‘Blot’ on his Record" Associated Press (September 8, 2005)

 

12- Lord Goldsmith, the chief legal officer of the UK government dissented from the self-defense argument

 

in his private advice to the Prime Minister (March 7, 2003), saying that only a resolution of the Security Council authorizing the use of force would make the UK military engagement legal under international law

 

13- Ross worked at the UK’s UN Mission for four and a half years, from December 1997 until June 2002. His testimony was kept secret and only made public 30 months later after pressure from members of Parliament. See "Full Transcript of Evidence given to the Butler Inquiry, Supplementary Evidence Submitted by Mr.Carne Ross, Director, Independent Diplomat," dated June 9, 2004, published by the11 Independent (December 15, 2006). See Colin Brown and Andy McSmith, "Diplomat’s Suppressed Document Lays Bare the Lies Behind Iraq War" Independent (December 15, 2006)

 

14- US Senate, 109th Congress, 2nd Session, Report of the Select Intelligence Committee on Postwar Findings on Iraq’s WMD Programs and Links to Terrorism and How They Compare with Prewar Assessments (September 8, 2006). A report by the Inspector General of the Department of Defense, released to the Congress on April 5, 2007, came to the same conclusion. See "Hussein-Qaeda Lind ‘Inappropriate,’ Report Says" Bloomberg News (April 6, 2007)

 

15- White House Press Release, Remarks by the President to the Military Personnel and Their Families Marine Corps Base Camp Lejeune, North Carolina (April 3, 3003)

 

16- See DilipHiro, "Outside Powers," in The Longest War (New York, 1991) and Mark Phythian, Arming Iraq: How the US and Britain Secretaly Built Saddam’s War Machine (Boston, 1997). Also see Human Rights Watch, Annual Report: Iraq (1989)

 

17- White House Press Release, Iraq Coalition (March 27, 2003)

 

18- 18 See for example US Department of State, Office of the Coordinator for Counterterrorism, "Patterns of Global Terrorism" (April 29, 2004); US CENTCOM, "International Contributions to the War on Terror" (January 10, 2005); Sewell Chan, "Rumsfeld Thanks Kazakhstan" Washington Post (February 26, 2004); Globalsecurity.org, Iraq Coalition Troops (February 2007)

 

19- Jim Garamone, "More than 100,000 Coalition Troops in Iraq" American Forces Press Service (March31, 2003)

 

20- See chapter three of this report: Indiscriminate and Especially Injurious Weapons.

 

21- The White House website notes that the Ministry of Health was "completely looted". For details on the Oil Ministry see Andras Riedlmayer, "Yes the Oil Ministry Was Guarded" Iraq War and Archeology (May 7, 2003)

 

22- See detailed information in Chapter 2 on "Destruction of Cultural Heritage."

 

23- Department of Defense, News Briefing by Secretary of Defense Donald Rumsfeld and General Richard Meyers (April 11, 2003). See Sean Loughlin, "Rumsfeld on Looting in Iraq" CNN (April 12, 2003)

 

24- See Coalition Provisional Authority, Order Number 2: Dissolution of Entities (May 23, 2003)

 

25- Toby Dodge, "Staticide in Iraq" Le Monde Diplomatique (February 2007)

 

26- See UN Security Council Resolutions S/RES/1637(2005) and S/RES/1723 (2006)

 

27- Maggie Farley and Richard Boudreaux, "Mexico’s Envoy to UN Leaves, With Defiance" Los Angeles Times (November 22, 2003)

 

28- Private communication with former ambassadors on the Council.

 

29- Bremer had served in the State Department for many years and from 1989-2000 had been a Managing Director of Kissenger Associates. His biographies describe him as a counter-terrorism expert. See the bio presented by the CPA website http://www.iraqcoalition.org/bremerbio.html

 

30- See chapter nine of this report: Corruption, Fraud and Gross Financial Negligence.

 

31- In another incident on April 30, US forces opened fire again on a crowd, killing three and wounding sixteen. See Human Rights Watch, Violent Response: the U.S. Army in al-Falluja (June 17, 2003) According to HRW, Fallujan protester were also outraged that US observers posted on the high rooftop could see into the privacy of local dwellings, dishonoring the women.

 

32- See chapter seven of this report: Killing Civilians, Murder and Atrocities.

 

33- See chapter four of this report: Detention and Prisons.

 

34- See chapter five of this report: Prisoner Abuse and Torture.

 

35-Seymour Hersh, "Moving Targets" New Yorker (December 15, 2003). Also see Matthew B. Stannard, "Special Forces Have Scoped Iraq for Weeks" San Francisco Chronicle (March 21, 2003)

 

36- The US Government Accountability Office estimated that as of March 2006 there were approximately 181 private security companies, with over 48,000 employees working in Iraq. See US Government Accountability Office, Testimony Before the Subcommittee on National Security, Emerging Threats, and International Relations, Committee on Government Reform, Statement of William Solis, Director Defense Capabilities and Management, Rebuilding Iraq: Actions Still Needed to Improve the Use of Private Security Providers (June 13, 2006)

 

37- Human Rights Watch, Private Military Contractors and the Law (May 5, 2004)

 

38- See Jeremy Scahill, Blackwater (New York, 2007) and Amnesty International USA, Human Rights Responsibilities of Private Companies Operating in Iraq.

 

39- See for instance Kenneth Katzman, "Iraq: US Efforts to Change the Regime" Congressional Research Service (March 22, 2002); Scott Peterson, "Kurds Ready to Be Next N. Alliance" Christian Science Monitors (March 28, 2002); "US Intelligence Teaming up with Kurds" Houston Chronicle (December 22,2002)

 

40- Patrick E. Tyler, "U.S. May Let Kurds Keep Arms, Angering Shiites" New York Times (May 24, 2003)

 

41- US General Accounting Office, Report to Congressional Requesters, State Department: Issues Affecting Funding of Iraqi National Congress Support Foundation (April 2004)

 

42- Johanna McGeary, "Who Will Call the Shots?" TIME (April 14, 2003)

 

43- Knut Royce, "A Start-Up Company with Connections" Newsday (February 15, 2004)

 

44- Dana Priest and Josh White, "Before the War, CIA Reportedly Trained a Team of Iraqis to Aid US" Washington Post (August 3, 2005)

 

45- Human Rights First, Command’s Responsibility (February 2006) p. 8. The detainee was Major General Abed Hamed Mowhoush.

 

46- Robert Dreyfuss, "Phoenix Rising" The American Prospect Volume 15, Issue 1 (January 1, 2004)

 

47- Michael Hirsh and John Barry, "The Salvador Option" Newsweek (January 14, 2005)

 

48- Peter Maass, "The Way of the Commandos" New York Times Magazine (May 1, 2005). Another important advisor who had been involved in US Latin American counter-insurgency operations was Steven Casteel.

 

49- The Wall Street Journal identified six of these units. See Greg Jaffe, "New Factor in Iraq: Irregular Brigades Fill Security Void" Wall Street Journal (February 16, 2005) and "Bands of Brothers New Factor in Iraq: Irregular Brigades Fill Security Void" Wall Street Journal (February 23, 2005). See esp. A.K.

 

Gupta, "Let a Thousand Militias Bloom" NYC Indymedia Center (April 22, 2005) and A.K. Gupta, "Iraq: Militias and Civil War" Z Magazine (December 2006)

 

50- Lionel Beehner, "Iraq: Militia Groups" Council on Foreign Relations (June 9, 2005)

 

51- Michale Hirsch and John Barry, "Special Forces May Train Assassins, Kidnappers in Iraq" Newsweek (January 14, 2005) and Peter Maas, "The Way of the Commandoes" New York Times Magazine (May 1,2005)

 

52- Beehner, op.cit.

 

53- Between May 2003 and June 2004, CPA Administrator Paul Bremer issued 100 orders, 12 regulations, 17 memoranda and 12 public notices. See Coalition Provisional Authority website: http://www.iraqcoalition.org

 

54- Special Inspector General for Iraq Reconstruction, Lessons in Human Capital Management (January 2006) p.14

 

55- Coalition Provisional Authority Regulation Number 6, Governing Council of Iraq (July 13, 2003)

 

56- For example, see Joel Brinkley, "Ex-C.I.A. Aides Say Iraq Leader Helped Agency in 90's Attacks" New York Times (June 9, 2004)

 

57- Raad Alkadiri and Chris Toensing, "The Iraqi Governing Council’s Sectarian Hue" Middle East Research and Information Project (August 20, 2003)

 

58- UN Security Council Resolution S/RES/1546 (2004)

 

59- Coalition Provisional Authority Regulation Number 10, Members of Designated Iraqi Interim Government with Annex A (June 9, 2004)

 

60- Yochi J. Dreazen and Christopher Cooper, "Behind the Scenes, US Tightens Grip on Iraq's Future" Wall Street Journal (May 13, 2004). Also see Bradley Graham and Robin Wright, "Aid to Iraq Ministries To Shift to Pentagon" Washington Post (September 26, 2005)

 

61- Ned Parker, "Divided Iraq Has Two Spy Agencies" Los Angeles Times (April 15, 2007)

 

62- International Mission for Iraqi Elections, Final Report Assessment of the January 30, 2005, Election Process (2005)

 

63- Asian National Exchange for New Alternatives, Open Letter to UN Secretary General Kofi Annan on the Elections in Iraq (January 26, 2005)

 

64- "UN Condemns Iraq Charter Change" BBC (October 4, 2005)

 

65- For example, see Dexter Filkins, "Vote Totals Under Inquiry in 12 Iraqi Provinces, Panel Says" New York Times (October 17, 2005); "Iraq Vote Counts ‘Points to Fraud’" BBC (October 18, 2005)

 

 

 

فصل دوم

 

نابودی میراث فرهنگی عراق

 

 

«گاهی برخی مسائل اتفاق می افتد... آزادی اینها را هم دارد.» دونالد رامسفلد، وزیر دفاع ایالات‌متحده(1)

 

نیروهای ائتلاف، در حین جنگ و اشغال عراق، در محافظت از میراث بی‌نظیر فرهنگی اين كشور، ناکام بوده‌اند. غارتگران و دزدان، این میراث را به‌راحتی به یغما بردند. در نخستین روزهای اشغال، بسیاری از مراکز فرهنگی مهم عراق، ازجمله موزه‌ملی و کتابخانه‌ملی این کشور، غارت شده و به شدت آسیب دیدند.(2) پس از آن هم، نیروهای ائتلاف در سایت‌های باستان‌شناسی حساس عراق، اقدام به برپایی اردوگاه کرده و در طول عملیات‌های نظامی، این سایت‌ها را نابود کردند. اشغالگران، با وجود درخواست‌های بین‌المللی، سایت‌های باستان‌شناسی را به مکان امن چپاول‌گران، تبدیل کرده‌اند. این امر، نقض آشکار قوانین بین‌المللی است. غارتگران، ده‌ها سایت را از مهمترین سایت‌های عراق چپاول کرده‌اند و این غارتگری همچنان ادامه دارد.

  

هشدار نهادهای فرهنگی پیش از آغاز جنگ

 

پیش از آغاز حملات نظامی مارس 2003 به عراق، مؤسسات حرفه‌ای و پژوهشگران مختلف، با مقامات واشنگتن و لندن، تماس گرفته و نسبت به خطراتی که متوجه میراث فرهنگی عراق بود، هشدار دادند. جلگه حاصلخیز بین‌النهرین، تاریخی هشت‌هزارساله دارد و در این مدت برای جهانیان، بزرگ‌ترین گنجینه‌ها و مکان‌های فرهنگی را به ارمغان آورده است. این میراث غنی فرهنگی شامل مجموعه‌ای از موزه‌ها و کتابخانه‌های خارق‌العاده، ساختمان‌های تاریخی، شهرهای قدیمی و صدها سایت مهم باستان‌شناسی است. برخی از بزرگ‌ترین اساتید باستان‌شناسی، هنر و تاریخ جهان، نسبت به آسیب‌های ناشی از حملات نظامی و غارت گری های پس از جنگ، به این میراث عظیم، هشدار داده بودند.(3)

 

هیأتی از پژوهشگران، مدیران موزه‌ها، کلکسیونرهای هنری و مخالفین معامله آثار تاریخی، در ژانویه 2003، درباره اثرات جنگ بر میراث فرهنگی عراق، با مقامات پنتاگون صحبت کردند.(4) آنها هشدار دادند که موزه ملی بغداد، مهمترین و بی‌همتاترین سایت تاریخی در عراق است.(5) مک گوایر گیبسون (McGuire Gibson)، استاد دانشگاه شیکاگو و یکی از اعضای این هیأت، دو بار پس از آن هم به پنتاگون رفت و به نیروهای ائتلاف، احتیاط‌های لازم را ابلاغ نمود.(6) او وهمکارانش، چند هفته مانده به آغاز جنگ، برای فرماندهان نظامی چندین ایمیل یادآوری ارسال کردند.(7) وی (مک گوایر) بعدها گفت: «فرماندهان نظامي و پنتاگون اطمینان داده بودند که از سایت‌ها و موزه‌ها حفاظت می‌کنند.»(8)

 

مؤسسه باستان‌شناسی آمریکا (Archaeological Institute of America)، شورای بین‌المللی موزه‌ها (International Council of Museums)، کمیته بین‌المللی سپر آبی (International Committee of the Blue Shield) و سایر ارگان‌های حرفه‌ای، در روزهای نزدیک به جنگ، هشدارهای علنی منتشر کرده و درباره گنجینه‌های فرهنگی عراق، اطلاعات خاص بیشتری را ارائه دادند.(9) این گروه‌ها، درباره حفاظت از میراث فرهنگی عراق، مسئولیت رهبران ایالات متحده و بریتانیا را طبق قوانین بین‌المللی، یادآوری کردند. در این زمینه، آنها به معاهده هاگ (Hague Convention) در 1954 درباره حفاظت از دارایی های فرهنگی در منازعات نظامی، اشاره کردند.(10) آنها هشدار دادند، برای نیروهای اشغالگر حفاظت از سایت‌ها و مؤسسات فرهنگی عراق، باید اولویت بالایی داشته باشد.(11)

 

با این حال، برخی از گروه‌های فرهنگی نیز جز مشاوران جنگ بودند. شورای دارایی‌های فرهنگی آمریکا (American Council for Cultural Property) که در اواخر سال 2002، به وسیله تجار و کلکسیونرهای ثروتمند آثار هنری و آنتیک خاورمیانه تأسیس شد، جنگ علیه عراق را فرصتی برای ورود میراث فرهنگی عراق، به بازار جهان بر می‌شمردند.(12) رئیس این گروه، آشتون هاکینز (Ashton Hawkins) گفت: «ما معتقدیم توزیع قانونی آثار فرهنگی در بازار، یکی از بهترین راه‌های محافظت از آنهاست.»(13)

 

اعضای این گروه، پیش از آغاز جنگ و مجدداً در آوریل 2003، با مقامات وزارت خارجه و پنتاگون دیدار کردند.(14) این شورا با دولت بوش دارای روابط محکمی بوده و یکی از رهبران آن، از اعضای کمیته مشاوران فرهنگی رئیس جمهور، بود. این لابی جدید از دولت می خواست، قوانین عراق را به‌گونه‌ای تغییر دهند كه امکان حفاری و استخراج بیشتری در سایت‌های باستان‌شناسی عراق، فراهم و علاوه بر آن، صادرات آثار فرهنگی به خارج، بیشتر و آسان‌تر شود. همچنین، این گروه، به موزه‌ها و دولت عراق پیشنهاد کمک‌های فنی پس از جنگ را ارائه کرد.(15)

 

پژوهشگران و ارگان‌های نگران درباره فعالیت‌های مخرب این لابی جدید، هشدار می‌دادند. بسیاری از پژوهشگران معتقد بودند، تجارت و جمع‌آوری آثار آنتیک، منجر به تحریک غارت و نابودی سایت‌های باستان‌شناسی و همچنین چپاول موزه‌ها می‌شود.(16) دومینیک کالن (Dominique Collon) از موزه بریتانیا، درباره این لابی گفت: «چنین روندی (درخواست‌های لابی)، منجر به غارت و چپاول آثار فرهنگی می‌شود. تا زمانی‌که مردم آمریکا، پول دارند، بازاری برای این اجناس آنتیک وجود دارد. اما در نهایت پشت پرده چنین تجارتی، چیزی جز غارت میراث فرهنگی یک کشور، نیست.»(17)

  

غارت‌های اولیه

 

نظامیانی که در آوریل 2003، بغداد و سایر شهرهای عراق را تسخیر کردند، برای محافظت از سایت‌های فرهنگی عراق، هیچ کاری انجام ندادند. آنها نه تنها از مکان‌های تاریخی عراق، محافظت نکردند، بلکه حتی از غارت و چپاول این مکان‌ها نیز جلوگیری نکردند. این در حالی بود که بسیاری از شهروندان از آنها خواسته بودند از این مکان‌ها، محافظت کنند.(18) مهمترین مؤسسات فرهنگی عراق، در دو ناحیه کوچک قرار گرفته بودند. بنابراین، نظامیان آمریکایی به‌راحتی می‌توانستند، از این دو مکان نیز مانند حفاظت از وزارت نفت عراق، محافظت کنند. تانک‌ها و یگان‌های پیاده نظام بسیاری در نزدیکی این دو محل قرار گرفته بودند. با این حال به نظامیان دستور داده بودند در حفاظت از این مکان‌ها، دخالتی انجام ندهند.(19) در غیاب ارتش فعال و پلیس انتظامی عراق، نیروهای ائتلاف، گنجینه‌های فرهنگی عراق را در معرض خطرات بزرگی قرار دادند.

 

اندکی پس از فروپاشی رژیم سابق عراق، حمله به میراث فرهنگی عراق، شروع شد. پژوهشگران هنری، هشدار داده بودند، با فروپاشی نظم عمومی، حتی در شهرهایی نظیر مونترآل و نیویورک هم غارتگری رواج می‌یابد.(20) به نظر می‌رسد؛ غارتگران عراق، اهداف متفاوتی داشتند. برخی از آنها با اقدامات خود، خشم خود را از رژیم پیشین عراق، نشان می دادند. برخی نیز دزدان عادی بودند. بعضی نیز به نظر می‌رسید گروه‌های سیاسی سازمان‌یافته بودند. ازجمله این گروه‌ها، گروهی بود که آرشیو دوران صدام‌حسین را در موزه ملی عراق، به آتش کشید. برخی هم دزدان حرفه‌ای آثار هنری بودند، که به‌خوبی می‌دانستند، دنبال چه چیزی هستند. بازرس ارشد ایالات‌متحده، بعدها گفت؛ به نظر او برخی از دزدها توسط دلالان بین‌المللی آثار هنري، هدایت می‌شدند. به‌عنوان مثال؛ برخی از این دزدان، سر مجسمه‌های سنگی بزرگ را با اره‌های خاصی بریده بودند و تنها آثار ارزشمند را ربوده بودند.(21)

 

دزدان حرفه‌ای؛ آثار هنری، اشیا ارزشمند جهانی، کتاب‌های نایاب و سایر آثار ارزشمند را ربودند. این در حالی بود که دزدهای عادی بیشتر، کامپیوترها، پرینترها، دستگاه‌های فتوکپی، مواد نگه‌دارنده، سیستم‌های روشنایی، مبلمان، فرش‌ها، ژنراتورها و سیستم‌های تهویه مطبوع را می‌دزدیدند. برخی از دزدان هم سیم‌های مسی را از دیوار بیرون کشیده و درها و پنجره‌ها را هم با خود می‌بردند. بنا به دلایل مختلفی، این دزدان پس از انجام کار خود، محل را آتش می‌زدند و در نتیجه ویرانی گسترده‌ای به‌جای می‌گذاشتند.(22)

 

بسیاری از عراقی‌های نگران، خود را به خطر مي‌انداختند و تلاش زیادی می‌کردند تا از غارت آثار فرهنگی جلوگیری کنند. کارکنان موسسات، بسیاری از اشیاي گرانبها را جمع‌آوری کرده و در انبارها یا پناهگاه‌های خاص، ذخیره نمودند.(23) درحالی‌که بغداد، زیر بمباران هوایی بود و غارت و چپاول هم شروع شده بود، اما بسیاری از مردم به عملیات نجات خود، ادامه می‌دادند. یکی از امامان محلی عراق، ترتیبی داد تا بخشی از ذخایر کتابخانه‌ملی در مسجد حق بغداد، نگهداری شوند.(24) افراد داوطلب، هزاران کتاب و دست‌نوشته را از خیابان‌ها جمع‌آوری می‌کردند، این در حالی بود که هر لحظه، امکان حمله سارقین مسلح وجود داشت. علاوه بر این، امام مسجد حق، از کارکنان کتابخانه خواست برای جلوگیری از سرقت‌های بیشتر، درهای فولادی ضد آتش بسازند.(25)

 

ارگان‌های فرهنگی بین‌المللی و پژوهشگران، با اعلام نخستین اخبار نابودی آثار فرهنگی عراق در رسانه‌ها، برای حفاظت از گنجینه‌های درخواست‌های خود را از نیروهای ائتلاف و رهبران فرهنگی عراق تکرار کردند. کارکنان و مدیران موسسات فرهنگی عراق، از سربازان مستقر در نزدیکی محل و افسران ساکن در هتل فلسطین، خواهان حفاظت فوری مؤسسات خود بودند. با این وجود، فرماندهان نظامی از اقدام سریع برای حفاظت از این مؤسسات، سر باز زدند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت ایالات متحده؛ در 11 آوریل 2003 ( ارديبهشت 1382)، گزارش‌های رسیده از عراق را رد کرده و این اخبار را نادرست و بزرگ‌نمایی شده، توصیف کرد.(26) بدین ترتیب، تخریب آثار عراق، چندین روز ادامه یافت.(27)

 

سه نفر از اعضای کمیته مشاور دارایی‌های فرهنگی کاخ‌سفید، در اعتراض به بی‌مسئولیتی ایالات‌متحده، فوراً از سمت خود استعفا دادند. مارتین سولیوان (Martin Sullivan)، رئیس این کمیته در نامه استعفای خود نوشت: «به‌دلیل بی‌عملی دولت ما (ایالات متحده)، از وقوع تراژدی (غارت، چپاول و نابودی میراث فرهنگی عراق) جلوگیری نشد.»(28)

 

 جزيیات نابودی کتابخانه‌ها، آرشیوها و کتاب‌های دست‌نویس

 

دو آتش‌سوزی در روزهای 10 و 12 آوریل 2003 (ارديبهشت 1382) در کتابخانه ملی بغداد، اتفاق افتاد که به بخش بزرگی از قسمت جلویی ساختمان، آسیب زد.(29) حدود یک چهارم کتاب‌ها، ازجمله کتاب‌ها و روزنامه‌های نایاب، ربوده یا سوخته شدند. 60درصد اسناد پادشاهی هاشمی و عثمانی و تقریباً همه آرشیوهای دولتی اخیر عراق، در آتش سوخت.(30) تقریباً همه نقشه‌ها و تصاویر، نابود شدند.(31) دوده و خاکستر، مجموعه‌های باقی مانده را نیز نابود کرد.(32)

 

سایر کتابخانه‌های بزرگ بغداد نیز تخریب شدند. کتابخانه آثار دست‌نویس ملی، به دلیل آتش‌سوزی و چپاول، دچار آسیب جدی شد. با این حال، کارکنان کتابخانه‌ها و مردم عادی، برای حفاظت از مجموعه‌ها، آنها را در پناهگاه‌های خاصی جمع‌آوری می‌کردند.(33) سارقین، کتاب‌های دست‌نویس بیت‌الحکمه را غارت کرده و برخی از آنها را نیز سوزاندند.(34) آتش، به کتابخانه اوقاف مذهبی هم آسیب زیادی وارد کرد. کتابدارها، بسیاری از دست‌نوشته‌ها را نجات دادند. با این حال، بیش از 1000 کتاب ربوده و بیش از 500 کتاب هم، سوزانده شد.(35) به برخی از کتابخانه‌های عراق، ازجمله کتابخانه علوم و آکادمی عراق، کتابخانه دانشگاه المستنصریه و کتابخانه کالج پزشکی بغداد، دستبرد زده شد.(36) تمام کتابخانه دانشکده هنرهای دانشگاه بغداد، به خاکستر تبدیل شد.(37)

 

در خارج از بغداد، که نیروهای ائتلاف هیچ حفاظتی برقرار نکرده بودند نیز چنین فجایعی رخ داد. کتابخانه مرکزی دانشگاه بصره در شعله‌های آتش سوخت و حداقل 70درصد مجموعه‌های آن، نابود شد. سایر کتابخانه‌های دانشگاهی و وابسته به شهرداری بصره نیز دچار سرنوشت مشابهی شدند.(38) خرابکاران آثار هنری، کتابخانه مرکزی دانشگاه موصل را سرقت کرده و یک سوم آثار آن را ربودند.(39)

 

 تخریب موزه‌ها و ساختمان‌های تاریخی

 

سارقین، در سه نوبت بین روزهای 10 تا 12 آوریل 2003 (اردیبهشت1382)، به موزه ملی عراق، حمله کردند. این در حالی بود که نیروهای ائتلاف از خود هیچ واکنشی نشان نمی‌دادند. دزدان، در مجموع بین 14 تا 15000 شی تاریخی را ربودند. ازجمله این اشیا تاریخی می‌توان به سکه‌ها، مجسمه‌ها، سرامیک‌ها، فلزکاری‌ها، پاره‌سنگ‌های معماری، کتیبه‌های خط میخی و اکثر مجموعه‌های مهر استوانه‌ای سومری موزه، اشاره کرد.(40) مرمر مشهور «بانو وارکا» (Warka lady)، متعلق به 3100 سال پیش از میلاد مسیح، به همراه 40 شی تاریخی مشهور جهانی دیگر، ناپدید شد. نیروهای ائتلاف در 16 آوریل 2003 (ارديبهشت 1382)، چهار روز پس از پایان چپاول آثار فرهنگی عراق، برای محافظت از آنها، وارد عمل شدند.(41) خوشبختانه، کارکنان موزه‌ها، پیش از آغاز جنگ، بسیاری از اشیاي تاریخی را به پناهگاه‌های امن، منتقل کرده بودند و در نتیجه، این اشیا دست نخورده باقی ماند. موزه ملی عراق، بسیاری از بروشورها و فایل‌های کامپیوتری خود ازجمله اسناد بی‌نظیر مربوط به حفاری‌های باستان‌شناسی را از دست داد.

 

علاوه بر مؤسسات مستقر در بغداد، غارتگران به مؤسسات مهم فرهنگی سایر شهرها ازجمله موزه موصل حمله کردند. غارت گران، صدها شی ارزشمند از جمله 16 در برنزی دوره آشوریان مربوط به دروازه‌های بلاوات (Blawat)، متعلق به 9 قرن پیش از میلاد مسیح و کتیبه‌های گلی و سنگی مربوط به نینوا و نمرود را از این موزه دزدیدند.(42) علاوه بر این، کتاب‌های نایاب، نقشه و دست‌نوشته‌های تاریخی نیز ناپدید شدند.(43)

 

همچنین، سارقین، برخی از ساختمان‌های تاریخی زیبای عراق و محله‌های قدیمی شهرها را نیز نابود کردند. سارقین به مدت 12 هفته، مرکز مدیریتی و فرهنگی قدیمی بغداد را غارت می‌کردند. در طول این مدت، نیروهای آمریکایی، کاری جز نظارت نمی‌کردند. این مرکز در ناحیه‌ای قرار گرفته است که کاخ ابوسعید متعلق به قرن دوازدهم میلادی، مدرسه المستنصریه متعلق به قرن چهاردهم میلادی، مسجد ساره متعلق به قرن شانزدهم میلادی، بازار الساره (بازار سرپوشیده زیبایی که کتاب‌های قدیمی در آن به فروش می‌رسید) و مجتمع مدیریتی ساره متعلق به قرن نوزدهم میلادی نیز در آن قرار دارد.(44) سارقین؛ مبلمان، اثاثیه، درها، پنجره‌ها، نقش دیوارها و سنگ فرش‌های این مکان‌ها را ربوده و سپس این مناطق را به آتش کشیدند. آنها همه‌چیز، حتی قطعات معماری بازمانده را نیز ربودند.(45) سارقین، در مدت طولانی‌تری (بیش از 12 هفته)، سربازخانه‌های دوران عثمانی (قیشله عثمانی) در بغداد را آجر به آجر، ربودند.(46) صلیب آبی (Blue Cross) گزارش داد؛ در طول هفته‌هایی که آثار فرهنگی عراق به غارت می‌رفت؛ «تمام درخواست‌های رسیدگی که به کمیته فرهنگی دولت موقت ائتلاف داده می‌شد، بی‌فایده بود.»(47)

  

غارت سایت‌های با‌ستان‌شناسی

 

سایت‌های باستان‌شناسی عراق، شامل بیش از 150 شهر و شهرک باستانی سومر، پایتخت‌های بزرگ بابل، نمرود و نینوا می‌شود. پژوهشگران به مقامات ائتلاف، تأکید کرده بودند، غارتگری منجر به نابودی سوابق باستان‌شناسی می شود که پایه و اساس درک ما از تاریخ باستان است. این سوابق را تنها می‌توان با حفاری‌های دقیق و ثبت نتایج آن به‌وسیله باستان‌شناسان حرفه‌ای، درک کرد.(48)

 

نیروهای ائتلاف، تقریباً هیچ محافظتی از این سایت‌ها به عمل نمی‌آوردند. در نتیجه، غارتگران، سریعاً وارد عمل شدند. هزاران عراقی، که بسیاری از آنها سارقین آثار هنری بودند، وارد این سایت‌ها شده و با استفاده از بیل و بیلچه شروع به حفاری کردند. آنها به‌دنبال سکه‌های ارزشمند، مهرهای استوانه‌ای، سفالینه‌ها، کتیبه‌های گلی، نقش برجسته‌های سنگی و سایر اشیاي گرانبها بودند.(49) بیشترین چپاول در جنوب عراق اتفاق افتاد، جایی که بیشترین مکان‌های تاریخی در آن واقع شده است.(50)

 

در اکتبر 2003، یک افسر بلندپایه گفت؛ اگرچه دولت موقت ائتلاف، 1675 محافظ عراقی را برای نگهبانی 3000 سایت استخدام کرده است، اما «این محافظین به‌قدر کافی آموزش ندیده‌اند و همین‌طور به قدر کافی مجهز نیستند». وی افزود؛ این نگهبانان «آموزش رسمی امنیتی کمی دیده‌اند و از ابزارهای ارتباطی و وسایل نقلیه لازم، برخوردار نیستند.»(51) دکتر جان مالکولم راسل (John Malcolm Russell) مشاور فرهنگی دولت موقت ائتلاف، در نوامبر 2003، بی پرده گفت: «محافظت از سایت‌های باستان‌شناسی عراق، برای ائتلاف، اولویتی ندارد.»(52)

 

با گذشت زمان، سارقین آثار فرهنگی، منسجم‌تر شده و در برخی از شهرهای بزرگ، صدها نفر با آنها همکاری دارند. مک گوایر گیبسون (استاد دانشگاه شیکاگو و از پژوهشگران نگران گنجینه‌های فرهنگی عراق که بارها به دولت ایالات‌متحده هشدار داده بود)، در سپتامبر 2006، به روزنامه واشنگتن پست، گفت؛ «چپاول سایت‌های باستان‌شناسی در مقیاس بزرگ صورت می‌گرفت. برخی از بزرگ‌ترین سایت‌های سومریان، کاملاً غارت شده‌اند.»(53) صندوق آثار تاریخی جهانی (World Monuments Fund)، با ناراحتی ابراز کرد سایت‌های عراق، «توسط سارقین، روز و شب غارت می‌شوند، تا بازار هنری گرسنه بین‌المللی را با اشیاي آنتیک، سیر کنند.»(54)

 

 نابودی آثار فرهنگی به دست نیروهای ائتلاف

 

اقدامات نظامی نیروهای ائتلاف، آسیب شدیدی به سایت‌های تاریخی، ساختمان‌های بی‌نظیر و محله‌های قدیمی شهرها وارد کرده است. این آسیب، بخصوص در مورد محله‌های قدیمی، بسیار شدید بوده است. ازجمله این محله‌ها، می‌توان به نابودی منطقه مرکزی شهر مقدس نجف در برخورد نظامی اوت 2004 نیروهای ائتلاف و جیش المهدی، اشاره کرد. بمباران نیروهای ائتلاف، در نوامبر 2004 بیش از یک صد مسجد را در فلوجه، ویران کرد. این در حالی بود که حملات هوایی و زمینی ائتلاف، ساختمان‌های قدیمی تل‌عفر، رمادی، سامرا و چند شهر دیگر را با خاک یکسان کرد.

 

در برخی موارد، نیروهای ائتلاف، آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری به سایت‌های مهم باستان‌شناسی عراق، وارد کرده‌اند. ایالات‌متحده، در سایت‌های باستانی بابل و عور، چند پایگاه نظامی بنا کرد. بناهای فعال در سایت بابل، برای احداث یک فرودگاه هلی‌کوپتر، پمپ‌بنزین و دیوارهای بتنی، زمین را هموار کرده و علاوه بر این، در این محل، حداقل یک دوجین خندق حفر کردند. این بناها، چندین تن شن و ماسه برای احداث پارکینگ وسایل نقلیه نظامی در کنار آمفی‌تئاتر یونانی متعلق به اسکندر مقدونی، به سایت، آوردند.(55) سربازان لهستانی از سپتامبر 2003 تا ژانویه 2005، در بابل، اردوگاهی برپاکردند که به کمپ آلفا مشهور بود.

 

دکتر جان کرتیس (John Curtis)، از دپارتمان خاور نزدیک موزه بریتانیا، از تخریب عمومی در عراق، گزارش اندوه‌باری منتشر کرد.(56) او متوجه شد، کیسه‌های سنگ و شنی که برای سنگرسازی به کار می روند، از اشیاي تاریخی پر شده و از این سایت (بابل)، خارج می‌شوند. این کیسه‌ها حاوی تکه‌های سفالی، استخوان‌ها و آجرهای تاریخی بودند. بخشی از ساختمان‌های باستانی، تخریب شده بود.(57) پژوهشگران بین‌المللی و رهبران عراقی از فرماندهان آمریکایی خواستند این سایت را ترک کنند، اما آنها تا 15 ژانویه 2005، در این محل ماندند. دولت لهستان، بعدها به دلیل شرکت در این جرم، عذرخواهی نمود.(58)

 

 نادیده‌گرفتن و عدم محافظت آثار تاریخی

 

دولت‌های ایالات‌متحده و بریتانیا، در نخستین روزهای اشغال عراق، در پاسخ به انتقادات عمومی از غارت آثار فرهنگی عراق، اعلام کردند؛ برای بازیابی اشیاي به سرقت رفته از موزه ملی عراق، جبران آسیب‌های وارد شده به کتابخانه‌ملی عراق و احیاي فرهنگ‌ملی عراق که در دوران صدام‌حسین به‌شدت آسیب‌دیده بود، گام‌های بزرگی برخواهند داشت. وزارت‌خارجه ایالات‌متحده، صندوق کمک ایالات‌متحده (USAID)، کتابخانه کنگره آمریکا، موزه بریتانیا و کنسول‌گری بریتانیا (British Council)، برنامه‌های ویژه‌ای را در این مورد، شروع کردند. حتی پنتاگون، FBI و گمرک ایالات متحده (US Customs) نیز در این پروژه‌ها، دخالت داشتند.

 

موزه بریتانیا، سه روز پس از انتشار نخستین اخبار غارتگری در عراق، در 15 آوریل 2003 (25 ارديبهشت 1382)، کنفرانسی خبری برگزار کرد و از دولت بریتانیا و سایر کشورهای جهان خواست برای بازیابی موزه‌ملی به یغما رفته عراق، تلاش کنند. جالب این بود که در حین این کنفرانس، تماسی با هیأت‌مدیره اشیای آنتیک عراق، برقرار و مشخص شد هنوز موزه ملی عراق، بی حفاظ است و غارتگری ادامه دارد.(59) پس از اعتراض پژوهشگران و شرم دولت بریتانیا، نیروهای ائتلاف در روزهای بعد برای حفاظت از موزه وارد عمل شدند.

 

دولت واشنگتن، بعدها، مأمورین FBI و گمرک را برای یافتن اشیاي گم شده موزه ملی عراق، روانه بغداد کرد. ماتیو باگدناس (Mathew Bagdonas)، سرهنگ نیروی دریایی ایالات‌متحده، مسئول کارزار بازیابی آثار فرهنگی عراق، کار خود را از محله‌های مختلف شهر، شروع کرد. در همین حال، رهبران مذهبی عراق، دزدیدن آثار فرهنگی را حرام اعلام کرده و خواهان بازگرداندن اشیاي دزدیده شده شدند. تلاش گسترده بین‌المللی، در نهایت منجر به بازیابی بیش از پنج‌هزار شی ربوده شده در گمرک شد.(60) اما با گذشت شش ماه، در اکتبر 2003، فرماندهان نظامی، باگدناس را بازنشسته کردند و بازیابی اشیاي موزه، متوقف شد.

 

دولت موقت ائتلاف، در نخستین روزهای اشغال عراق، چندین نفر را به عنوان مشاور فرهنگی، انتخاب کرد. جان آگرستو (John Agresto)، رئیس تحصیلات تکمیلی در دولت موقت ائتلاف، خواهان 2/1 میلیارددلار برای احیاي دانشگاه‌های عراق شد. اما او در سال 2004، تنها 9 میلیون دلار دریافت کرد.(61) هنگامی‌که در سال 2005، از سمت خود کناره گیری کرد، فرد دیگری جایگزین وی (آگرستو) نشد.(62) رنه تیگلر (Rene Tejgeler)، فردی آلمانی که مشاور ارشد فرهنگی دولت ائتلاف بود، نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد. او نیز طرحی برای بازیابی موزه‌ها و کتابخانه‌های عراق داشت. دولت موقت ائتلاف، بودجه کمی به تیگلر اختصاص داد که جوابگوی نیازهای فوری عراق نبود. پل برمر، رئیس دولت موقت ائتلاف، آشکارا، علاقه کمی به این مسئله داشت. زمانی که تیگلر در سال 2005، از سمت خود کناره‌گیری کرد، فرد دیگری برای جانشینی او انتخاب نشد.(63)

 

کتابخانه کنگره آمریکا، در اکتبر 2003، طرح پر هزینه ای برای احداث یک کتابخانه ملی جدید برای عراق و آموزش کتابدارهای عراقی، پیشنهاد کرد.(64) متخصصین آمریکایی گفتند که این کتابخانه باید در ساختمان مدرن زیبایی در کنار رودخانه دجله واقع شود. این ساختمان در زمان صدام حسین، کلوپ افسران ارشد بود. دولت موقت ائتلاف، این طرح را تحسین نمود و رسانه‌های آمریکایی نیز بسیار به آن پرداختند. اما برمر، در نهایت، کلوپ افسران را به سایر درخواست‌کننده‌های این مکان واگذار کرد و تقریباً تمام قول‌های ایالات‌متحده برای کمک به بازیابی کتابخانه ملی عراق، به فراموشی سپرده شد.

 

در دسامبر 2003، سعد اسکندر به‌عنوان رئیس جدید کتابخانه ملی عراق، برگزیده شد. اگرچه هشت ماه از آتش‌سوزی و غارت کتابخانه می‌گذشت، اما همچنان ساختمان «شرایطی غم‌بار» داشت. اسکندر گزارش داد؛ «در کتابخانه‌ملی، نه پولی بود، نه آبی، نه برقی، نه کاغذی، نه خودکاری و نه مبلمانی.»(65) دولت موقت ائتلاف، در سال 2004، تنها یک بودجه 70000 دلاری برای کتابخانه در نظر گرفت. کتابخانه باید تمام هزینه‌های خود ازجمله هزینه تعمیرات و خرید تجهیزات و مبلمان جدید را از همین بودجه می‌پرداخت.(66) با گذشت یک‌سال، اسکندر گفت؛ «به‌نظر می‌رسد گروه کتابخانه کنگره ایالات‌متحده، قول‌های خود را فراموش کرده است.»(67)

 

آژانس توسعه، وابسته به صندوق کمک‌های ایالات‌متحده، در سال 2003، برای حمایت از کتابخانه‌های عراق، موزه‌ها و اشیاي آنتیک این کشور، پنج پروژه را آغاز نمود. با بودجه‌ای که صندوق کمک‌های ایالات‌متحده به این پروژه‌ها اختصاص داد، چندین دانشگاه موافقت کردند تا کتابدارها و کارکنان موزه‌ها را آموزش داده، تحقیقات قانونی را پیش برده، منابع پژوهشی آن‌لاین را ساماندهی کرده و کارهای دیگری نیز انجام دهند. پس از شروع خوبی که این پروژه‌ها داشت و برنامه‌های آموزشی که پیگیری می‌شد، صندوق کمک‌های آمریکا، در پایان سال اول، بودجه این پروژه‌ها را قطع کرد و در نتیجه همه برنامه‌ها، متوقف شدند.(68) در دوران سفارت جان نگروپونته در عراق، اولویت‌های عراق به مسئله «امنیت» تغییر یافت. در این دوره، حتی بسیاری از بودجه‌های ناچیز فرهنگی، به کلی قطع شد.

 

بریتانیا نیز چند پروژه اساسی پیشنهاد داد، اما در عمل توجهی به سقوط فرهنگی عراق نکرد. وزارت فرهنگ بریتانیا، در پاسخ به نارضایتی عمومی پس از نخستین موج غارت آثار فرهنگی عراق، قول داد برای محافظت از سایت‌های باستان‌شناسی 12 میلیون پوند اختصاص دهد. اما این قول به‌زودی به فراموشی سپرده شد و دولت بریتانیا این برنامه را هیچ‌گاه اجرا نکرد. کنسول‌گری بریتانیا، یا سرویس فرهنگی بریتانیا، در سال 2003 اعلام کرد، در حال جمع‌آوری کتاب برای انتقال به عراق است تا جایگزین کتاب‌های نابود شده، شوند. دانشگاه‌های انگلیس، هزاران کتاب و نشریه دوره‌ای به این طرح اختصاص دادند، اما سرانجام هیچ تلاشی صورت نگرفت تا مشخص شود دقیقاً عراق به چه کتاب‌هایی احتیاج دارد و این‌که چگونه این مجموعه‌ها به کتابخانه‌های عراق، منتقل می‌شوند.(69) سرانجام، 25 تن کتاب از امان به عراق، منتقل شد و در آنجا ماه‌ها در انبار گمرک، خاک خوردند. هنوز هم مشخص نشده است که عاقبت چه بر سر کتاب‌ها آمد و یا این‌که برای خوانندگان عراقی و کتابخانه‌های غارت‌شده عراق، مناسب بودند یا نه؟(70)

 

 آخرین تحولات موزه و کتابخانه ملي عراق

 

برخی از مجموعه‌های موزه ملی عراق، مجدداً به‌دست آمد، اما این موزه هیچ گاه احیا نشد. دنی جورج (Donny George)، رئیس هیأت‌مدیره میراث فرهنگی عراق و مدیر موزه‌ملی عراق، در اوت 2006، به سوریه گریخته و در آنجا از سمت خود استعفا داد. پیش از ترک موزه، دستور داد درهای موزه با بتن، لاک و مهر شود تا جلوی غارت بیشتر آن، گرفته شود. جورج معتقد بود؛ ناکامی رهبران عراق و نیروهای نظامی ایالات‌متحده در حفاظت از سایت‌های باستان‌شناسی عراق، «غیرقابل تحمل» است.(71) او در حال حاضر، پژوهشگر مقیم در دانشگاه استونی بروک، شاخه‌ای از دانشگاه ایالتی نیویورک است. وزارت فرهنگ عراق، تاکنون دستوری برای بازگشایی موزه‌ملی عراق صادر نکرده است. این موزه، هم‌اکنون با علف‌های هرز محاصره شده و در پشت درهای فلزی، کیسه‌های شن و سیم‌های خاردار، قرار گرفته است. این وضعیت سمبل دیگری از اشغال طولانی‌مدت عراق است.(72)

 

حکایت کتابخانه ملی عراق هم دردناک، اما کمی امیدوارکننده‌تر است. رئیس کتابخانه، سعد اسکندر علی‌رغم بی‌توجهی ایالات‌متحده و بریتانیا، بازسازی این مؤسسه را شروع کرد. اسکندر، با کمک اندکی ازجانب جمهوری چک و کمک‌های دو سازمان غیر دولتی (NGO) و همچنین پشتیبانی مالی دولت عراق، ساختمان کتابخانه را احیا می‌کند، تعداد کارکنانش را افزایش می‌دهد و کار مشکل بازیابی بروشورها و نگهداری اموال آسیب دیده را انجام می‌دهد.(73) کارکنان غیرسیاسی و غیرفرقه‌ای او، متشکل از کردها، سنی‌ها، شیعیان و سایر عراقی‌هاست. با کمک ایتالیایی‌ها و ژاپنی‌ها، کتابخانه به کامپیوتر و اینترنت دسترسی دارد و مرتباً این امکانات در دسترس عموم قرار می‌گیرند.(74) با این وجود، کتابخانه از خشونت‌های بغداد اشغال شده در امان نبوده و حفاظت مناسبی نیز نداشته است. اسکندر در وبلاگ خود، از کشته‌شدن کارکنانش و بمب‌گذاری در انتشاراتي‌‌های مهم عراق، نوشته است.(75) علی‌رغم غارت و نابودی آثار فرهنگی عراق، کتابخانه ملی عراق به کار خود ادامه می‌دهد، هر چند مشخص نیست تا کی می‌تواند به حیات خود ادامه دهد.

 

 سخن پایانی

 

بر اساس معاهده ژنو، نیروهای اشغالگر، باید نظم عمومی را حفظ کرده و جلوی غارتگری را بگیرند. بخصوص، معاهده ژنو و معاهده هاگ، خواهان حفاظت از دارایی‌های فرهنگی در برابر نابودی و سرقت هستند و استفاده از این دارایی‌ها را در اقدامات نظامی منع می‌کنند. معاهده حفاظت از دارایی‌های فرهنگی در حین عملیات نظامی (سال 1954) مشخص می‌کند، نیروی اشغالگر باید برای محافظت و نگهداری دارایی‌های فرهنگی کشور اشغال شده، اقدامات ضروری انجام دهد و باید جلوی هرگونه «دزدی، غارت، اختلاس و هر عملی که تحت‌عنوان دزدی اموال فرهنگی باشد»، را بگیرد. با این وجود، نیروهای ائتلاف، این قوانین بین‌المللی را نادیده گرفته و نقض کرده‌اند و در نتیجه آسیب شدید و جبران‌ناپذیری به میراث فرهنگی عراق و کل بشریت، وارد کرده‌اند.

 

 پي‌نوشت‌‌ها:

 

1- US Department of Defense, News Briefing by Secretary of Defense Donald Rumsfeld and General Richard Meyers (April 11, 2003). See Sean Loughlin, "Rumsfeld on Looting in Iraq" CNN (April 12, 2003)

 

2- We have used here the most common English language names for these institutions. Their formal names are: Iraq National Library and Archive and Iraq Museum.

 

3- Donald MacLeod, "Scholars Move to Protect ‘Priceless’ Iraqi Heritage" Guardian (March 21, 2003)

 

4- Andrew Lawler, "Impending War Stokes Battle Over Iraqi Antiquities" Science (January 31, 2003)

 

5- Ibid.

 

6- McGuire Gibson is a Professor of Mesopotamian Archaeology. See "Cultural Tragedy in Iraq: A Report on the Looting of Museums, Archives, and Sites" in Art Loss in Iraq: An Update - Edited Proceedings:IFAR Evening (October 28, 2004)

 

7- Guy Gugliotta, "Pentagon Was Told of Risk to Museums: US Urged to Save Iraq’s Historic Artifacts" Washington Post (April 14, 2003)

 

8- Ibid.

 

9- See, for example, the Statement by the International Committee of the Blue Shield (March 7, 2003), the "Open Declaration on Cultural Heritage at Risk in Iraq" (March 21, 2003) signed by 13 professional societies and research programs as well as about 180 scholars; and the Statement by the Archaeological Institute of America and the American Association for Research in Baghdad (April 9, 2003).

 

10- Ibid. See also "Concern for Cultural Heritage in Iraq" Archaeological Institute of America (December 18, 2002); also: Archaeological Institute of America (AIA), "Resolution Regarding War and the Destruction of Antiquities" Archeology Magazine (January/February, 2003); also Guy Gugliotta, "Iraq War Could Put Ancient Treasures at Risk" Washington Post (March 3, 2003)

 

11- David Tresilian, "‘Cultural Catastrophe’ Hits Iraq" Al Ahram (April 24-30, 2003)

 

12- The new organization appears to have been founded with the war especially in mind. See Lawler, op. cit.

 

13- As quoted by David Darcy, "Legal Group to Fight ‘Retentionist’ Policies" Art Newspaper (October 24, 2002)

 

14- Lawler, op. cit.

 

15- Donald MacLeod, "US Lobby Could Threaten Iraqi Heritage" Guardian (April 10, 2003)

 

16- Zainab Bahrani, "Looting and Conquest" The Nation (May 26, 2003)

 

17- As quoted in MacLeod, op. cit.

 

18- It seems that the earliest measure of protection was taken on April 16, at the National Museum, eight days after Coalition forces seized Baghdad.

 

19- There are many reports of Coalition units refusing to protect cultural sites, even when located nearby. See e.g. Nabil a l-Tikriti, "Iraq Manuscript Collections, Archives & Libraries Situation Report" (June 8, 2003) [Oriental Institute, University of Chicago]

 

20- Jeffrey B. Spurr, "Iraqi libraries and Archives in Peril" Middle East Librarians Association (April 2007) p. 9

 

21- Matthew Bogdanos, Thieves of Baghdad (New York, 2005)

 

22- Ibid.

 

23- Stephen Farrell and Rana Sabbagh-Gargour, "For Sale: A Nation's Treasures" Times, London (July 2, 2005)

 

24- Jeffrey B. Spurr, "Indispensable yet Vulnerable: The Library in Dangerous Times, Preface to a Report on the Condition of Iraqi libraries and Efforts to provide assistance to them" Middle East Librarians Association, Iraq Crisis website (May, 2005)

 

25- Ibid.

 

26- Loughlin, op. cit.

 

27- al-Tikriti, op. cit., provides powerful examples.

 

28- Robert K McCartney, "Expert Thieves Took Artifacts, UNESCO Says" Washington Post (April 18, 2003)

 

29- Saad Eskander, "The Tale of Iraq’s ‘Cemetery of Books’" Information Today (December 2004). See also Spurr, "Iraqi Libraries" op.cit., pp. 16-18

 

30- Eskander, op.cit.

 

31- Ibid.

 

32- Jeffrey B. Spurr, "Indispensable yet Vulnerable: The Library in Dangerous Times, Preface to a Report on the Condition of Iraqi Libraries and Efforts to Provide Assistance to Them" Middle East Librarians Association, Iraq Crisis website (May 2005). See also May-Jane Deeb, et al, "The Library of Congress and the U.S. Department of State Mission to Baghdad: Report on the National Library and the House of Manuscripts" (October 27-November 3, 2003)

 

33- Spurr, "Iraqi Libraries" op.cit. pp. 29-30

 

34- Ibid., p. 29.

 

35- Ibid., pp. 28-29

 

36- al-Tikriti, op. cit.

 

37- Spurr, "Iraqi Libraries" op. cit.

 

38- Spurr, "Iraqi Libraries" op. cit. p. 32

 

39- Al-Tikriti, op. cit.

 

40- See John F Burns, "Pillagers Strip Iraqi Museum of its Treasure" New York Times (April 12, 2003)

 

41- McGuire Gibson, "Cultural Tragedy in Iraq: A Report on the Looting of Museums, Archives, and Sites" in Art Loss in Iraq: An Update - Edited Proceedings: International Foundation for Art Research (October 28, 2004). See also Milbry Park and Angela M H Schuster, The Looting of the Iraq Museum, Baghdad: The Lost Legacy of Ancient Mesopotamia (New York: Harry N. Abrams, 2005)

 

42- Mark Fisher, "Tomb Raiders" Guardian (January 19 , 2006)

 

43- Douglas Birch, "In North Iraq, and Ancient Past Falls Victim to a Modern War" Baltimore Sun (April 18, 2003)

 

44- International Committee of the Blue Cross, Heritage at Risk 2004/2005, Chapter on Iraq, p. 120

 

45- Ibid.

 

46- Ibid.

 

47- Ibid.

 

48- See, for example, the statement by many leading scholars at the workshop on "The Threat to Iraq’s Cultural Heritage," held at the University of Chicago’s Oriental Institute on July 23, 2005, posted on the web at http://oi.uchicago.edu/OI/IRAQ/ws_statement.html

 

49- Guy Gugliotta, "Looted Iraqi Relics Slow to Surface" Washington Post (November 8, 2005)

 

50- Scholar Elizabeth Stone studied satellite photographs of an area of the South and found a total of 17 square kilometers of looted sites (personal communication).

 

51- Colonel Matthew Bogdanos, as quoted in Cindy Ho, "Heritage Lost: looting of archeological sites continues in Iraq" Savingantiquities.org (2004)

 

52- Ibid.

 

53- Sumedha Senanayake, "Iraq: Antiquities Continue to be Pillaged, Destroyed" Radio Free Europe/Radio Liberty (October 12, 2006)

 

54- Stephen Farrell and Rana Sabbagh-Gargour, "For Sale: A Nation’s Treasures" Times, London (July 2,2005)

 

55- Mark Fisher, "Tomb Raiders" Guardian (January 19, 2006)

 

56- John Curtis, "Report on Meeting at Babylon 11-13th December, 2004" British Museum (2005). See also Joanne Farchakh Bejjaly, "History Lost in Dust of War-Torn Iraq" BBC (April 25, 2005) and Rory McCarthy and Maev Kennedy, "Babylon Wrecked by War" Guardian (January 15, 2005)

 

57- Ibid.

 

58- "Poland Apologizes for Damage Troops Inflicted on Babylon" History News Network (August 3, 2005)

 

59- Martin Bailey, "After the Looting Was Over" Apollo (May 2004)

 

60- Mark Rose, "A Conversation with Matthew F. Bogdanos" Archaeology Magazine (October 16, 2003); Mary Wiltenburg, "‘Pit Bull’ Dogs Iraq Looters" Christian Science Monitor (February 20, 2004)

 

61- Spurr, "Iraqi Libraries" pp. 34-35

 

62- Ibid., p. 21

 

63- Ibid., p. 34

 

64- Mary-Jane Deeb, et al, "Report on the National Library and the House of Manuscripts" Library of Congress (November, 2003)

 

65- Eskander, "The Tale" op.cit.

 

66- Ibid.

 

67- Ibid.

 

68- Spurr, "Iraqi Libraries" op.cit. pp. 38-45

 

69- Ibid. pp. 52-53

 

70- Ibid. p. 53

 

71- Ellen Knickmeyer, "Iraq’s Head of Antiquities Quits After Looting of Ancient Treasures" Washington Post (August 28, 2006)

 

72- Ellen Knickmeyer, "Iraqi Museum Sealed Against Looters" Washington Post (August 27, 2006)

 

73- Eskander, "The Tale" op.cit.

 

74- Ibid.

 

75- "Diary of Saad Eskander" posted at www.bl.uk/iraqdiary.html

 

 

 

فصل سوم

 

سلاح‌های زخم‌زا و غیر متعارف

 

ژنرال‌ها، بمب آتش زا (Napalm) را دوست دارند. این بمب، اثرات روانی شدیدی بر دشمن دارد. راندولف آلز(Randolph Alles)، سرهنگ نیروی دریایی ایالات متحده.(1)

 

نیروهای ائتلاف تحت رهبری ایالات‌متحده، در جنگ عراق از سلاح‌های زخم‌زا و غیرمتعارفی استفاده کرده‌اند که کاربرد آنها، برخلاف معاهدات بین‌المللی بوده یا در افکارعمومی، غیرانسانی و غیرقابل قبول محسوب می‌شوند. ایالات‌متحده، در این جنگ، از بمب‌های آتش‌زا (MK-77)(2) و مهمات حاوی فسفر سفید استفاده کرده است.(3) بمب‌های حاوی فسفر سفید بارها در مناطق پرجمعیت شهری به‌کار گرفته شده است.(4) استفاده از این سلاح‌ها بسیار ظالمانه است، این بمب‌ها، درون بدن فرد شعله‌ور شده و باعث سوختن بدن و مرگ او می‌شود. دولت‌های آمریکا و بریتانیا، در ابتدا استفاده از این سلاح‌ها را انکار می‌کردند، اما بعدها ناچار به تأیید آن شدند.

 

ایالات متحده و بریتانیا، در طول تهاجم سال 2003 به صورت گسترده‌ای از مهمات حاوی اورانیوم ضعیف‌شده (DU) (Depleted Uranium) (5) و بمب‌های خوشه‌ای، استفاده کرده‌اند.(6) بمب‌های خوشه‌ای، منجر به کشته و زخمی‌شدن بسیاری از مردم شده است. این بمب‌ها اکثراً در مناطق شلوغ شهرها مورد استفاده قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، هنوز تعدادی از این بمب‌‌ها به‌صورت عمل‌نکرده، در شهرها وجود دارند که گاه‌به‌گاه منجر به کشته و مجروح‌شدن مردم می‌شوند. مهمات حاوی اورانیوم ضعیف شده، بر سلامت بدن اثرات درازمدت منفی دارند و به همین دلیل بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی، خواهان محکومیت استفاده از این سلاح‌ها در جنگ هستند. استفاده از سلاح‌های حاوی اورانیوم ضعیف شده و بمب‌های خوشه‌ای، نقض صریح ممنوعیت استفاده از سلاح‌های زخم‌زاست.

 

 بمب‌های آتش‌‌زای نوع ناپالم (Napalm)

 

ناپالم، ترکیبی آتش‌زا از سوخت و مواد چوبی است که در مجموع بمبی آتش‌زا ایجاد می‌کند. این بمب، ابتدا در جنگ دوم جهانی تولید شد و بعدها نظامیان ایالات‌متحده بارها در جنگ ویتنام از آن استفاده کردند که منجر به نارضایتی شدید عمومی و انتقادات گسترده در سطح جهانی شد. اکثر کشورهای جهان، امروزه از این بمب استفاده نمی‌کنند، چرا که اين استفاده را ظالمانه و غیرمتعارف می‌دانند. نیروهای مسلح آمریکا، از مدل جدید ناپالم به نام MK-77 Mod 5 استفاده می‌کنند.(7)

 

بمب‌های ناپالم پس از انفجار، گلوله‌ای از آتش ایجاد می‌کنند. این شعله‌های سوزان، وارد بافت‌های بدن قربانیان شده و آنها را به علت سوزش و خفگی، از پای در می‌آورد. قربانیانی که زنده می‌مانند، معمولاً تا پایان عمر از آسیب‌های جسمی و روحی رنج می‌برند. بسیاری از این مجروحین نيز پس از سپری‌کردن دوره‌ای از رنج و مرارت، می‌میرند.

 

در طول و اندکی پس از عملیات نظامی اولیه در سال 2003، گزارش‌هاي گسترده، حاكي از آن بود که ایالات‌متحده از بمب‌های آتش‌زا استفاده کرده است. روزنامه‌نگاران همکار نظامیان آمریکایی گزارش دادند، در تپه صفوان در مرز کویت(8) و جنوب عراق از بمب‌های ناپالم استفاده کرده‌اند.(9) خلبانان آمریکایی تأیید کرده‌اند که از بمب‌های ناپالم در بمباران پل‌های روی کانال آبی صدام و رودخانه دجله در جنوب بغداد، استفاده کرده‌اند. سرهنگ راندولف آلز، فرمانده گردان هوایی 11 آمریکا گفت؛ «ما اطراف این دو پل را با بمب ناپالم بمباران کردیم... متأسفانه تعدادی از غیرنظامیان نیز در آنجا حاضر بودند... می‌توانید آنها را در فیلم‌های تهیه شده ببینید... تعدادی از آنها سربازان عراقی بودند و در این حادثه کشته شدند...»(10)

 

ابتدا نظامیان آمریکایی، اتهامات مبنی بر استفاده از بمب‌های ناپالم را رد می‌کردند.(11) با این حال، در اوت 2003، پنتاگون استفاده از بمب‌های نوع 77 را تأیید کرد.(12) دلیل انکار اولیه، تمایزی بود که نیروهای آمریکایی میان بمب‌های ناپالم و بمب‌های آتش‌زای نوع 77 قائل بودند. در حالی که این بمب‌ها تنها در نوع سوختشان با هم متفاوت هستند (ناپالم از بنزن و بنزین و بمب‌های نوع 77 از سوخت جت استفاده می‌کنند).(13) اما سرانجام پنتاگون اعتراف نمود که این بمب‌ها «شباهت‌های بسیاری دارند» و بر قربانیان اثرات یکسانی به‌جای می‌گذارند.(14) رئیس بخش نظامی مجمع جهانی سیاست، در این باره می‌گوید: «می‌توان برای این بمب نام دیگری غیر از ناپالم انتخاب کرد، اما هنوز هم یک بمب ناپالم است. این بمب تنها به‌گونه‌ای تغییر یافته که از سوخت دیگری غیر از سوخت سابق استفاده می‌‌کند. ایالات‌متحده تنها کشوری است که در يك مدت طولانی از بمب ناپالم استفاده می‌کند.»(15)

 

آدام اینگرام (Adam Ingram) وزیر نیروهای مسلح بریتانیا، در پاسخ به پرسش خبرنگاری، استفاده از بمب‌های نوع 77 را به‌طور صريح انکار نمود.(16) اما بعدها این گفته خود را پس گرفت و ادعا كرد به گزارش نیروهای نظامی ایالات‌متحده، درباره انواع سلاح‌های استفاده شده در جنگ، دسترسی نداشته است.(17)

 

گروه‌های بین‌المللی حقوق بشر، بمب‌های آتش‌زا را ضد انسانی می‌دانند. رابرت موسل (Robert Musil) رئیس اجرایی گروه «پزشکان مسئول اجتماع»(Physician for Social Responsibility) گفت: «بمب‌های آتش‌زا چنان سوختگی ایجاد می‌کنند که قابل کنترل نیست.»(18)

 

بنا به معاهدات الزام‌آور بین‌المللی، استفاده از سلاح‌های آتش‌زا در جنگ و بخصوص در مناطق پرجمعیت شهری ممنوع است. پروتکل سوم معاهده سازمان‌ملل، با توجه به سلاح‌های خاصی که به شدت زخم‌زا هستند و اثراتي درازمدت دارند (1980)، استفاده از سلاح‌های آتش‌زا را علیه شهروندان یا نظامیان، در مناطق متمرکز شهری ممنوع کرده است.(19) قوانین بین‌المللی جاری نیز حملات غیرمتعارف را که منجر به صدمات گسترده‌ای می‌شود ممنوع کرده‌اند.

 

 فسفر سفید

 

فسفر سفید ماده‌اي آتش‌زا شبیه واکس است که برای ارسال پیام، ایجاد پرده دود و تولید آتش استفاده می‌شود. ایالات‌متحده در جنگ ویتنام بارها از فسفر سفید استفاده کرد. فسفر سفید یا به قول نظامیان «ویلی پت» (Willie Pete) معمولاً در هوا منفجر شده و برای روشن‌کردن آسمان شب، نابودی تجهیزات یا ایجاد محدودیت دید دشمن، به کار می رود.(20) علاوه براین، از فسفر سفید به‌عنوان سلاحی آتش‌زا در عراق علیه اهداف انسانی استفاده شده است. درحالی که استفاده از این سلاح علیه شهروندان، مخالف قوانین بین‌المللی است.

 

فسفر سفید در معرض اکسیژن آتش گرفته، بویی شبیه سیر تولید کرده و تا پایان یافتن منبع اکسیژن شعله‌ور می‌ماند.(21) آتش حاصل از آن، سبب سوزش پوست قربانیان شده و در نتیجه منجر به زخم‌های عمیق، دردهای شکمی، نقرس استخوان‌ها و ضعف چند بافتی می‌شود. بسیاری از قربانیان فسفر سفید، تنها مدت کوتاهی می توانند به زندگی ادامه دهند.(22)

 

در ابتدا نیروهای آمریکایی استفاده از این بمب‌ها را نیز مانند بمب‌های ناپالم، منکر می‌شدند. گزارش تلویزیونی مستند شبکه RAI ایتالیا نشان می‌داد که نیروهای آمریکایی در سال 2003 و در جنگ 2004، در فلوجه، علیه اهداف انسانی از فسفر سفید استفاده کرده‌اند. در این فیلم، مردم فلوجه می‌گفتند: «بارانی از آتش بر شهر فرو ریخته است» بقایای سوخته بدن قربانیان نیز دیده می‌‌‌شد.(23) با تحقیقات انجام گرفته مشخص شد این آتش‌باری‌ها، تحت نظارت مقامات آمریکایی بوده است.(24) در زمان حمله ایالات‌متحده به فلوجه، واشنگتن پست گزارش داد: «برخی از خمپاره‌اندازها، بمب‌های حاوی فسفر سفید شلیک کرد‌ه‌اند. ستیزه‌جویان می‌گویند با موادی مورد حمله قرار گرفته‌اند که پوستشان را ذوب کرده است، اثراتی که شبیه اثرات فسفر سفید است. کمال حادثی، پزشک بیمارستان شهر گفت که اجساد مجاهدین، سوخته شده و برخی از آنها حتی ذوب شده بودند.»(25)

 

رابرت تاتل (Robert Tuttle) سفیر ایالات‌متحده در بریتانیا، در نامه‌ای به روزنامه ایندیپندنت ادعای مطرح شده درباره استفاده از فسفر سفید را رد کرده و نوشت: «نظامیان آمریکایی حاضر در عملیات آزادسازی عراق به استفاده از سلاح‌های متعارف علیه اهداف مشروع، ادامه می‌دهند.»(26) پنتاگون نیز گزارش داد که از فسفر سفید تنها برای روشن کردن آسمان و ایجاد پرده دود استفاده شده است.(27)

 

با این حال، گزارشات نیروی نظامی ایالات‌متحده با آنچه روابط عمومی وزارت‌خارجه بیان می‌کرد، تفاوت داشت. شماره ژوئن و می 2004 نشریه اینفنتری (پیاده نظام، Infantry) گزارش داد فسفر سفید مستقیماً علیه اهداف انسانی به‌کار رفته، نه به‌عنوان ایجادکننده پرده دود.(28) گزارش نظامی دیگری در نشریه فیلد آرتیلری (Field Artillery) گفت: «اثبات شد که فسفر سفید سلاحی مؤثر و همه‌کاره است... این سلاح دارای پتانسیل تخریب روانی ستیزه‌جویان است... ما با استفاده از فسفر سفید آنها را نابود کردیم...»(29) گزارش دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد در مناطق پرجمعیت شهری نیز از فسفر سفید استفاده شده است.(30)

 

نیویورک تایمز در سرمقاله‌ای در ماه نوامبر 2005، یادآوری کرد: «یکی از جنایات جنگی متعددی که به صدام حسین نسبت داده می شد، استفاده از فسفر سفید در برخورد با شهروندان و شورشیان کرد در سال 1991 بود»؛ یکی از دلایلی که سبب آغاز جنگ عراق شد.(31)

 

كتابچه راهنماي ارتش ایالات‌متحده می‌گوید: «استفاده از فسفر سفید علیه اهداف انسانی، برخلاف قوانین کشوری است.»(32) قوانین بین‌المللی و پروتکل سوم معاهده سازمان‌ملل، در زمینه سلاح‌های خاصی که به‌شدت زخم‌زا هستند و اثراتي درازمدت دارند (1980)، استفاده از سلاح‌های آتش‌زا را علیه شهروندان یا نظامیان در مناطق متمرکز شهری ممنوع کرده است.(33) بنابراین نظامیان آمریکایی با استفاده گسترده از مواد آتش‌زا در حمله به شهرها، نه‌تنها قوانین داخلی، بلکه قوانین بین‌المللی را نقض کرده‌اند.

 

اورانیوم ضعیف شده

 

اورانیوم ضعیف‌شده، یک ماده سمی و فرآورده پسماند رادیواکتیو ضعیفی است که در جریان فرایند غنی‌سازی اورانیوم به‌دست مي‌آيد. از آن در سلاح‌های نفوذکننده در بدنه تانک‌ها و سایر وسایل نقلیه مسلح، در فواصل دور استفاده می‌شود.(34)

 

براساس گزارش گاردین، متخصصین نظامی برآورد کرده‌اند که نیروهای ائتلاف از 1000 تا 2000 تن گلوله‌های ضد تانک حاوی اورانیوم ضعیف‌شده، در حملات مارس 2003 و تهاجم‌های بعدی، استفاده کرده‌اند.(35) گزارش برنامه محیط‌زیست سازمان‌ملل نیز با این ارزیابی تطبیق دارد.(36)

 

متخصصین پزشکی معتقدند که پودر باقی‌مانده از سلاح‌های حاوی اورانیوم ضعیف‌شده، ممکن است منجر به اثرات منفی درازمدتی در سلامتی انسان شود.(37) در حالی‌که ایالات‌متحده همچنان اصرار دارد اورانیوم ضعیف‌شده برای سلامت انسان هیچ تهدیدی به حساب نمي‌آيد، اما بسیاری از جنگاوران بریتانیایی و آمریکایی از هنگام جنگ 1991 خلیج فارس، از بیماری‌های بی‌دلیلی همچون کوفتگی بدن، بی‌خوابی و از دست‌دادن حافظه رنج می‌برند که به آن «سندرم جنگ خلیج» می‌گویند. دپارتمان امور سربازان ایالات‌متحده، در 19 دسامبر 2005 (24 آذر 1384) به خانواده یک سرباز امریکایی که در اثر ابتلا به سرطان متاستاز مرده بود، پاداشی تقدیم کرد. دلیل این بیماری رويارويي با اورانیوم ضعیف شده بوده است.(38) گزارش‌هاي رسیده از عراق حکایت از آن دارد، در مناطقی که از اورانیوم ضعیف شده استفاده شده، آمار ابتلا به سرطان و نقص عضو نوزادان رو به افزایش است.(39)

 

سربازان و سازمان‌های پزشکی و بهداشتی بین‌المللی، نظیر سازمان بهداشت جهانی، خواهان انجام مطالعات دقیق علمی درباره اثرات اورانیوم ضعیف‌شده بر بدن انسان شده‌اند.(40)

 

یک کمیته کاری، در کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل خواهان انجام تحقیقی در زمینه حقوق‌بشر و «استفاده از سلاح‌های کشتارجمعی، با اثرات درازمدت و زخم‌های عمیق» شد.(41)‌ گزارش سال 2002 این گروه، اورانیوم ضعیف‌شده را نیز به‌عنوان بخشی از این سلاح‌ها معرفی کرد. نویسنده گزارش به تعدادی از موارد مواجهه با این ماده اشاره کرده و گفته بود؛ «این موارد نشان می‌دهند مرگ و بیماری‌های لاعلاج افراد، به‌دلیل مواجهه با اورانیوم ضعیف‌شده بوده است. بسیاری از آنها دچار سرطان شده‌اند یا این‌که نوزادانشان دچار نقص عضو بوده‌اند.» در نهایت، این گزارش نتیجه می‌گیرد: «سلاح‌های حاوی اورانیوم ضعیف شده، کشنده و غیرمتعارف هستند.»(42)

 

اگرچه معمولاً سلاح‌های حاوی اورانیوم ضعیف‌شده علیه اهداف نظامی به‌کار گرفته می‌شوند، اما این مهمات، پسماند‌های شیمیایی و رادیواکتیوی به‌جای می‌گذارند که می‌تواند همانند آنچه در بوسنی و هرزگوین رخ داد، منجر به آلودگی هوا و آب‌های زیرزمینی شود.(43)

 

در سال 2001، به دنبال استفاده ناتو از اورانیوم ضعیف شده در کوزوو، شورای اروپا، خواهان ممنوعیت استفاده از آن و آزمایش و فروش اورانیوم ضعیف شده، شد و گفت: «اثرات این سلاح بر سلامت و زندگی افراد، درازمدت بوده و حتی این اثرات در نسل‌های بعدی نیز ظاهر می‌شود.»(44)

 

کارلا دل پونته (Carla Del Ponte) رئیس اجرایی همایش بین المللی درباره یوگسلاوی گفت؛ می‌توان استفاده از اورانیوم ضعیف‌شده را به‌عنوان یک جنایت جنگی تحت بررسی قرار داد.(45) در سال 2005، برنامه محیط‌زیست سازمان‌ملل گزارشی منتشر نمود که در آن گفته شد؛ 311 مکان در عراق، آلوده به اورانیوم ضعیف‌شده هستند.(46) در همان زمان پارلمان اروپا خواستار محکومیت استفاده از اوارنیوم ضعیف شده به عنوان سلاح جنگی شد و ادعای خود را مستند بر پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT در سال 1968)، معاهده سلاح‌های سمی و بیولوژیکی (Biological & Toxic Weapons Convention ،«1972»)، معاهده سلاح‌های شیمیایی (Chemical Weapons Convention ،«1993» و پیمان منع آزمایش فراگیر (Comprehensive Test Ban Treaty، «1996») دانست.(47)

 

به‌دلیل اثرات منفی احتمالی اورانیوم ضعیف‌شده بر سلامت انسانی، احتمالاً استفاده از آن برخلاف قوانین مصرح انسان‌دوستانه بین‌المللی، ازجمله معاهده ژنو و پروتکل‌های آن و همین‌طور دستورالعمل سازمان‌ملل، مبنی بر محافظت از غیرنظامیان و جلوگیری از آسیب‌های مادام‌العمر و تخریب محیط‌زیست است.

 

بمب‌های خوشه‌ای

 

مهمات خوشه‌ای حاوی صدها «بمب خوشه‌ای» یا مهمات کوچکتری هستند که بلافاصله پس از برخورد، منفجر می‌شوند. بمب‌های خوشه‌ای می‌توانند هم از طریق هوا و هم از طریق توپخانه زمینی شلیک شوند. این بمب‌ها، ابتدا در هوا منفجر شده و سپس مهمات کوچکتر خود را آزاد می‌كنند تا با اهداف مستقر در زمین برخورد نمايند. برخی از این بمب‌های کوچکتر (بین 5 تا 30 درصد، بسته به نوع آن) به‌صورت عمل نکرده باقی می‌مانند و در نتیجه تا دهه‌ها پس از پایان جنگ به صورت تهدیدی برای جان غیرنظامیان، باقی می‌مانند.(48) نیروهای ائتلاف و نیروهای دولت عراق، در سال 2003 از مهمات خوشه‌ای هر دو نوع هوایی و زمینی استفاده کرده‌اند.

 

مهمات خوشه‌ای پس از برخورد با هدف، به‌دلیل اثرات ترکش‌ها به‌صورت پیاپی منفجر می‌شوند. تکه‌های این بمب در بدن فرد فرو رفته و در بدنشان زخم‌های کوچک اغلب داخلی ایجاد می‌کند. «ترکش‌های این بمب به داخل پوست و ماهیچه ها نفوذ کرده و به استخوان می‌رسند و به این ترتیب به بدن فرد امواج فشاری اعمال کرده و سبب خونریزی داخلی می‌شوند.»(49) نزدیک به 30 درصد قربانیان در اثر این جراحات، کشته می‌شوند.(50)

 

نیروهای بریتانیایی و آمریکایی در حملات هوایی سال 2003، هزاران بمب خوشه‌ای را «در بسیاری از شهرهای پرجمعیت عراق نظیر بغداد، بصره، حله، کرکوک، موصل، ناصریه و سایر شهرها و روستاها» رها کردند.(51) بر اساس گزارش روزنامه امريكايي یواس ای تودی، نیروهای آمریکایی و بریتانیایی از اواخر مارس تا اوایل آوریل 2003، به ترتیب 10782 و 2200 بمب خوشه ای را مورد استفاده قرار دادند.(52) نیروی هوایی ایالات‌متحده، استفاده از 63 بمب خوشه‌ای CBU-87، بین 1 می 2003 (11 خرداد 1382) و 1 اوت 2006 (10 مرداد 1385) را مورد تأیید قرار داد(53) که در مجموع حاوی 12726 بمب خوشه‌ای کوچکتر بودند.(54) نیروهای ائتلاف ادعا می‌کردند که این بمب‌ها، تنها «موارد خاصی» را هدف قرار داده‌اند. این در حالی بود که بیش از دو میلیون مهمات کوچک‌تر، عمدتاً به مناطق مسکونی برخورد کرده و منجر به کشته و مجروح‌شدن بیش از 1000 شهروند عراقی شده بود.(55)

 

براساس گزارش دیده‌بان حقوق‌بشر، «بمب‌های خوشه‌ای زمینی منجر به کشته و مجروح‌شدن صدها شهروند عراقی در شهرهایی نظیر حله، نجف، کربلا، بغداد، بصره و... شده است. آسیب شهروندان ساکن در حومه این شهرها نشان می‌دهد که بمب‌های خوشه‌ای یکی از دلایل اصلی تلفات غیرنظامیان در جنگ بوده است.»(56)

 

سازمان عفو بین‌الملل، گزارشی از بیمارستان حله ارائه کرده و گفت: «مردان، زنان و کودکان بسیاری، زنده و مرده، به بیمارستان آورده می‌شدند، در حالی که بدنشان در اثر برخورد ترکش‌های بمب خوشه‌ای، سوراخ سوراخ شده بود.» یکی از پزشکان این بیمارستان به عفو بین‌الملل گفت که تقریباً همه بیماران، قربانیان بمب خوشه‌ای بوده‌اند. «بازماندگان زخمی به گزارشگران گفتند که چگونه مواد منفجره همچون دانه‌های انگور از آسمان می‌بارید و چگونه بمب‌های خوشه‌ای پیش از انفجار از در و پنجره خانه‌هایشان وارد می‌شد.»(57)

 

تعداد قابل‌توجهی از بمب‌های خوشه‌ای کوچک‌تر پس از رسیدن به هدف، عمل نمی‌کنند.(58) براساس گزارش سال 2000 وزارت دفاع ایالات‌متحده به کنگره این کشور، «نزدیک به 16 درصد بمب‌های کوچک‌تر عمل نمی‌کنند. بنابراین، شلیک 12 راکت MLRS حاوی بمب خوشه‌ای، منجر به پخش 1200 بمب عمل نکرده در منطقه‌ای به وسعت 120000 تا 240000 متر مربع می‌شود.»(59) بمب‌های خوشه‌ای عمل نکرده، مدت‌های طولانی پس از پایان جنگ روی زمین باقی می‌مانند و برای جان انسان‌ها تهدید درازمدتی به‌شمار می‌روند. این بمب‌ها، سرانجام وقتی که کودکی آنها را بر می‌دارد یا کشاورزی با ابزارش به آنها می‌کوبد، منفجر می‌شوند. بمب‌های خوشه‌ای نیز همانند مین‌های زمینی باید یک به یک یافته و خنثی شوند. علی‌رغم تلاش مشترک نیروهای ائتلاف، سازمان‌های غیر دولتی و سازمان ملل متحد، هنوز هم بقایای بمب‌های خوشه‌ای منجر به کشته و مجروح‌شدن شهروندان عراقی یا هر کس دیگری که از این مناطق عبور می‌كند، می‌شود.(60)

 

به‌دلیل کشنده بودن بمب‌های خوشه‌ای، اثبات می‌شود که استفاده از آنها برخلاف قوانین بین‌المللی مربوط به حفاظت از جان شهروندان ازجمله ماده 48 پروتکل اول معاهده چهارم ژنو است. همچنین استفاده از بمب‌های خوشه‌ای، قوانین مربوط به ممنوعیت حملات وسیع در مناطق شهری را، که منجر به افزایش احتمال تلفات غیرنظامیان می‌شود نیز نقض می‌کند.

 

بسیاری از سازمان‌های حقوق‌بشر و انسان‌دوستانه ازجمله کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، دیده‌بان حقوق‌بشر، عفو بین‌الملل و مخالفان مین‌های زمینی، مرتباً خواهان ممنوعیت استفاده از بمب‌های خوشه‌ای در مناطق شهری ازجمله اهداف نظامی در نزدیکی مناطق غیرنظامی شده‌اند. جان اگلند (Jan Egeland)، معاونت امور انسانی شورای امنیت سازمان‌ملل در حرکتی قابل تحسین، خواهان محکومیت استفاده از بمب‌های خوشه‌ای شد که به نظر او «هر فردی در هر جای جهان استفاده از آن را غیراخلاقی می‌داند.»(61) عراق،افغانستان، کامبوج، لائوس، کوزوو و ویتنام، آلوده‌ترین مناطق بمب خوشه‌ای جهان هستند.

 

 سخن پایانی

 

قوانین حقوق بشر بین‌المللی، استانداردهای روشنی درباره چگونگی اداره عملیات نظامی و محدودیت در ابزار و شیوه های جنگاوری مشخص کرده‌اند. این استانداردها استفاده از سلاح‌هایی را که تمایزی میان اهداف نظامی و غیرنظامی مشخص نمی‌کنند، یا این‌که منجر به آسیب‌های درازمدت می‌شوند ممنوع کرده‌اند. با این حال، نیروهای ائتلاف، بارها از سلاح‌های زخم زا و غیرمتعارف نظیر فسفر سفید، بمب‌های ناپالم آتش‌زا، بمب‌های خوشه‌ای و اورانیوم ضعیف‌شده استفاده کرده‌اند که اثرات آنها بسیار از آنچه اهداف جنگی بوده، بیشتر بوده است. کاربرد این سلاح‌ها، به‌شدت غیرقابل قبول و غیر انسانی است.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

1-James W. Crawley, "Officials Confirm Dropping Firebombs on Iraqi Troops" San Diego Union-Tribune (August 5, 2003)

 

2-Iraq Analysis Group, Fire Bombs in Iraq: Napalm by Any Other Name (March/April 2005)

 

3-Jason E.Levy, "TTPs for the 60mm Mortar Section" Infantry Magazine (May/June 2004) and Captain James T. Cobb, First Lieutenant Christopher A. LaCour and Sergeant First Class William H. Hight, "The Fight for Fallujah" Field Artillery (March/April 2005)

 

4-Rai News 24, "Fallujah: La Strage Nascosta" [Fallujah: The Hidden Massacre] (November 2005)

 

5-Scott Peterson, "Remains of Toxic Bullets Litter Iraq" Christian Science Monitor (May 15, 2003)

 

6-Human Rights Watch, Off Target: The Conduct of the War and Civilians Casualties in Iraq (December 2003)

 

7- Iraq Analysis Group, Fire Bombs in Iraq: Napalm by Any Other Name (March/April 2005)

 

8-"Dead Bodies Are Everywhere" Sydney Morning Herald (March 22, 2003)

 

9-Martin Savidge, "Protecting Iraq's Oil Supply" CNN (March 22, 2003)

 

10- James W. Crawley, "Officials Confirm Dropping Firebombs on Iraqi Troops" San Diego Union-Tribune (August 5, 2003)

 

11- "Dead Bodies Are Everywhere" Sydney Morning Herald (March 22, 2003)

 

12- James W. Crawley, "Officials Confirm Dropping Firebombs on Iraqi Troops" San Diego Union-Tribune (August 5, 2003)

 

13-GlobalSecurity.Org, MK-77750lb Napalm.

 

14- James W. Crawley, "Officials Confirm Dropping Firebombs on Iraqi Troops" San Diego Union-Tribune (August 5, 2003)

 

15-"US Admits It Used Napalm Bombs in Iraq". The Independent (August 10, 2003)

 

16-British Parliament, Written Answers to Questions. Defense Minister Adam Ingram Denies US Use of Firebombs. (January 11, 2005)

 

17-British Parliament, Written Answers to Questions. Defense Minister Adam Ingram Admits US Use of Firebombs (June 28, 2005)

 

18- James W. Crawley, "Officials Confirm Dropping Firebombs on Iraqi Troops" San Diego Union-Tribune (August 5, 2003)

 

19ـ ایالات‌متحده یکی از معدود کشورهایی است که هنوز این پروتکل را امضا نکرده است. از آنجا که این پروتکل توسط 94 کشور جهان امضا شده، یکی از پذیرفته‌شده‌ترین قوانین بین‌المللی محسوب می‌شود. از آنجا که نیروهای ائتلاف براساس قطعنامه سازمان ملل در عراق هستند، لذا باید استانداردهای بین‌المللی را رعایت کنند.

 

20-Globalsecurity.org. Incendiary Weapons: White Phosphorus.

 

21ـ همان.

 

22-US Department of Health and Human Services, Agency for Toxic Substances and Disease Registry (ATSDR). White Phosphorus

 

23-Rai News 24. "Fallujah: La Strage Nascosta" [Fallujah: The hidden massacre] (November 2005)

 

24-Marc Wells, "An Interview with Sigfrido Ranucci, Director of The Hidden Massacre" World Socialist Website (December 14, 2005)

 

25-Jackie Spinner, Karl Vick and Omar Fekeiki, "US Forces Battle Into Heart of Fallujah" Washington Post (November 10, 2004)

 

26-"US Forces Used 'Chemical Weapon' in Iraq". The Independent (November 16,2005)

 

27-US Department of Defence, Office of the Assistant Secretary of Defence (Public Affairs). News Briefing with Secretary of Defense Donald Rumsfeld and Gen. Peter Pace (November 29, 2005)

 

28-Jason E.Levy: "TTPs for the 60mm Mortar Section". Infantry Magazine. (May/June 2004)

 

29-Captain James T. Cobb, First Lieutenant Christopher A. LaCour and Sergeant First Class William H. Hight: "TF 2-2 IN FSE AAR: Indirect Fires in the Battle of Fallujah" Field Artillery Magazine (March- April 2005) p. 5

 

30-"Violence Subsides for Marines in Fallujah" North County Times (April 10, 2004)

 

31-"Shake and Bake" New York Times (November 29, 2005)

 

32-rmy's Command and General Staff College at Fort Leavenworth, KS. The Battle Book. ST 100-3. (July 1999)

 

33ـ باید تذکر داد از آنجا که فسفر سفید در اصل برای اثرات آتش زا تولید نشده در پروتکل سوم نامی از آن برده نشده است. اما اگر برای چنین اهدافی به کار رود با توجه به روح حاکم بر این پروتکل، می‌توان گفت که این قانون نقض شده است.

 

34-Globalsecurity.org. Military: Depleted Uranium.

 

35-Paul Brown, "Uranium Hazard Prompts Cancer Check on Troops" Guardian (April 25, 2003)

 

36-United Nations Environment Programme. Assessment of Environmental "Hot Spots" in Iraq (November 2005)

 

37-The Royal Society, The Health Hazards of Depleted Uranium Munitions (2001)

 

38-In the Appeal of David L. Larson, in the case of Janet E. Larson, Docket No. 01-05 766, XSS 001 56 2047 (December 19, 2005)

 

39-Larry Johnson, "Iraq Cancers, Births Defects Blames on US Depleted Uranium" Seattle Post Intelligencer (November 12, 2002); and Robert Collier, "Iraq Links Cancers to Uranium Weapons" San Francisco Chronicle (January 13, 2003)

 

40-54th World Health Assembly. Provisional Agenda Item 13.10: "Health Effects of Depleted Uranium (Report by the Secretariat)" A54 19 Add. 1 (April 26, 2001)

 

41-Sub-Commission on the Promotion and Protection of Human Rights

 

42-Commission on Human Rights: Sub-Commission on the Promotion and Protection of Human Rights, Fifty-fourth Session, Item 6 of the Provisional Agenda: "Human Rights and Weapons of Mass Destruction, or With Indiscriminate Effect, or of a Nature to Cause Superfluous Injury or Unnecessary Suffering". Working Paper Submitted by Y.K.J. Yeung Sik Yuen in Accordance with Sub-Commission Resolution 2001/36. E/CN.4/Sub.2/2002/38 (June 27, 2002)

 

43-United Nations Environment Program. Depleted Uranium in Bosnia and Herzegovina. (March 2003)

 

44-Parliamentary Assembly of the Council of Europe. Environmental Impact of the War in Yugoslavia on Southerneast Europe, Recommendation 1495 (2001) (January 24, 2001)

 

45-"Use of DU Weapons Could Be War Crime" CNN (January 14, 2001)

 

46-UN Environment Program. Assessment of Environmental ‘Hot Spots’ in Iraq (November 2005)

 

47-European Parliament. Resolution on Non-Proliferation of Weapons of Mass Destruction: A Role for the European Parliament (2005/2139(INI)), P6_TA-PROV(2005)0439. Text Adopted by Parliament (November 17, 2005)

 

48-Cluster Munitions Coalition, Technical Analysis of Cluster Munitions.

 

49-Medact, "The Question of the Legality of Inhumane Weapons Used During the 2003 Iraq Conflict" Working Paper No. 2

 

50-H. Gilbert Husum and T.M. Wisborg, "Save Lives, Save Limbs: Life Support for Victims of Mines, Wars and Accidents" Third World Network (2003) quoted in UK Working Group on Landmines, "Cluster Bombs: the Military Effectiveness and Impact on Civilians of Cluster Boimbs" (2003) p. 20

 

51-Landmine Monitor. Report 2003: Toward a Mine-Free World

 

52-Paul Wiseman, "Cluster Bombs Kill in Iraq, Even After Shooting Ends" USA TODAY (December 16, 2003)

 

53-Letter from the Department of the Air Force, 20th Fighter Wing (ACC), Shaw Air Force Base, South Carolina (August 23, 2006) signed by Mary F. Huff, Base Freedom of Information Act Manager as quoted by the Mennonite Central Committee

 

54-Mennonite Central Committee, Use of Cluster Munitions in Iraq after the Initial Invasion

 

55-Human Rights Watch, Minimize Civilian Casualties in Iraq (March 17, 2006); Human Rights Watch, Off Target: The Confuct of the War and Civilian Casualties in Iraq (2003); also see Handicap International, Fatal Footprint: The Global Human Impact of Cluster Munitions (November 2006)

 

56- Human Rights Watch, Off Target: The Confuct of the War and Civilian Casualties in Iraq (2003) p. 85

 

57-Amnesty International, Iraq: Civilians under Fire. (April 8, 2003)

 

58-B Rappert and R Moyes, "Out of Balance – The UK Government's Efforts to Understand Cluster Munitions and International Law" Landmine Action (November 2005) p.18

 

59- Human Rights Watch, US Using Cluster munitions in Iraq (April 1, 2003)

 

60-Medact, The Question of the Legality of Inhumane Weapons Used During the 2003 Iraq Conflict, Working Paper No.2

 

61ـ سخنرانی جان اگلند در برابر اعضای شورای امنیت درباره حفاظت از جان شهروندان در نبردهای نظامی. (4 دسامبر 2006)

 

  فصل چهارم

 

زندان و بازداشت‌(1)

 

«آنها همانند سگ هستند و اگر بخواهی آنها را چیزی بالاتر از سگ فرض کنی، کنترل خود را بر آنان از دست می‌دهی.» ژنرال جفری میلر (Geoffrey Miller)(2)

 

ایالات‌متحده و شرکایش در دولت عراق، هزاران عراقی را بدون طی کردن مراحل قانونی در بازداشت نگه‌داشته‌اند. این زندانی‌ها، به انجام هیچ جرمی محکوم نشده‌اند. در عین حال این افراد، حق دفاع از خود را نداشته و دادگاهی هم برای رسیدگی به اتهاماتشان برگزار نشده است.

 

 

این سربازان به‌جای نیروی انتظامی، تا بن دندان مسلح هستند و اقدام به بازداشت افراد می‌کنند. این سربازان، عمدتاً نظامیان انگلیسی زبان آمریکایی هستند که فرامینشان برای مردم قابل درک نیست. این سربازان، اغلب بسیاری از مردم را به‌صورت دسته‌جمعی بازداشت و زندانی می‌کنند. این بازداشت‌ها عمدتاً در گشت‌زنی محله‌ها، جست‌وجوی خانه‌به‌خانه، پست‌های بازرسی و مکان‌های مشابه، صورت می‌گیرند. بازداشت افراد تقریباً همواره بدون ارائه مجوز دستگیری یا شاهدی برای انجام عمل غیرقانونی، انجام می شود.

 

صلیب سرخ جهانی، بازداشت‌های خانگی را این‌گونه توصیف می‌کند: «مأمورین نظامی معمولاً پس از تاریکی هوا، با شکستن در منازل وارد خانه‌ها شده، با خشونت، ساکنین منزل را از خواب بیدار مي‌کنند. پس از آن اعضای خانواده را همراه با محافظ، درون یک اتاق قرار داده و اقدام به جست‌وجوی سایر بخش‌های خانه، همراه با شکستن درها، تخریب کابینت‌ها، کمدها و سایر دارایی‌های خانواده مي‌كنند. این نظامیان، افراد مظنون را با بستن دست‌هایشان، قرار دادن چشم‌بند بر چشم‌هایشان و پرت‌کردن به گوشه دیوار، بازداشت مي‌کنند. در برخی موارد، تمام مردان بزرگ‌سال ازجمله افراد پیر، معلول و بیمار دستگير شده‌اند. نظامیان، مردم را به گوشه‌ای پرت كرده و با جداكردن آنها از سایر اعضای خانواده، تفنگشان را به سمت آنها نشانه رفته و با آن، اقدام به ضربه‌زدن و مجروح‌کردن افراد مي‌کنند. این افراد اغلب، با همان پوششی که داشته‌اند بازداشت شده‌اند، حتی اگر در زمان بازداشت مثلاً پیژامه یا لباس زیر تنشان بوده است. حتی به آنها اجازه نداده‌اند وسايل مورد نیاز خود ازجمله لباس، لوازم بهداشتی، دارو و عینک را بردارند.»(3) صلیب سرخ می‌افزاید که در حین بازداشت، اموال خانواده نظیر اتومبیل و پول به سرقت رفته‌اند.(4) این سازمان جهانی تأکید کرد که در سال 2004، بین 70 تا 90درصد افراد بازداشت شده، «اشتباهاً» بازداشت شده بودند.(5)

 

از آغازین روزهای اشغال عراق تاکنون، هزاران عراقی به‌صورت خودسرانه بازداشته شده‌اند. نیروهای آمریکایی، به بهانه «امنیتی» هزاران عراقی را در بازداشت نگه‌داشته‌اند. مقامات رسمی در ژانویه 2004، لیستی از اسامی 8500 زندانی را منتشر کردند، اما بسیاری معتقد بودند که آمار حقیقی، عددی بسیار بالاتر از این است.(6) در اواخر سال 2005، پیش از برگزاری انتخابات، بازداشت‌های بسیار گسترده‌ای صورت گرفت.(7) اگرچه اعلام شد در سال 2006، بسیاری از بازداشت‌شده‌ها، آزاد شدند، اما همچنان تعداد افراد بازداشت‌شده به‌وسیله نیروهای ائتلاف در دسامبر 2006، برابر 14500 نفر بود.(8) علاوه بر آمارهای رسمی، ایالات‌متحده و متحدینش، هزاران نفر را در تأسیسات شهری بازداشت کرده‌اند که نه ثبت شده و نه شمارش شده‌اند.(9) به‌نظر می‌رسد؛ سایر افراد در مراکز امنیتی سری، مراكز بازجويی سیا یا خانه‌های ارواح دیگر، در بازداشت به‌سر می‌برند.(10)

 

براساس گزارش ژوئیه 2006، واحد خبر سازمان‌ملل، زنان، افراد کهنسال و حتی حدود دویست نوجوان در میان زندانیان دیده می‌شوند.(11) گزارش‌ها نشان می‌دهند که برخی از کودکان 10 ساله مدت‌ها در بازداشت بوده‌اند.(12) بسیاری از بازداشت‌شده‌ها، به‌دلیل تجربیات دوران زندان دچار بیماری‌های روانی جدی شده‌اند.(13) ژنرال آمریکایی، جانیس کارپنسکی (Janis Karpinski)، فرمانده سابق گارد زندان‌ها در عراق، در مصاحبه‌های نظامی گفت، پسری را در زندان‌هاي عراق دیده که در دفتر ثبت زندانیان، سنش 11 سال ذکر شده بود اما در حقیقت، حدود هشت سال سن داشت. این پسر گریه می‌کرد و مادرش را می‌‌خواست.(14)

 

از آغاز اشغال عراق تاکنون، با ادامه دستگیری و بازداشت عراقی‌ها، ایالات‌متحده بسیاری از مردم عراق را از حق آزادی خود محروم ساخته و آنها را در معرض شرایط رقت‌بار زندان قرار داده است. در حالی که هیچ‌کس مجموع افراد بازداشت‌شده را نشمرده است، اما سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید، «ده‌ها هزار عراقی، هفته‌ها و ماه‌‌ها در بازداشت بوده‌اند و هزاران نفر نیزبیش از یک‌سال» به صورت خودسرانه و بدون طی مراحل قضايی در زندان نگه‌داشته شده‌اند.(15)

  

انتقال مسئولیت بازداشت‌ها به مأمورین عراقی

 

پس از آن‌که در نیمه دوم سال 2004، نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، رسماً حق حاکمیت ملی را به دولت موقت عراق واگذار کردند، مقامات عراقی از آنها خواستند مسئولیت تمام بازداشت‌‌شده‌ها را به آنها واگذار نمایند. با وجود مخالفت نیروهای ائتلاف، برخی از فرماندهان مدیریت تعدادی از زندان‌ها را به مقامات عراقی سپرده‌اند. به‌دنبال رسوایی ابوغریب و تغییرات مثبت سیاسی و حقوقی در ایالات‌متحده، این کشور در نحوه رفتار با زندانیان در عراق محدودیت‌هایی وضع کرد.(16) مسئولیت صدها زندانی عراقی به وزارت دفاع، دادگستری و کشور عراق واگذار شده است. این در حالی است که وزارت کشور عراق، سازمانی تا بن دندان مسلح با تجربه انتظامی شهری کم و سابقه شدید فرقه‌گرایی است.(17) اگرچه بازداشت افراد به دست نیروهای عراقی از لحاظ حقوقی ربطی به بریتانیا و ایالات‌متحده ندارد اما به نسبت زیادی تحت نظارت و نفوذ ایالات‌متحده صورت می‌گیرند.(18) چندین مشاور آمریکایی با مقامات عراقی شامل رؤسای چندین زندان همکاری می‌کردند. در بازجویی‌هایی که نیروهای عراقی انجام می‌دهند، نیروهای آمریکایی نیز می‌توانند حاضر شده و حتی می‌توانند نقش ناظر و مداخله‌گر را نیز داشته باشند.(19) درحالی‌که نیروهای ائتلاف با شتاب زیادی به بازداشت افراد ادامه می‌دهد، نیروهای نظامی و امنیتی عراق نیز کار خود را می‌کنند. در نتیجه، آمار بازداشت‌ها در کل کشور در آوریل 2006 به دو برابر آوریل 2005 رسید.(20)

 

بارها گفته شده که زندان‌های تحت کنترل عراقی‌ها، بسیار شلوغ و تحت کمترین استانداردهای قانونی هستند. مقامات عراقی به هیچ نهاد ناظر بین‌المللی اجازه بازدید از زندان‌ها را نمی‌دهند. آنها حتی جلوی بازرسی‌های صلیب‌سرخ را نیز می‌گیرند.(21) با وجود آن‌که قوانین عراق، وزارت کشور را از بازداشت افراد منع کرده، اما همچنان این وزارت‌خانه، به دستگیری افراد ادامه می‌دهد. در سال 2006، چندین رسوایی بزرگ در زندان‌های تحت کنترل عراقی‌ها بروز کرد. دیده‌بان حقوق‌بشر گزارش داد که مشاورین آمریکایی، در چنین جو نفرت‌انگیزی کاری جهت بهبود حقوق زندانیان انجام نداده‌اند.(22)

 

نیروهای عراقی در اواسط سال 2005، حدود 5000 نفر و در فوریه 2006 حدود 800 نفر را دستگیر کرده بودند.(23) طبق گزارش وزارت حقوق‌بشر عراق، مقامات عراقی در می 2006، حدود 13300 نفر را در بازداشت نگه‌داشته بودند.(24) چنین افزایش چشمگیری منجر به لبریزشدن ظرفیت زندان‌ها و بروز جو خصمانه در زندان‌ها شد. در دسامبر 2006، میزان بازداشت افراد توسط نیروهای عراقی به 15000 نفر رسید. با توجه به 15000 زندانی که نیروهای آمریکایی در ساختمان‌های مربوط به نیروهای ائتلاف نگهداری می‌کردند، در نتیجه مجموع بازداشتی‌ها، به 30000 نفر در پایان سال 2006 رسید.(25)

 

 وضعیت مبهم حقوقی

 

ایالات‌متحده، تقریباً تمام زندانیان خود را در وضعیت مبهم حقوقی (بدون تعریف حقوقشان) نگه‌می‌دارد. مقامات آمریکایی در بازداشت این افراد از عبارت مبهمی نظیر «جنگاوران دشمن»، «بازداشت شده امنیتی»، «پناهنده امنیتی» و «افراد تحت توقیف» استفاده می‌کنند. نیروهای ائتلاف از عبارات استانداردی نظیر «اسیر جنگی» یا «زندانی تبهکار» استفاده نمی‌کنند، چرا که برای این دسته زندانی‌ها طبق قوانین بین‌المللی، قانون داخلی ایالات‌متحده و راهنماهای نظامی، حقوق تعریف‌شده معینی وجود دارد. در حقیقت، زندانبانان حقوق بازداشت‌شده‌ها را به‌رسمیت نمی‌شناسند. در چنین وضع حقوقی مبهمی، زندانی‌های عراقی هیچ راهی ندارند، آنها نمی‌توانند خواهان حقی باشند یا این‌که بی‌گناهی خود را اثبات کرده و آزاد شوند.

 

مقامات آمریکایی به‌ندرت به زندانیان، اتهامی وارد کرده یا آنها را برای محاکمه به دادگاه کشیده‌اند. آمار رسمی نیروهای ائتلاف در گزارش نوامبر 2005، نشان می‌دهد که از آغاز اشغال عراق تاکنون تنها 1301 زندانی محاکمه شده‌اند.(26) احتمالاً این تعداد، تنها یک‌درصد تمام افراد بازداشت شده می‌باشد. ایالات‌متحده معتقد است این حق را دارد که زندانی‌ها را تا هر وقت که دوست دارد در بازداشت نگه‌دارد، چرا که «ضروریات نظامی» یا «دلایل ضروری امنیتی» این طور اقتضا می‌کند. این عبارات، از قوانین بین‌المللی بیرون آورده شده‌اند که تنها دارای معنای محدودی در دوره‌ای کوتاه از شرایط اضطراری جنگی هستند. بازداشت ده‌ها هزار عراقی، بدون هیچ جرم و دادگاهی به بهانه چنین عبارتی، موجب نارضایتی گسترده جهانی شده است.

 

نیروهای ائتلاف در پاسخ به شکایات گسترده از بازداشت‌های خودسرانه، نوعی بازبینی را مدنظر قرار دادند که در تئوری، این فرصت را به زندانی می‌دهد تا مسئله خود را مورد بررسی قرار دهد. هیأت‌مدیره ترخیص و بازبینی ترکیبی (Combined Review & Release Board) که در اوت 2004 تشکیل شد، شامل نمایندگان نیروهای ائتلاف و مأمورین عراقی است، اما تمام توان آن، توصیه‌ای است و قدرت اجرایی ندارد.(27) گفته می‌شود که پرونده هر زندانی، هر شش ماه یکبار مورد بازبینی قرار می‌گیرد. با وجود این، هیچ مأمور رسمی عراقی در بین هیأت بازبینی حضور ندارد. زندانیان نمی‌توانند در برابر این هیأت، حاضر شوند یا این‌که در برابر آنها سخن بگویند. بنابراین اعضای این هیأت نمی‌توانند قواعد مرسوم در قوانین ایالات‌متحده و بریتانیا و الزامات بین‌المللی را اجرا کنند.(28)

 

بسیاری از حقوقدانان و سازمان‌های حقوق‌بشر بین‌المللی، معتقدند؛ که دوره‌های طولانی بازداشت، بدون طی مراحل قانونی، بخصوص در زندان های مخفی و بدون امکان ملاقات با خانواده‌هایشان، به‌خودی خود، برخوردی غیرقانونی و متعدیانه است.(29) خانواده این افراد نیز، معمولاً از نگرانی، اضطراب و مشکلات اقتصادی رنج می‌برند.

 

فرماندهان نیروهای ائتلاف، سرانجام پس از ماه‌ها بازداشت وحشتناک، بازجویی و قرار گرفتن در شرایطی با آینده نامعلوم، اکثر زندانیان را آزاد می‌کنند. آزادسازی این زندانیان نیز اغلب مانند بازداشتشان خودسرانه صورت می‌گیرد. ممکن است یک زندانی پس از یک ماه، دیگری پس از شش ماه و فرد دیگری پس از یک‌سال و حتی بیشتر آزاد شوند. در این بین هم، نیروهای ائتلاف نیازی به توضیح، عذرخواهی و جبران ماه‌ها بازداشت غیرقانونی آنها نمی‌بینند. رفتار نیروهای ائتلاف در هنگام آزادی زندانیان نیز حالت تنبیهی دارد. نیروهای ایالات متحده برخی از زندانیان را در حین جراحت و بیماری ناشی از رفتار بد زندانبانان، آزاد کرده‌اند. برخی از زندانیان کمپ ناما(Camp Nama) در نزدیکی بغداد، پس از هفته‌ها بازجویی، همراه با شکنجه، به بیابان برده شده و در آنجا در تاریکی شب رها شدند.(30)

 

 زندان‌های مخفی

 

قوانین بین‌المللی، اشغالگران را ملزم می‌کند تا مشخصات تمام زندانیان را ثبت کرده، امکان بازرسی‌های صلیب‌سرخ را فراهم کنند و خانواده و آشنایان فرد را نسبت به محل نگهداریشان آگاه سازند. این قوانین، «بازداشت بدون ملاقات» افراد را ممنوع می‌کند، چرا که معتقد است فقدان نظارت مستقل بر زندان‌ها برای زندانی منجر به وجود شکنجه و شرایط بد می‌شود.(31) با این حال، فرماندهان ائتلاف، این الزامات و قوانین مصرح را بارها نادیده گرفته‌اند. آنها مشخصات زندانیان را در دفاتر، به‌طور دقیق و به روز ثبت نکرده‌اند و همچنین از افشای مداوم و منظم اسامی آنها، اجتناب نموده‌اند.(32) آنها صدها و شاید هزاران زندانی ثبت نشده و مخفی را در زندان‌های محلی یا مراکز بازجویی مخفی نگه‌داشته‌اند. این زندانیان، در طول مدت بازداشت از حق ملاقات محروم بوده و خانواده‌هایشان هفته‌ها و حتی ماه‌ها از وضع آنها اطلاعی نداشته‌اند. چنین عملی، نقض آشکار اصول نظامی ایالات‌متحده است. این اصول می‌گویند که حداکثر تا 12 ساعت پس از بازداشت افراد، باید اسامی آنها در دفاتر ثبت شود.(33) حتی در زندان‌های مرکزی، نظیر زندان ابوغریب، بازجویان، «زندانی‌های پنهان» را به‌گونه ای از دیگران جدا می‌کنند تا با بازرسان صلیب‌سرخ مواجه نشوند.(34) گفته می‌شود که برخی از زندانیان به خارج از عراق و مراکز بازجویی مخفی کشورهای خارجی انتقال داده شده‌اند.(35)

 

در یکی از این موارد که در دفتر نخست‌وزیری بریتانیا ثبت شد، یک زن کهنسال عراقی پس از بازداشت، در آغازین روزهای جنگ، «ناپدید» شد. سرانجام پس از ماهها، مقامات بریتانیایی تأیید کردند که وی «زندانی مخفی» بوده و در «سیاه چال» نگهداری شده است. این زن سرانجام «پیدا» شده و از يك زندان تحت کنترل نیروهای آمریکایی آزاد شد. این زن در زندان با شکنجه‌های جسمی و روحی مواجه شده بود.(36)

 

علی‌رغم آن‌که سازمان‌های حقوق‌بشر بارها از نیروهای ائتلاف خواسته‌اند تا به آنها اجازه دیدار از زندان‌ها را بدهند، اما فرماندهان نیروهای ائتلاف از قبول این خواسته سر باز زده‌اند.(37) همچنین این فرماندهان درخواست متخصصین حقوق‌بشر سازمان‌ملل برای بازدید از زندان‌های نیروهای ائتلاف را نیز رد کرده‌اند.(38) علاوه بر این، آنها به‌طور گزینشی دسترسی صلیب‌سرخ به زندان‌های دیگر غیر از زندان مرکزی، مشخصاً زندان‌های محلی، مراکز بازجویی و سایر مکان‌هایی که زندانیان در آنها در خطر هستند را ممنوع کرده‌اند.(39) در مارس 2005، یک حقوقدان عضو سازمان نخست حقوق‌بشر (Human Rights First) نسبت به وضع زندان‌های عراق، ابراز نگرانی شدید کرد. این زندان‌ها، همان‌هایی بودند که «در شرایطی وحشتناک»، همراه با «شکنجه‌های شدید» و با «دسترسی محدود» صلیب سرخ اداره می‌شدند.(40)

 

 زندان‌های نیروهای ائتلاف

 

نیروهای ائتلاف، زندانیان عراقی را در ده‌ها مکان و انواع مختلفی از زندان‌ها، در عراق نگه‌می‌دارند. برخی از زندانیان در زندان‌هایی با چندین ردیف سلول طولانی، برخی در بازداشت‌گاه‌های موقتی نظیر ساختمان مدارس و اکثر آنها در اردوگاه‌هایی محاصره شده به‌وسیله سیم خاردار و برج‌های دیده‌بانی، نگه‌داشته می‌شوند. اکثر زندانیان در پنج زندان مرکزی نگه‌داشته شده بودند.(41)

 

زندان ابوغریب، مجموعه‌ای از ساختمان‌ها در نزدیکی بغداد، زندان بدنام رژیم سابق عراق بود. ابوغریب مرکز بازجویی اصلی ایالات‌متحده بوده و عمدتاً به‌عنوان سمبل شکنجه زندانی و شرایط غیرانسانی به‌شمار رفته است. سقف سنگی و کمپ‌های چادری بزرگ آن غیربهداشتی و به‌شدت شلوغ بوده است. این زندان برای زندانیان جای کافی نداشته است.(42) یکی از سربازان آمریکایی که به‌عنوان سرباز وظیفه در ابوغریب کار می‌کرد، در نامه‌ای نوشت، بازجویان نظامی «به ما آموزش داده‌اند تا زندانی را به مدت سه روز در سلول انفرادی بدون لباس، حق دستشویی یا استفاده از آب جاری و بدون هیچ پنجره یا تهویه‌ای نگه‌داریم.»(43) کاخ سفید در 24 می 2004 (ارديبهشت 1383) در اوج رسوایی شکنجه در این زندان، گفت؛ مجموعه زندان ابوغریب به زودی برچیده خواهد شد.)44 ( با این حال آنها به کار خود ادامه دادند و گزارش شد که در نوامبر 2005، حدود 4700 زندانی در ابوغریب نگه‌داشته می‌شدند.(45) سرانجام گفته می‌شود که ساختمان مرکزی زندان در تابستان 2006 تخلیه شده و در 2 سپتامبر 2006 (11 شهريور 1385 ) به مقامات عراقی تحویل داده شده است.(46) برخی از زندانیان، به کمپ بوکا (Camp Bucca) انتقال داده شده و سایرین که حدود 3000 نفر هستند به زندان جدید نیروهای آمریکایی به‌نام کمپ کراپر (Camp Cropper) برده شدند.(47)

 

کمپ بوکا، بزرگترین زندان آمریکاییان به مساحت 400000 متر مربع، در بیابانی نزدیک ام‌‌القصر، در جنوب کشور قرار دارد. بوکا اولین مکانی بود که نیروهای نظامی آمریکایی در آن زندانیان را هدف آزار و اذیت و شکنجه قرار می‌دادند. این امر در می 2003، درست دو ماه پس از اشغال عراق و در نخستین روزهای احداث این زندان، به وقوع پیوست.(48) در آغاز، طراحان آمریکایی زندان را برای نگهداری 2000 تا 2500 زندانی طراحی کرده بودند.(49) اما در مارس 2006، حدود 8500 زندانی در این زندان بازداشت بودند.(50) عفو بین‌الملل در سال 2003 گزارش داد، زندانیان در کمپ بوکا «در چادرهایی همراه با گرمای شدید و بدون دسترسی به آب نوشیدنی یا تأسیسات شستشو نگهداری شده‌اند. آنها مجبورند برای دستشویی،گودال‌هایی حفر کنند و امکان تعویض لباس‌های خود را نیز ندارند،حتی اگر دو ماه از زندانشان گذشته باشد.»(51) در سال 2006، برخی از چادرها، جای خود را به کلبه‌هایی مسقف با شرایط بهداشتی بهتر دادند، اما این مجموعه وسیع در صحرای سوزان با خطر طوفان شن مواجه بوده و چاله‌ای جهنمی برای زندانیان است. کل مجموعه، شامل ده اردوگاه بوده که هریک از آنها، با سیم خاردار و برج‌های دیده‌بانی محافظت می‌شوند. در هریک از این اردوگاه‌ها، 800 زندانی حضور دارند. زندانیان چندین مرتبه نسبت به رفتار بد، شرایط وخیم و اهانت‌های مذهبی زندانبانان دست به شورش زده‌اند. در ژانویه 2005، زندانبانان از برج‌های دیده‌بانی به روی شورشیان آتش گشودند كه در نتیجه آن، 4 زندانی کشته و 6 نفر زخمی شدند.(52)

 

فرت سوس (Fort Suse)، سربازخانه قدیمی نظامیان عراقی در نزدیکی سلیمانیه در شمال عراق، در سال 2005 بازسازی و بازگشایی شد. از این محل، برای افزایش ظرفیت زندانیان نیروهای ائتلاف استفاده شد.(53) در اواخر سال 2005، 1200 زندانی در این مکان نگهداری می‌شدند.(54) این زندان در سپتامبر 2006، به مقامات عراقی تحویل داده شد.

 

کمپ کراپر در نزدیکی بغداد، یکی از مهمترین مراکز بازجویی، در نخستین ماه‌های اشغال عراق بود. صلیب‌سرخ گزارش داد در اوایل ژوئیه 2003، «حداقل 50 مورد شکنجه» در این مرکز اتفاق افتاده است.(55) مشهور است که در این زندان، زندانیان «بلند مرتبه» از جمله مقامات سیاسی و نظامی رژیم سابق نگهداری می‌شوند.(56) این زندانیان در سلول‌های انفرادی، بدون نور آفتاب و تحت شرایطی قرار دارند که صلیب سرخ آن را «نقض آشکار» معاهده ژنو، توصیف می‌کند.(57 و 58) در اوت 2006، بودجه فرماندهی این زندان آمریکایی، 60 میلیون دلار افزایش یافت و هم‌اکنون می‌توان چندین هزار زندانی را در این محل نگهداری کرد. گفته می‌شود در تابستان 2006، 3000 زندانی از ابوغریب به کمپ کراپر منتقل شدند.(59)

 

کمپ شعیب، زندانی در پایگاه مرکزی بریتانیا در جنوب بصره است که کمتر از 200 زندانی در آن نگه‌داشته شده‌اند. گزارش شده است که در اوت 2006، تنها 85 زندانی در آن اسیر بوده‌اند.(60) اگرچه تعداد زندانیان این زندان، نسبت به زندان‌های آمریکا كمتر است، اما زندانبانان بریتانیایی هم با زندانیان رفتار خوبی نداشته‌اند. در سال 2003، دستور یک افسر بریتانیایی مبنی بر «سخت‌گیری با زندانیان» منجر به شکنجه شدید زندانیان نیروهای بریتانیایی شد.(61) به دنبال این حادثه، چندین بازپرسی و دادگاه نظامی برای رسیدگی به برخورد بد با زندانیان تشکیل شد. در اواخر سال 2005، گزارش رسید که زندانیان کمپ شعیب، اغتشاش و اعتصاب غذا کرده‌اند. همچنین این زندانیان در اعتراض به کتک‌زنی‌های زندانبانان و نگهداری بازداشتی‌ها بدون برگزاری دادگاه، دست به تظاهرات زدند.(62) همزمان با آن، خانواده زندانیان در اعتراض به فقدان ملاقات خانوادگی، جاده منتهی به زندان را بستند.(63) در همان حال، گزارش‌هایی مبنی بر خودکشی برخی از زندانیان ناامید نیز به دست رسید.(64)

 

زندان‌های دیگر شامل شش زندان نسبتاً بزرگ هستند. یکی از آنها مرکز MNF است که به همراه پنج زندان دیگر توسط نیروهای آمریکایی، احداث شده‌اند. این زندان‌ها، ظرفیت نگهداری یک تیپ یا یگان را دارند.(65) نیروهای ائتلاف، ده‌ها زندانی را در مکان‌هایی کوچکتر ازجمله مراکز بازجویی مخفی، نظیر کمپ ناما در نزدیک بغداد، نگهداری کرده‌اند. در کمپ ناما، زندانیان روزهای متمادی، در کانتینرهای باربری زیر نور سوزان آفتاب، در حالت ایستاده قرار داده می‌شدند. دمای درون کانتینر گاهی به 135 درجه فارنهایت (57 درجه سانتیگراد) می رسید و زندانی هم نه حق پوشیدن لباس داشت و نه خوابیدن.(66) کمپ دیاموندبک (Camp Diamondback) در فرودگاه موصل در شمال عراق، یکی دیگر از مکان‌های مخفی با شرایط بد و نفرت بار بود.(67) علاوه بر این، برخی از زندانیان در اردوگاه‌های موقتی، محل اجتماعات شهری یا سایر بازداشتگاه‌های محلی، نگهداری می‌شوند. ازجمله این مکان‌ها می‌توان به 60 «پایگاه عملیاتی» در نزدیکی صحنه نبرد نظامی در عملیات (Together Forward) «همه به پیش» اشاره کرد.(68)

 

 شرایط زندان

 

درحالی‌که آزار و اذیت و شکنجه، بدترین جنبه زندان‌های نیروهای ائتلاف بوده، مقامات مسئول، زندانیان را در شرایط غیرقابل قبول و غیرانسانیِ بازداشت نیز قرار داده‌اند. چنین شرایطی، نقض آشکار استانداردهای حقوق‌بشر بین‌المللی است. گزارش‌های رسیده می‌گویند که به زندانیان غذای کمی داده شده، آب زندان دارای کیفیت نامناسبی بوده، زندانیان، گرمای شدیدی را تحمل و در سلول‌های بسیار شلوغی نگهداری شده‌اند. علاوه بر این، شرایط بهداشتی زندان‌های نیز بسیار بد بوده است.(69) ژنرال پل میکلاشک (Paul Mikolashek) گفت که در زندان ابوغریب، زباله و فاضلاب سطح بیرونی اردوگاه را پوشانده، امکانات حمام بسیار محدود بوده، ذخایر آب پاک بسیار کم و غذای زندانیان اغلب حاوی بقایای جسد جانوارن موذی و کثیف بوده است.(70) برای فشار واردکردن به زندانیان جهت بازجویی و «رام کردن آنها» زندانبانان اعمال شنیعی را مرتکب شده‌اند. برخی از این اعمال عبارتند از: قطع آب و غذای زندانیان یا ایجاد محدودیت شدید در دسترسی آنها به این احتیاجات حیاتی، محدودیت تنبیهی در دسترسی به دستشویی، قرار دادن زندانی در سلول‌های انفرادی بدبو و کثیف و عدم تحویل تشک، کاغذ و لباس به زندانیان.(71)

 

شرایط زندان‌های نیروهای ائتلاف با عدم‌تطابق زبانی میان زندانی و زندانبان بدتر می‌شود. صلیب سرخ این مسئله را «سوتفاهمی» خوانده که منجر به «اهانت‌های گسترده زندانبانان علیه زندانیان» می‌شود.(72) صلیب‌سرخ می‌افزاید: «عدم‌درک یا درک اشتباه فرامین انگلیسی زندانبانان به‌عنوان مقاومت یا نافرمانی تلقی می‌شود» و در نهایت منجر به تنبیهات شدید می‌شود.(73)

 

زندانیان کمپ ناما، واقع در فرودگاه بین‌المللی بغداد؛ که توسط نیروهای 6-26 مخفی ایالات‌متحده اداره می‌شود، در ده‌ها سلول کوچک محبوس شده‌اند. این سلول‌ها، پر از فضولات انسانی بوده و اغلب زندانیان مجبورند به دلیل شلوغی، به صورت نشسته یا دولا بخوابند.(74) در تل عفر، در یک ایستگاه پلیس، بازداشتگاهی است که مستقیماً زیر نظر نیروهای آمریکایی اداره می‌شود. در این زندان، «چهل و هفت زندانی درون سلولی آن چنان تنگ قرار داده شدند که باید به‌صورت دایره‌ای می‌خوابیدند؛ چهار یا پنج نفر دیگر نیز درون دستشویی محبوس شده بودند.»(75) در این بازداشتگاه، یکی از زندانیان، تنها 12 سال سن داشت و فرد دیگری معلم مدرسه‌ای بود که در جریان انفجار بمب جاده‌ای در نزدیکی تاکسی که او کرایه کرده بود، بازداشت شده بود. این مرد هیچ‌گاه نتوانست از حق وکیل برخوردار شود.(76)

 

زندانیان بارها تظاهرات، شورش، اعتصاب غذا یا اعمال تندتری مرتکب شده‌اند تا خواهان توجه به شرایط غیرقابل قبول و غیرانسانی زندان‌ها شوند. ژنرال آنتونیو تاگوبا (Antonio Taguba)، در جریان بازرسی در مورد شکنجه در زندان‌ها، در مارس 2004 گزارش داد، روشن است که زندان‌های ائتلاف در سال 2003 لبریز از زندانی بوده‌اند. چندین تظاهرات به وقوع پیوسته که در جریان آن زندانبانان به روی زندانيان آتش گشوده‌اند.(77) در واقعه مشابهی در 24 نوامبر 2003 (3 آذر 1382)، زندانبانان سه نفر را کشته و 9 نفر را مجروح کردند.(78)

 

دو نشریه از معتبرترین نشریات پزشکی جهان، لنست (Lancet) و نیوانگلند (New England)، درباره رفتار غیرقانونی و غیراخلاقی کادر پزشکی نظامی زندان های نیروهای ائتلاف مقالاتی را منتشر کرده‌اند.(79) پزشکان، پرستاران و سایر پرسنل پزشکی این زندان‌ها، نظارت درستی بر شرایط نامناسب بهداشتی زندان‌ها و فراهم‌کردن غذا و سرپناه برای زندانیان نداشته‌اند.(80) مهمتر از این، کادر پزشکی به نیازهای پزشکی زندانیان رسیدگی نکرده‌اند. آنها نه‌تنها آزمایش‌ها و بررسي‌‌های معمول را انجام نداده‌اند، بلکه حتی در درمان سریع جراحات، دردها، اعضای شکسته بدن و سایر بیماری‌های جدی زندانیان نیز کوتاهی کرده‌اند.(81) پرسنل پزشکی نظامی، شرایط بهداشتی زندانیان را گزارش نکرده و یا گزارش‌ها و گواهی‌های مرگ نادرستی نوشته‌اند.(82) این پزشکان، حتی داروهای مورد نیاز زندانیان بیمار را نیز به آنها نرسانده‌اند.(83) با این حال، پزشکان نظامی، گزارش سوابق پزشکی زندانیان را به بازجویان تحویل داده اند تا از نقاط آسیب‌پذیر زندانیان برای واردکردن فشار استفاده کنند.(84) بخش کوچکی از کادرهای پزشکی نظامی نیروهای ائتلاف، شواهدی درباره چنین نقض آشکار قوانین بین‌المللی و اصول اخلاق پزشکی ارائه کرده اند. اما محققین پزشکی غیرنظامی، به‌صورت دقیقی این جنایات را مستند کرده‌اند. تاکنون هیچ پزشک نظامی به دلیل آسیبی که به زندانیان تحت مراقبتش وارد کرده به دادگاه فرا خوانده نشده است.

 

محکومیت اعمال انجام شده در عراق، سازمان‌ملل و سایر کشورهای جهان

 

وزیر دادگستری عراق، عبدالحسین شندل گفت: «هیچ شهروندی را نباید بدون حکم دادگاه دستگیر کرد. موارد زیادی از نقض حقوق‌بشر در زندان‌ها وجود دارد که تحت نظارت نیروهای چندملیتی انجام می‌شود و وزارت دادگستری کنترلی بر آن ندارد.»(85) کوفی عنان، رئیس سازمان‌ملل، بارها خواهان توجه نیروهای ائتلاف به بازداشت‌های خودسرانه شد. او در سال 2005، این بازداشت‌ها را «بازداشت هزاران نفر بدون طی مراحل قانونی» نامید. عنان افزود؛ «بازداشت طولانی‌مدت افراد بدون دسترسی به وکیل و برگزاری دادگاه در قوانین بین‌المللی منع شده است، حتی اگر در شرایط اضطراری باشد.»(86) در مارس 2006، عنان با تکرار نگرانی‌های قبلی خود، درباره سخنان نیروهای ائتلاف، درباره امنیت، به روشنی گفت که از نظر او این توجیهات «غیرقابل قبول» است.(87) لوئیز آربر، کمیسر عالی حقوق‌بشر سازمان‌ملل، به نکته مشابهی اشاره کرد. مأموریت امداد سازمان‌ملل (UN Assistance Mission) در عراق، بارها بازداشت گسترده افراد و جلوگیری از بازبینی قضایی پرونده بسیاری از زندانیان را محکوم کرده است.(88)

  

سخن پایانی

 

معاهده ژنو و معاهده بین‌المللی حقوق مدنی و شهروند، استانداردهای روشنی درباره وضعیت حقوقی اسیران جنگی و زندانیان تبهکار دارد. براساس این استانداردها، نگهداری افراد به صورت خودسرانه و بدون حق ملاقات ممنوع است. تمام زندانیان باید از حق مشاوره با وکیل و طی مراحل قانونی برخوردار باشند. آنها حق دارند از استانداردهای انسانی و صحیح بازداشت بهره‌مند شوند. آنها حق دارند با بازرسان صلیب‌سرخ ملاقات کنند و نباید مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گیرند. قوانین داخلی ایالات‌متحده، بریتانیا و سایر کشورهای ائتلاف علاوه بر عراق، بازداشت خودسرانه افراد، رفتار فراقانونی و جلوگیری از ملاقات زندانیان را ممنوع کرده‌اند.(89)

 

ایالات‌متحده و بریتانیا معتقدند که طبق قطعنامه 1546 شورای امنیت سازمان ملل، حق دارند زندانیان را به دلیل «ضروریات نظامی» یا «احتیاجات ضروری امنیتی» در بازداشت نگه‌دارند. حقیقت این است که شورای امنیت فکر نمی‌کرد این قطعنامه، این چنین سبعانه تفسیر شود. کوفی عنان نیز چنین تفسیری را رد کرد.

 

ده‌ها هزار عراقی بی‌گناه در بازداشت غیرقانونی نگه‌داشته شده‌اند. این افراد از خانواده‌هاي خود جدا شده و مدت‌ها حق ملاقات با آنها را نداشته‌اند. چنین سیاستی سبب ترور شخصیت مردم عراق و منجر به آسیب شدید آنها و نقض آشکار قوانین بین‌المللی شده است.

  

پي‌نوشت‌ها:

 

1- This chapter deals with issues of detention but not torture. For torture, see Chapter 5.

 

2- As quoted by Brigadier General Janis Karpinski, reported in "Iraq Abuse Ordered From the Top" BBC (June 15, 2004)

 

3- International Committee of the Red Cross, Report of the International Committee of the Red Cross(ICRC) on the Treatment by the Coalition Forces of Prisoners of War and Other Protected Persons by theGeneva Conventions in Iraq during Arrest, Internment and Interrogation (February, 2004) ["ICRCReport"], p. 7

 

4- Ibid. pp. 21-22

 

5- The ICRC reported that it was given this estimate by Coalition Military Intelligence officers, ibid., p. 8

 

6- The true number of detainees at that time was widely believed to be higher. Amnesty International,

 

Beyond Abu Ghraib (March, 2006) p. 17

 

7- UN Assistance Mission for Iraq (UNAMI), Human Rights Report (November 1-December 31, 2005). See

 

also Will Dunham, "US Holds Bulging Prisoner Population in Iraq" Reuters (December 28, 2005)

 

8- UN Assistance Mission for Iraq (UNAMI), Human Rights Report (November 1-December 31, 2006) p.18

 

9- See the discussion about these facilities below and about the slow process of registration. In March 2005, it was estimated that 1,300 persons were being held in transient facilities. Edward Wong, "US Jails in Iraq Are Bursting with Detainees" New York Times (March 4, 2005)

 

10- Human Rights Watch, No Blood, No Foul (July 2006), provides extensive information about two such secret detention facilities – Camp Nama and Camp Diamondback – that were operating in 2005.

 

11- UN Integrated Regional Information Networks, Child Prisoners Left Without Support (July 30, 2006) See also "The Other Prisoners" Guardian (May 20, 2004), an article with considerable evidence about women prisoners.

 

12- Neil Mackey, "Iraq’s Child Prisoners" Sunday Herald (August 1, 2004)

 

13- United Nations Integrated Regional Information Networks, op.cit.

 

14- "US Held Youngsters at Abu Ghraib" BBC (March 11, 2005)

 

15- Amnesty International, op.cit. p. 16. Janis Karpinski, who was in command of prison guards in 2003, thinks that average detainee turnover could be 4-6 months, which would uggest a detainee total of well over 100,000 (private communication January, 2007).

 

16- In October, 2004, for instance, the US Congress passed a law requiring the Department of Defense to provide regular reporting of the number of those held in military custody. ("Behind the Wire" pp. i and ii) In this same period, the US Supreme Court took an important decision in the case Raisul v. Bush that also impacted detention policy.

 

17- Human Rights Watch, The New Iraq (January, 2005) pp. 6-7. See esp. Robert Perito, "Reforming the Iraqi Interior Ministry, Police and Facilities Protection Service" United States Institute for Peace (February 2007)

 

18- Amnesty International, op.cit. pp. 8-9.

 

19- Ibid. pp. 6 and 9.

 

20- We estimate that the total rose from around 13,000 to around 29,000 in this period.

 

21- The International Committee of the Red Cross has been in negotiations with Iraqi authorities to gain access since 2004 and there were some reports that access might begin in 2007, though under what terms and limits is not known.

 

22- Joshua Partlow, "New Detainees Strain Iraq’s Jails" Washington Post (May 15, 2007)

 

23- UN Assistance Mission for Iraq (UNAMI), Human Rights Report (January 1-February 28, 2006) p. 6.

 

24- UN Assistance Mission for Iraq (UNAMI), Human Rights Report (July 1- August 31, 2006) p. 14.

 

25- UN Assistance Mission for Iraq (UNAMI), Human Rights Report (January 1- April 30, 2007) p. 22.

 

26-Partlow, "New Detainees" op. cit.

 

27-Multinational Force in Iraq, Central Criminal Court of Iraq (November 28,2005)

 

28- Amnesty International, op.cit. pp. 22-24

 

29- Amnesty International, op.cit. pp. 22-24. The UK panel is known as the Divisional Internment Review Committee.

 

30- Ibid., pp. 37-38

 

31- Eric Schmitt and Carolyn Marshall, "In Secret Unit’s ‘Black Room,’ a Grim Portrait of U.S. Abuse" NewYork Times (March 19, 2006)

 

32- See comments in Amnesty International, Beyond Abu Ghraib (March, 2006) pp. 31, 33, and 34.

 

33- Human Rights First, Behind the Wire (March, 2005) p. 7

 

34- Josh White and Scott Higham, "Army Calls Abuses ‘Aberrations’" Washington Post (July 23, 2004) In some cases, the Pentagon and the CIA have removed prisoners from Iraq and transferred them to other locations, evidently to naval ships or third countries for detention and interrogation. One such prisoner was reported to be transferred to Egypt and others to secret prisons on the island of Diego Garcia, in other Arab countries or in Eastern Europe.

 

35- See Julian Borger, "Jailed Iraqis hidden from Red Cross, Says US Army" Guardian (May 5, 2004). TheTaguba Report first made reference to this practice. See also Human Rights First, Ending Secret Detentions (June, 2004) and American Civil Liberty Union, Enduring Abuse (April, 2006), esp. Section 5,pp. 45-49. It is clear that the ICRC has had some degree of access to Coalition prisoners, as the leaked report of February, 2004 makes clear (29 visits to 14 facilities), but the access was far from satisfactory or complete, as the report also makes clear.

 

36-Amnesty International, Beyond Abu Ghraib (April, 2006) p. 6. Human Rights First estimates that at least a dozen detainees in Iraq have been transferred abroad ("Behind the Wire" op.cit. p. 6).

 

37- Gaby Hinsliff, "Blair Envoy Reveals Plight of Iraqis Left in Jail Maze" The Observer (April 9, 2006)

 

38-Information from Amnesty International and Human Rights Watch. These organizations have apparently had access to prisons in Kurdistan. Amnesty was evidently allowed one visit to a prison in Mosul early in the occupation.

 

39- Five independent experts of the UN Commission on Human Rights have made several requests for visits See Amnesty International, op.cit. p. 34-35

 

40- Ed Vulliamy, "Red Cross Denied Access to PoWs" The Observer (May 25, 2003); Human Rights First, Behind the Wire (March 2005); in 2006 Amnesty International writes that the ICRC "does not have access to brigade and division internment facilities of the MNF – that is, military bases where detainees are mainly held during the first days or weeks of their detention." Beyond Abu Ghraib (March 2006) p. 34

 

41- Matt Kelley, "US Holds About 10,500 Prisoners in Iraq" Associated Press (March 30, 2005)

 

42- The information in this section is largely drawn from Human Rights First, Behind the Wire (March, 2005) and Amnesty International, op.cit.

 

43- See Article 15-6 Investigation of the 800th Military Police Brigade (March, 2004) [Taguba Report] p. 38

 

44- Seymour M. Hersh, "Torture at Abu Ghraib" New Yorker (May 10, 2004)

 

45- George W. Bush, Speech at the US Army War College, Carlisle, Pennsylvania (May 24, 2004)

 

46-Amnesty International, op.cit. p. 18. This number was taken by Amnesty from the official MNF web site.

 

47-"Inmates Transferred out of Abu Ghraib as Coalition Hands Off Control" Associated Press (September 3, 2006) See also Nancy A. Youssef, "Abu Ghraib No Longer Houses any Prisoners, Iraqi Officials Say" McClatchy Newspapers (August 26, 2006)

 

48-Patrick Quinn, "US War Prisons Legal Vacuum for 14,000" Associated Press (September 16, 2006)

 

49- CID Report of Investigation, Department of the Army, 10th Military Police Detachment, Third Military Police Group, Camp Bucca, Um Qasr (June 8, 2003)

 

50- Jackie Spinner, "Remote Facility in Iraq Shows New Face of US Prison System" Washington Post (June 21, 2004)

 

51- Global Security, US Military Occupation Facilities – Umm Qasr (April 2006). Amnesty International reported 7,365 prisoners at Bucca in November, 2005, see Beyond Abu Ghraib (March 2006) p. 18

 

52- Spinner, op. cit.

 

53- Bradley Graham, "Prisoner Uprising In Iraq Exposes New Risk for US" (February 21, 2005); Bradley Graham, "US to Expand Prison Facilities in Iraq" Washington Post (May 10, 2005)

 

54- Multinational Force in Iraq, New Theater Internment Facility Opens in Northern Iraq (October 30, 2005)

 

55-Amnesty International, op.cit. p. 18

 

56-Douglas Jehl, "Earlier Jail Seen as Incubator for Abuses" New York Times (May 15, 2004)

 

57,58-"ICRC Report", op.cit. p. 4

 

59-Quinn, "US War Prisons" op.cit.; Graham, "US to Expand" op.cit.

 

60- UN Assistance Mission for Iraq (UNAMI), Human Rights Report (July 1- August 31, 2006) p. 14

 

61-Audrey Gillan, "Senior Behavior Infected Soldiers" Guardian (February 11, 2005)

 

62- Audrey Gillan, "Allegations of Ill-Treatment After Protest by Iraqi Detainees" Guardian (December 24,2005)

 

63-Ibid.

 

64-Ibid.

 

65-Amnesty International counted 650 persons held at the brigade or divisional level on a list published in November 2005. See Beyond Abu Ghraib p. 17

 

66-Eric Schmitt and Carolyn Marshall, "In Secret Unit's 'Black Room,' a Grim Portrait of US Abuse" NewYork Times (March 19, 2006); Human Rights Watch, No Blood, No Foul (2006) pp. 6-24

 

67-Human Rights Watch, op.cit. pp. 38-47

 

68-See "ICRC Report", op.cit. p. 5. We have compiled the list of prisons additionally from reports of Amnesty International, Human Rights Watch and Human Rights First. A "forward operating base" is a small, temporary base located close to a theater of operations. For commentary on local sites, see White and Higham, op. cit. GlobalSecurity.org had a list of forward operating bases in Iraq that numbered 62 when searched in August, 2006.

 

69-Christian Peacemaker Teams, Iraq. Report and Recommendations on Iraqi Detainees (January 2004); White and Higham, op. cit. Department of the Army, The Inspector General, "Detainee Operations Inspection (July 21, 2004) [The Mikolashek Report]

 

70-White and Higham, op. cit. ; The Mikolashek Report, op.cit.

 

71-Taguba Report documents a case in which Military Interrogation personnel at Abu Ghraib asked guards to remove mattresses, sheets and clothing and it otherwise talks about demands by MI and by the CIA that guards pressure prisoners by creating unbearable conditions.

 

72-"ICRC Report", op.cit. p. 17

 

73-Ibid.

 

74-Schmitt and Marshall. op.cit.

 

75-George Packer, "The Lesson of Tal Afar" New Yorker (April 10, 2006)

 

76-Ibid.

 

77-Taguba Report, pp. 27-31. This list with brief descriptions covers the period June 2003-January 2004.

 

78-Taguba Report. pp. 28-29.

 

79-Robert Jay Lifton, "Doctors and Torture" New England Journal of Medicine (July 29, 2004) and Steven H. Miles, "Abu Graib: its legacy for military medicine" The Lancet, Vol 364 (August 21, 2004), pp.725-729. The Journal of the American Medical Association has also run an article on this matter. See C.Reis et al, "Physician Participation in Human Rights Abuses in Southern Iraq" JAMA, Vol 291, 2004, pp.1480-1486.

 

80-Miles, op.cit. p. 726

 

81-Ibid.

 

82-Ibid. pp. 726, 728

 

83-Ibid. p. 726

 

84-Ibid. p. 728 and Lifton, op.cit.

 

85-As quoted in Mariam Karouny and Alastair Macdonald, "Iraq Slams US Detentions, Immunity For Troops" Reuters (September 14, 2005)

 

86-Report of the Secretary-General pursuant to paragraph 30 of resolution 1546, S/2005/373 (June 7, 2005) para. 72

 

87-Report of the Secretary General Pursuant to Paragraph 30 of Resolution 1546, S/2006/137(March 3, 2006)

 

88-All UNAMI Human Rights reports provide commentary on the detention system.

 

89-Adopted by the UN General Assembly in December 2006, the Convention is now open for state ratification.

 

 

 

فصل پنجم

 

شکنجه و آزار و اذیت زندانی‌ها

 

«چیزی که تاکنون در عراق اتفاق افتاده تنها آزار زندانیان بوده است. به نظر من آزار زندانیان با شکنجه آنها متفاوت است... من آنچه را که اتفاق افتاده شکنجه نمی‌دانم.»دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق ایالات متحده، 4 مارس 2004 (14 اسفند 1382)

 

در بهار و تابستان 2003 (1382)، همزمان با قدرت‌گیری ستیزه‌جویان عراقی، نیروهای آمریکایی و بریتانیایی، شروع به افزایش بازداشت‌ها و استفاده از روش‌های خشونت‌بار اقرارگیری از زندانیان، کردند. تحقیقات رسمی، نشان‌دهنده آزار و اذیت شدید زندانیان عراقی بود.(1) در عین حال، فرمانده ارشد نیروهای نظامی در بغداد، ایمیلی به بازجویان نظامی آمریکایی ارسال کرد و در آن گفت؛ «دوران خوشی به سر آمده» و از آنها (بازجویان) خواست تا برای اقرارگیری از زندانیان از روش‌های تندتر و خشونت‌بارتری استفاده کنند.(2) در همین زمان، پنتاگون به ژنرال جفری میلر فرمانده زندان گوانتانامو دستور داد استفاده از تاکتیک‌های بازجویی خشن‌تر را به نیروهای اشغالگر، آموزش دهد.(3) در مقابل، میلر نیز پیشنهاد کرد تا از روش‌هایی نظیر رها کردن زندانی لخت در قفس سگ‌های نگهبان، برای ترساندن آنها (زندانیان) استفاده شود.(4)

 

در پاییز 2003 (1382)، ارتش ایالات‌متحده در پاسخ به نگرانی‌های روزافزون جهانی، دستور داد درباره وضعیت زندان‌ها تحقیقات وسیعی انجام شود. در این تحقیقات، شواهد بسیاری درباره شکنجه و آزار و اذیت زندانیان به‌دست آمد.(5) گزارش‌های رسمی صلیب سرخ نیز شواهد مشابهی را ارائه نمود.(6) در همین رابطه، ژنرال آنتونیو تاگوبا گزارشی تهیه کرد. او در گزارش خود چنین نتیجه‌گیری نمود که زندانبانان آمریکایی، زندانیان عراقی را هدف «آزار و اذیت‌های عیاشانه، خشن و سادیستی» قرار داده‌اند.(7) این گزارش، آزار و اذیت زندانیان را «اعمالی وحشیانه و نقض آشکار قوانین بین‌المللی» توصیف کرد.(8) ژنرال تاگوبا، توصیه‌های ژنرال میلر (فرمانده زندان گوانتانامو) را نامناسب دانست و آنها را استفاده بیش از حد از نیروی نظامی در مراحل بازجویی، توصیف نمود.(9) با درز تصاویر و اخبار مربوط به شکنجه زندانیان به رسانه‌های عمومی، پنتاگون ناچار شد تا ژنرال جانیس کارپنسکی، رئیس زندان ابوغریب را از کار برکنار کند. پس از آن، ایالات متحده، ژنرال جفری میلر را که عموماً به‌عنوان معمار بدترین اعمال وحشیانه شناخته می‌شود به‌عنوان فرمانده زندان‌های عراق انتخاب کرد.

 

جزيیات نظام شکنجه

 

گزارش‌ها نشان می‌دهند که زندانبانان و بازجویان ائتلاف، از كتك‌زدن وحشیانه، ایجاد حالت خفگی در زندانی، برهنگی اجباری و سایر روش‌های تحقیرسازی، تهدید به‌وسیله سگ‌ها و مواجهه طولانی‌مدت با گرما یا سرمای شدید، استفاده کرده‌اند.(10) آنها (بازجویان و زندانبانان)، با روپوش‌هایی سر زندانیان را کاملاً پوشانده‌اند، به آنها (زندانیان) بی‌خوابی داده‌اند، از دست‌ها آویزانشان کرده‌اند، آنها را تا حد غرق‌شدن در آب فرو برده‌اند، هدف آزار و اذیت جنسی قرار داده‌اند، آب و غذای محدودی در دسترسشان قرار داده‌اند، بدنشان را سوزانده‌اند و با استفاده از ابزارهای پهن و تیز زخمی کرده‌اند، آنها را در معرض سر و صدای غیرقابل تحمل قرار داده اند، تهدید به مرگ کرده‌اند، با شلاق و کابل كتك زده‌اند و در معرض شوک الکتریکی، «استرس» طولانی و... قرار داده اند.(11) حتی در گزارش‌های پنتاگون نیز جزئیات دقیق، روشن و بدون ابهام شکنجه در زندان های عراق بیان شده است.(12)

 

آزار و اذیت زندانیان در ابوغریب (حومه بغداد) که توسط نیروهای آمریکایی کنترل می‌شد، در سطح جهانی منتشر شده است. اما آزار و شکنجه زندانیان توسط نیروهای ائتلاف، محدود به این زندان نبوده و شامل مکان‌های دیگری ازجمله بازداشتگاه‌های ذیل نیز می‌شود: