بازگشت به صفحه نخست

 

گزارش جنگ و اشغالگری در عراق

تتهیه تهیه کننده : مجمع جهانی سیاست

 

مترجم : سینا مالکی

ندهتهیه کننده: مجمع جهانی سیاس  

خلاصه فصل‌ها

فصل اول: مقدمه

 

در 20 مارس 2003 (29 اسفند 1381)، ایالات متحده و گروهی از هم پیمانانش به عراق حمله کردند. آنها برای این تهاجم، از شورای امنیت سازمان ملل، مجوزی دریافت نکرده بودند؛ این در حالی بود که بخش عمده‌ای از افکار عمومی جهان با چنین حمله‌ای، مخالف بود. دلایلی که در آن زمان برای این حمله برشمرده شد، وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق و ارتباط تنگاتنگ دولت این کشور با تروریست‌ها (مشخصاً القاعده) بود، اما شواهدی که پس از جنگ به‌دست آمد، نشان داد این ادعاها کاملاً بی‌اساس بوده‌اند.

با این‌که رئیس‌جمهور ایالات‌متحده، جورج بوش در سخنرانی 2 می 2003 (12 ارديبهشت 1382)، گفت: «مأموریت تمام شده است» اما بیش از سه سال و نیم است که درگیری‌ها همچنان ادامه دارد. این جنگ، صدها هزار کشته و مجروح به جای گذاشته، بیش از سه میلیون نفر ناگزیر به ترک خانه‌های خود شده، چندین شهر عراق تخریب و صدها میلیارد دلار بر سر یک نبرد نظامی بی‌سرانجام هزینه شده است. [در اوايل فروردين 1386 اعلام شد كه از سال 2003 تاكنون اين جنگ، 5 ميليون يتيم و فرزند بي‌سرپرست بر جاي گذاشته است.م]

در این گزارش، برای شناسایی دقیق‌تر این بحران، خود مسئله جنگ به صورت جزئی مورد بررسی قرار گرفته و محور اصلی و تأکید بحث، حول مسئولیت نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکا در عراق، براساس قوانین بین‌المللی است. علاوه بر آن، مسائل اقتصادی و سیاسی عراق نيز بررسی شده و با توجه به این مسائل، نیاز به انجام تغییرات فوری، همچون خروج نیروهای ائتلاف مورد بحث قرار گرفته است.

در این گزارش، همچنين مواردی چون ستیزه‌جویی، جوخه‌های مرگ و اعمال شبه‌نظامیان بررسی شده است. عوامل بسیاری موجب تحریک این نیروها شده، اما اغلب آنها از روش‌های نفرت‌انگیزی استفاده می‌کنند که سبب کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از شهروندان بی‌‌گناه عراقی مي‌شود. با این همه، در خشونت‌های عراق مسئولیت این گروه‌ها هر چقدر هم که باشد، درنهايت، مسئولیت اصلی برعهده نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکاست. باید توجه داشت اشغال عراق، زمینه‌ساز شکل‌گیری این گروه‌ها بوده است. سیاست‌های به کار گرفته شده توسط نیروهای ائتلاف، برخلاف آنچه در ابتدا ادعا می‌شد، نه‌تنها صلح، رفاه و دموکراسی برای عراقی‌ها به ارمغان نیاورده، بلکه در تمام این زمینه‌ها نتیجه‌اي معکوس داشته است.

مسئولیت نیروهای ائتلاف، با توجه به قطعنامه سازمان‌ملل پس از اشغال عراق، بیشتر می‌شود. بايد این نیروها به معاهدات و قوانین بین‌المللی پای‌بند باشند و به ویژه باید اعمال خود را تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل به انجام رسانند. اگرچه شورای امنیت، قطعنامه مربوط به حمله نظامی به عراق را تصویب نکرد، اما چند ماه بعد، این شورا، در قطعنامه‌ای، نیروهای ائتلاف را به عنوان «نیروهای چندملیتی» سازمان ملل (MNF) به رسمیت شناخت. در آن زمان، اعضای شورای امنیت امیدوار بودند که سازمان ملل، با اين قطعنامه، در عراق «نقشی حیاتی» به عهده گیرد؛ منجر به بازگشت صلح به این کشور و زمینه‌ساز رعایت قوانین بین‌المللی شود؛ اما در عمل چنین هدفی میسر نشد. ایالات متحده، فقط برای سازمان‌ملل نقشی حاشیه‌ای قائل بود. انفجار کامیونی حاوی مواد منفجره در مقر سازمان ملل در شهر بغداد؛ 19 اوت 2003 (28 مرداد 1382)، كه منجر به تخریب مقر این سازمان شد، حضور سازمان‌ملل در عراق را به‌طور گسترده‌ای کاهش داد. از آن زمان به بعد، سازمان‌ملل و شورای امنیت نقش نظارتی خود را در عراق از دست داده و عملاً نیز در شورا، حول این مسئله، بحثي پیگیری نشده است.

این درحالي است كه هر هفته، گزارش‌های بیشتری از اوضاع آشفته عراق و شواهدي بیشتر، از نقض قوانین بین‌المللی و بحران گسترده انسانی در این کشور، به دست می رسد. افکار عمومی عراق به شدت خواهان خروج سریع نیروهای ائتلاف هستند. [تظاهرات ميليوني 9 آوريل 2007، با طرح سه شعار عليه اشغال‌گري، تروريسم و تجزيه‌گري، به دعوت مقتداصدر اين نظرخواهي را تأييد مي‌كند.م] آمریکایی‌ها نیز در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، نشان دادند با اشغالگری در عراق مخالفند. هر روز در واشنگتن و لندن، مقامات رسمی و فرماندهان نظامی بیشتری، نارضایتی خود را از ادامه جنگ در عراق، ابراز می‌کنند. اما به دلیل جزمیت حاکم و موارد متعدد اخبار نادرست، برای عموم درک عمیقی از جنگ میسر نشده است. هدف از این گزارش، ارائه اطلاعاتي جدید برای بحث عمومی و نيز کمک به پایان‌یافتن این جنگ نفرت‌انگیز است.

 فصل دوم: نابودي ميراث فرهنگي عراق

ايالات‌متحده و متحدينش، هشدارهاي سازمان‌ها و اساتيد مختلف درباره نگراني از سرنوشت ميراث فرهنگي عراق را ناديده گرفتند. اين ميراث ازجمله شامل موزه‌ها، كتابخانه‌ها، مكان‌هاي باستاني و افتخارات ملي و... اين كشور مي‌شود. آتش ناشي از جنگ كتابخانه ملي عراق را سوزاند و موزه ملي اين كشور به غارت رفت. غارتگران، بسياري از آثار هنري و ساختمان‌هاي تاريخي عراق را چپاول كردند. ايالات‌متحده در محل باستاني بابل،‌ پايگاه نظامي ساخته است. نيروهاي ائتلاف، بسياري از ساختمان‌ها و نواحي شهري تاريخي را نابود كرده يا به شدت تخريب كرده‌اند. اين در حالي است كه دزدان و غارتگران، هزاران مكان باستاني بدون حفاظت و در عين حال بي‌نظير را چپاول كرده‌اند.  

فصل سوم: سلاح‌های زخم‌زا و غیرمتعارف

نیروهای ائتلاف، برخلاف معاهدات بین‌المللی، در حملات خود به‌طور گسترده‌ای از سلاح‌های غیرمتعارف و ضد نفر استفاده کرده‌اند. ایالات‌متحده، بارها در مناطق پرجمعیت، سلاح‌های آتش‌افروز و مهمات حاوی گاز فسفر را به‌کار برده است. نیروهای ائتلاف در حملات سال 2003، از بمب‌های خوشه‌ای و مهمات حاوی اورانیوم ضعیف‌شده نیز استفاده کرده‌اند. در تمامي این موارد، این نیروها، معاهدات بین‌المللی مبنی بر منع کاربرد سلاح‌های ضد نفر و غیرمتعارف را نقض کرده‌اند.

 فصل چهارم: زندان‌ها و بازداشت‌

نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا و همکارانشان در دولت عراق، تعداد بسیار زیادی از شهروندان عراقی را تحت عنوان «بازداشت امنیتی» بی‌هیچ جرم یا دادگاهی، برخلاف نص صریح قوانین بین‌المللی در زندان نگه‌داشته‌اند. هیچ شهروند عراقی از بازداشت‌های خودسرانه در امان نبوده و دائماً تعداد زندانی‌ها، در حال افزایش است. بیست و هشت هزار زندانی، بدون دسترسی به حقوق ابتدایی خود برای مدت‌های طولانی در شرایطی رقت‌بار نگه داشته شده‌اند. فرماندهان نظامی ایالات‌متحده، از حضور بازرسان بین‌المللی صلیب سرخ در زندان‌ها جلوگیری می‌کنند، آن هم در حالی‌که هزاران عراقی بازداشت شده در زندان‌هایی به‌سر می برند که در آنها، ابتدایی‌ترین حقوق انسانی یک زندانی نقض می‌شود.

 فصل پنجم: شکنجه و آزار و اذیت زندانی‌ها

نیروهای ایالات‌متحده، بسیاری از زندانی‌های عراقی را مورد آزار و اذیت و شکنجه‌های مختلف قرار داده‌اند. در نتیجه این اعمال غیرانسانی صدها عراقی آسیب دیده‌اند و برخی نیز زیر این شکنجه ها جان باخته‌اند. در بسیاری از زندان‌های عراق شکنجه به صورتي متداول، اعمال می‌شود، ازجمله این زندان‌ها می‌توان به زندان مرکزی عراق، ابوغریب، مراکز بازجویی مخفی و زندان های محلی اشاره نمود. مسئله مهم این است که ایالات‌متحده کاملا از ابعاد وسیع شکنجه در زندان‌ها آگاه است.

 فصل ششم: حمله به شهرها

نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکا، به بهانه «حضور ستیزه‌جویان»، تعدادی از شهرهای مهم عراق را هدف حملات نظامی خود قرار داده‌اند. این حملات منجر به مهاجرت گسترده مردم، آسیب شدید شهروندان و تخریب وسیع زیرساخت های شهری شده است. علاوه بر فلوجه، چندین شهر دیگر از جمله، القیام(Al-Qaim)، تل عفر(Tal Afar)، سامرا(Samarra)، حدیثه(Haditha) و رمادی(Ramadi) نیز مورد تاخت و تاز نیروهای ائتلاف قرار گرفته‌اند. این حملات شامل بمباران گسترده هوایی و زمینی، قطع آب، برق و ارسال غذا و دارو بوده است. در این حملات صدها هزار نفر بی خانمان و همین تعداد، در اردوگاه آوارگان ساکن شده‌اند.

فصل هفتم: کشتار شهروندان، قساوت و قتل‌عام

فرماندهان نظامی ایالات‌متحده، خودسرانه اقدام به تأسیس «قانون حق مداخله» (Security Detention) پیشگیرانه کرده و در نتیجه به سربازان خود اجازه می‌دهند با «نیروی کشنده» با هر تهدیدی که احساس می‌کنند برخورد کنند. به همین دلیل، ایالات متحده و نیروهای ائتلاف مرتباً شهروندان عراقی را در پست‌های بازرسی و در حین عملیات نظامی، با کوچکترین شکی، به قتل می‌رسانند. نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، بسیاری از غیرنظامیان عراقی را در حین عملیات نظامی یا حملات هوایی کشته‌اند. در چنین محیطی، سرشار از خشونت‌های پیشگیرانه، برخی از سربازان نيز اقدام به کشتار بی‌دلیل مردم کرده‌اند و در مواردی همچون شهر حدیثه، مرتکب قساوت‌های تکان‌دهنده‌ای شده‌اند.

 فصل هشتم: تلفات و بی‌خانمانی

بر اساس آماری که به دست ما رسیده، تا مارس 2007 (اسفند 85 و فروردین 86)، 9/1 میلیون عراقی ناگزیر به ترک خانه‌های خود شده‌اند و حدود 2 میلیون نفر نیز در کشورهای دیگر آواره هستند. دولت عراق، تخمین زده است که هر ماه نزدیک به 50000 نفر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود خواهند شد. حجم گسترده آوارگی و مشکل کمک رسانی به آوارگان، به‌گونه‌ای است که عملاً امداد بین‌المللی قادر به رسیدگی به آن نیست. در همین حال، تعداد بسیاری از عراقی‌ها در جریان اشغالگری، جان خود را از دست داده‌اند و هر روز هم آمار مرگ و میر در این کشور به سرعت در حال افزایش است. علاوه بر کشته‌های ناشی از جنگ، نیروهای ائتلاف، بسیاری از شهروندان عراقی را به‌طور مستقیم به قتل رسانده‌اند. بسیاری از عراقی‌ها، در نتیجه نابودی سیستم مراقبت بهداشتی، خشونت‌های شبه‌نظامیان و عملیات جوخه‌های مرگ، جان خود را از دست داده‌اند. نتیجه آخرین بررسی انجام شده در زمینه آمار کشته‌ها، نشان می‌دهد که از سال 2003 تاكنون، در عراق بیش از نیم‌میلیون نفر جان خود را از دست داده‌اند.

 فصل نهم: فساد، تقلب و تخلف گسترده مالی

دارایی‌های عمومی عراق، تحت کنترل و نظارت مقامات ایالات‌‌متحده، در نتیجه فساد گسترده مالی و قاچاق نفت، در حال تاراج است و مجموعه این عوامل، منجر به ناتوانی دولت عراق در تأمین سرویس های حیاتی برای مردم و نيز بازسازی کشور شده است. میلیاردها دلار از هزینه‌هاي بازسازی عراق، ناپدید شده است. ایالات‌متحده و بریتانیا برای فرار از پاسخگویی، از فعالیت هیأت نظارتی سازمان‌ملل ـ که طبق قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت، مسئول نظارت بر مبادلات مالی در عراق هستند ـ جلوگیری می‌کنند. فساد مالی در عراق شامل دزدی، قراردادهای مخفیانه، باندبازی، اختلاس، اسراف، هدردادن پول‌ها و ناکارآمدی قراردادهای منعقده است. اغلب پیمان‌کاران که اکثرشان از لحاظ سیاسی به دولت بوش نزدیک هستند، میلیاردها دلار سرمایه به جیب زده‌اند.

 فصل دهم: پایگاه‌های نظامی طولانی‌مدت و سفارتخانه جديد ايالات‌متحده

ایالات‌متحده چندین پایگاه نظامی گران‌قیمت، بسیار بزرگ و طولانی مدت، در عراق و سفارت‌خانه بسیار وسیع جدیدی در بغداد بنا کرده است. انجام این پروژه‌های ساختمانی موجب بحث و جدل‌های بسیاری شده است. بر اساس نظرسنجی‌های صورت گرفته، قاطبه مردم عراق با حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک خود مخالفند. علاوه براین، کنگره ایالات‌متحده نیز سرمایه‌گذاری برای احداث پایگاه‌های نظامی «ثابت» را در عراق ممنوع کرده است. این پایگاه‌ها و سفارت‌خانه استثنایی بسیار بزرگ، آمریکا در بغداد، عموماً به‌عنوان سمبل حضور سیاسی و نظامی طولانی‌مدت ایالات‌متحده در عراق تعبیر شده است.

فصل يازدهم: ساير مسائل

هزينه جنگ و اشغال؛ عراق هزينه زيادي براي جنگ پرداخته است. ازجمله مي‌توان به نابودي فيزيكي گسترده، مرگ و مير، بيماري رواني و از دست رفتن درآمدهاي نفتي و توليد ملي اين كشور اشاره كرد. ايالات‌متحده تا دسامبر 2006 به صورت مستقيم، 200 ميليارددلار بودجه دولتي براي جنگ پرداخته است. هزينه حاصل از بودجه فدرال امريكا در جنگ از چهار ميليارد دلار در ماه در سال 2003، به هشت ميليارد دلار در ماه در اواخر سال 2006، رسيد. براساس يك كار تحقيقاتي، مجموع هزينه ايالات متحده در جنگ، ازجمله تخمين هزينه‌هاي آينده جنگ، از دست‌دادن منافع ملي، هزينه مراقبت بهداشتي از مجروحين حنگي و ساير عوامل، از دو تريليون دلار گذشته است.

اشغال و افكارعمومي عراق؛ نظرسنجي‌هاي انجام شده در عراق، نشان مي‌دهد كه اكثريت روزافزون مردم اين كشور با اشغال كشور خود مخالفند. حتي نظرسنجي‌هاي انجام شده توسط دولت‌هاي بريتانيا و ايالات‌متحده، مشخصاً نشان‌دهنده اين است كه اكثريت مطلق عراقي‌ها، خواهان خروج فوري نيروهاي بيگانه از خاك خود هستند. بيشتر عراقي‌ها معتقدند ادامه اشغال عراق، سبب ناامني بيشتر و گسترش خشونت‌هاي فرقه‌اي در اين كشورها مي‌شود. امروز، بيش از گذشته،‌ عراقي‌ها خواهان پايان اشغالگري هستند.

 فصل دوازدهم: توصيه‌ها و نتیجه‌گیری نهايي

عراقی‌ها هزینه بالایی را در نتیجه جنگ، پرداخته‌ا‌ند؛ از جمله این هزینه‌ها، می‌توان به نابودی زیرساخت‌ها، مرگ و میر افراد، آسیب‌های روانی و فیزیکی و نابودی صنایع تولیدی و از دست رفتن درآمدهای نفتی اشاره نمود. ایالات‌متحده تا دسامبر 2006 (آذر و دی 85)، نزدیک به 400 میلیارد دلار از بودجه دولتی را صرف این جنگ کرده است. هزینه‌های بودجه فدرال ایالات‌متحده از 4 میلیارد دلار در ماه در سال 2003، به 8 میلیارد دلار در ماه در اواخر سال 2006 رسید. براساس نتیجه حاصل از مطالعه‌ای که اخیراً صورت گرفته، مجموع هزینه‌های ایالات‌متحده در جنگ، شامل هزینه‌های آتی، سرمایه‌گذاری‌ها، هزینه‌های بهداشتی و سایر عوامل از 1000 میلیارد دلار گذشته و براساس ارزیابی دیگری، مجموع این هزینه‌ها بالغ بر 2000 میلیارد دلار است.

علاوه بر موارد فوق، نظرسنجی‌های انجام شده در عراق نشان می‌دهند که مردم با ادامه حضور اشغالگران در کشور خود مخالفند. حتی نظرسنجی‌های دولتی انجام شده به‌وسیله ایالات‌متحده و بریتانیا در عراق نشان می‌دهد که عراقی‌ها بسیار ناراضی هستند و از اشغالگران می‌خواهند که سریعاً خاکشان را تخلیه کنند. امروزه عراقی‌ها احساس می‌کنند که اشغالگری موجب افزایش ناامنی و خشونت‌های فرقه‌ای شده است. امروز، بیش از گذشته، عراقی‌ها خواهان پایان اشغال کشور خود هستند.

ایالات‌متحده، حاشیه امنیت گسترده‌ای برای نیروهای خود، پرسنل امنیتی خصوصی، پیمانکاران نظامی و غیرنظامی خارجی و حتی برای کمپانی‌های نفتی ایجاد کرده است. این حاشیه به قدری گسترده است که اگر عراقی‌ها بخواهند، اقدامات غیرقانونی و جنایات نیروهای ائتلاف را بررسی کنند، با موانع بسیاری خود مواجه می‌شوند. بخشنامه شماره 13303 رئیس جمهور ایالات متحده، تعقیب، پیگیری و تنبیه مقامات وابسته به نیروهای ائتلاف را در عراق ممنوع کرده است. در حالی که ایالات متحده و هم پیمانانش تنها در مواردي معدود به مجازات خاطیان پرداخته‌اند (این مجازات‌ها تنها به‌دلیل رسوایی‌های چشمگيري بوده که بعضاً در رسانه‌ها منتشر شده)، اما در اکثر قریب به اتفاق موارد، نقض قانون، یا بی‌اعتنایی کرده‌اند و یا این‌که مجازات‌های بسیار خفیفی برای خاطیان انتخاب کرده‌اند.

با توجه به بحران در ابعاد یادشده، عراقی‌ها خواهان آشتی‌ملی به‌عنوان راهی برای پایان اشغالگری و درگیری‌های فرقه‌ای شده‌اند. آشتی ملی حقیقی، کار بسیار دشواري است، زیرا باید گروه‌های سیاسی بسیار متنوعی شامل بعثی‌ها، ناسیونالیست‌های کرد، جنگجویان مقاومت، اسلام‌گراها، احزاب سکولار، اتحادیه‌های تجاری و ده‌ها گروه دیگر را حول یکدیگر جمع کند. تاکنون نیز چندین همایش باعنوان «آشتي ملي» در امان، قاهره و بغداد تشکیل شده است. در این همایش‌ها طرح‌های بسیاری پیشنهاد شده، اما ایالات‌متحده با مفاد مهم آنها نظیر عفو عمومی مخالف است. رهبران عراقی، تاکنون نتوانسته‌اند از این بن‌بست‌ها عبور کنند و در عراق خشونت‌های درونی نیز همچنان رو به افزایش است.

در این میان باید توجه داشت نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، تنها علت معضلات عراق نیستند. شکی نیست که خشونت‌های نیروهای عراقی و درگیری رهبران سیاسی فرقه‌های مختلف این کشور، آسیب گسترده‌ای را متوجه عراق و آینده آن کرده است. اما آنهایی که جنگ و اشغالگری را آغاز کردند، بویژه ایالات‌متحده و بریتانیا، مسئول ادعاهای نادرست خود هستند. ادعاهایی که به دنبال آن جنگی غیرقانونی آغاز و منجر به نابودی کشور عراق شد. آنها مسئول نقض گسترده قوانین بین‌المللی و تحریک شرایطی هستند که منجر به ایجاد خشونت و هرج و مرج شده است. شورای امنیت نیز به اين دلیل كه قطعنامه صادر کرده و نیروهای چند ملیتی را در عراق، به‌رسمیت شناخته در بحران کنونی سهیم است.

خلاصه این‌که، مسیر پیش رو، راهی ناهموار است. عراق به آسانی احیا نخواهد شد و به پایداری نخواهد رسید. با این همه، مي‌توان گام‌های روشنی برای حل این بحران برداشت. بايد سازمان ملل و جامعه جهانی به سکوت خود درباره مسئله عراق پایان دهند و به‌صورت گسترده‌ای روی این بحران، بحث و گفت‌وگو نمایند. شورای امنیت، باید مسئولیت خود را نسبت به این معضل شناخته و برای آینده عراق طرح‌های جایگزینی در نظر بگیرد. کنگره ایالات‌متحده باید براساس پشتوانه رأی خود وارد عمل شود و مطابق خواسته رأی‌دهندگان تصمیم‌گیری کند. توصیه‌هایی که در ذیل آمده است، گامی به پیش را مدنظر قرار داده است:

1ـ جامعه بین‌المللی باید سریعاً بحران انسانی در عراق را مورد تأیید قرار داده و آن را به صورت دقیق بررسی کند.

2ـ شورای امنیت باید سریعاً قطعنامه MNF را پایان داده و طرحی برای انتقال عراق به شرایط آرام و پایدار، با توجه به قوانین بین‌المللی در نظر بگیرد.

3ـ نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، باید متعهد به خروج کلیه نیروهای خود از عراق شوند.

4ـ خروج نیروهای ائتلاف باید مطابق با یک جدول زمان‌بندی مشخص و به سرعت اجرا شود. باید توجه داشت که نباید هیچ نیرویی اعم از نظامی، غیر نظامی و مخفی و همین‌طور هیچ پایگاه نظامی در عراق باقی بماند.

5ـ نیروی صلح‌بان سازمان‌ملل می‌تواند به فرایند انتقال کمک کند. این کمک می‌تواند شامل مواردی همچون نظارت بر آتش‌بس، توانمندسازی پلیس بومی و دادگستری عراق و سازماندهی انتخابات‌هایی کاملاً سالم و معتبر باشد.

6ـ نیروهای ائتلاف بايد در طول دوره‌ای که در عراق هستند، قوانین بین‌المللی را رعایت کنند.

7ـ نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، باید به سرعت همه «زندانی‌های امنیتی» را که بدون هیچ جرمی در بازداشت‌اند آزاد کنند؛ همچنین باید برای کلیه افرادی که در خشونت‌های پس از جنگ دخالت داشته‌اند، مسئله عفو عمومی مدنظر قرار گیرد.

8ـ باید در مذاکراتی جامع و فراگیر، همه نیروهای عراقی برای یافتن طرحی مشترک برای اداره دولت عراق شرکت کنند. سازمان ملل می تواند به شکل‌گیری چنین فرایندی یاری رساند.

9ـ همه گروه‌های مسلح و شبه‌نظامیان باید با آتش‌بس و فرایند خلع‌سلاح موافقت کنند. نیروهای دولتی عراق باید با احترام به قوانین، به صورت محدود، با موارد نقض قانون مبارزه کنند. با شروع خروج نیروهای ائتلاف از عراق، باید نیروهای غیرقانونی سلاح‌های خود را تحویل دهند و به‌عنوان بخشی از طرح صلح و آشتی‌ملی، گروه‌های خود را منحل نمایند.

10ـ پس از خروج کامل نیروهای ائتلاف از عراق، باید انتخابات جدیدی مطابق با معیارهای بین‌المللی و تحت نظارت جامعه بین‌المللی برگزار شود؛ برای موفقیت طرح «آشتی ملی» باید قانون‌اساسی جدیدی تدوین شود.

11ـ جامعه بین‌المللی باید در بازسازی زیرساخت ها و شهرهای به شدت آسیب‌دیده عراق، به این کشور یاری رساند و همچنین باید برای جایگزینی سریع آوارگان تدبیری انديشيده شود.

12ـ در مورد بهره‌برداری از منابع نفتی تا برقراری شرایط آرام پس از پایان اشغالگری هیچ قانونی یا معاهده‌ای نباید تصویب شود. تنها در چنين شرایطی است که می‌توان برمبنای گفت‌وگویی دموکراتیک و ملی درباره آینده عراق، به مسئله منابع طبیعی مهم این کشور نیز پرداخت.

دادگاه‌هاي ملي و بين‌المللي بايد فرماندهاني كه مسئول جنايات بوده‌اند را محاكمه كرده و آنها را به دليل نقض گسترده حقوق‌بشر و قوانين انسان‌دوستانه بين‌المللي مورد مؤاخذه قرار دهند.(ارديبهشت و خرداد 1386)

مترجم : سينا مالكي

فصل اول

 

مقدمه

 

«ما به عراقی‌ها کمک می‌کنیم تا عراقی یکپارچه، آزاد و آرام در داخل و در کنار همسایه‌هاي خود بسازند... دولتی که به حقوق مردم عراق و حاکمیت قانون پای‌بند است؛ و این راهی است که به دموکراسی ختم می‌شود.» کاندولیزا رایس، مشاور وقت امنیت ملی ایالات متحده آمریکا.(1)

 

در 20 مارس 2003 (31 فروردين 1382) ایالات‌متحده، بریتانیا و ائتلافی از سایر کشورها، به عراق حمله و دولت صدام حسین را سرنگون کردند. آنها مدعی آوردن دموکراسی، صلح و رفاه برای عراق بودند. اما از آن زمان تاکنون (می 2007)، خشونت، جنگ داخلی و تنگنای اقتصادی، مردم این سرزمین را رنج داده است. هزاران عراقی بی‌گناه، کشته یا مجروح شده، میلیون‌ها نفر جابه‌جا، چندین شهرعراق ویران شده و بسیاری از منابع عراق، تلف شده است.

 

تاکنون درباره جنگ و اشغالگری در عراق مطالب زیادی نوشته شده است، اما درباره مسئولیت نیروهای ائتلاف، تصویر منسجم و ارزیابی کاملی انجام نشده است. اکثر بحث‌های عمومی درباره عراق امروز، بخصوص در ایالات‌متحده، حول جنگ فرقه‌ای در عراق، «جنگ داخلی»، پاکسازی قومی، بمب‌گذاري تروریستی و مانند آن است. مفسرین، اغلب، این تراژدی‌ها را به عوامل ناقصی همچون نفرت قومیتی ریشه‌دار در عراق، افراط‌گرایی اسلامی، یا مداخله‌جویی‌های کشورهای همسایه، نسبت می‌دهند. آنها از هر عاملی نام می‌برند، به غیر از اشغالگری.

 

اگرچه اشغال، واقعیت سیاسی اصلی در عراق است، اما خشونت و رفتار نیروهای ائتلاف، اغلب ریشه در سابقه گفتمان سیاسی غربی‌ها دارد. در حالی که گفته می‌شود نیروهای وزارت کشور عراق، کشتار مردم را در این کشور، شروع کرده اند، اما در این‌باره سخن کمتري گفته می‌شود که یک‌صد مشاور آمریکایی، در این وزارت‌خانه کار می‌کنند و در همه تصمیم‌گیری‌های آن تأثیر گسترده‌ای دارند.(2) در این میان؛ تعجب‌برانگیز این است که برخی از مفسرین برای برقراری صلح و آرامش در این کشور، از لزوم ادامه حضور نیروهای ائتلاف به‌عنوان مأمورین انسان‌دوست در عراق، سخن می‌گویند. گروه تحقیق عراق (گزارش بيكر ـ هاميلتون)، رسانه‌های عمومی و بسیاری از چهره‌های سیاسی پیشرو نیز چنین دیدگاهی را ارائه می‌کنند.

 

این گزارش، جنگ و اشغال عراق را در دوره چهارساله اخیر، مورد بررسی قرار می‌دهد. شواهدی که در این گزارش می‌آید، براساس دید حاصل از قوانین بین‌المللی، جمع‌آوری شده‌اند. این شواهد، از گزارش‌های رسانه‌های عمومی، گزارش دولت‌ها، سازمان‌ملل، ارگان‌های حقوق‌بشری، سایر NGOها و گزارش روزنامه‌نگاران، به‌دست آمده‌اند. در این گزارش، نقش سازمان‌ملل، مشروعیت اشغال عراق و نتایج انسانی این جنگ، ملاحظه می‌شود. اطلاعاتی که در این گزارش جمع‌آوری شده‌اند، راهی برای پایان صلح‌آمیز به اشغال عراق و زمینه‌ای برای عراق آرام پس از اشغال، پيشنهاد می‌کنند.

 

این گزارش، اقدامات و مسئولیت‌های ایالات‌متحده و بریتانیا را بررسی می‌کند. ایالات‌متحده و بریتانیا، کشورهای قدرتمندی هستند که مدعی پیشبرد حاکمیت قانون (Rule Of Low) در جهان، هستند. آمریکا و بریتانیا، اعضای ثابت شورای امنیت سازمان‌ملل هستند؛ از اين‌رو خود را حافظ قوانین بین‌المللی و عدالت در جهان می‌دانند. این دو کشور بر احیای «حاکمیت قانون» اصرار داشته و دیگران را به دلیل خشونت و نقض قوانین و صلح جهانی، محکوم می‌کنند. آنها (ایالات‌متحده و بریتانیا) باید، بهترین استانداردهای بین‌المللی را اجرا کنند، زیرا همواره این استانداردها را علیه دیگر کشورها، مورد استفاده قرار داده‌اند.

 

مسلماً، تراژدی عراق، مسئولین زیادی دارد. صدام‌حسین، مستبدی بود که جامعه‌اي به‌شدت ضعیف و صدمه‌دیده به‌جای گذاشت. نبرد طولانی و وحشتناک هشت‌ساله با ایران (1980 تا 1988ـ1359 تا 1367) و 13 سال تحریم‌های سازمان‌ملل، خون مردم عراق را در شیشه کرد. با این حال، دولت‌های ایالات‌متحده و بریتانیا، سال‌های متمادی با سلاح و کمک‌های مالی از صدام‌حسين حمایت می‌کردند. این حمایت، حتی زمانی‌که صدام به اعمال وحشیانه خود می‌پرداخت، نیز ادامه داشت.(3) ایالات متحده و بریتانیا، قطعنامه‌های اقتصادی گسترده‌ای را طراحی کردند که 13 سال به مردم عراق صدمه زد و صدام‌حسین را در قدرت نگه داشت.(4)

 

اگرچه اکثریت مطلق مردم عراق، قربانیان بی‌گناه خونریزی و خشونت هستند، اما برخی از عراقی‌ها نیز در بحران عراق، سهیم هستند. برخی از مردم عراق در اعمال انتقام‌جویانه شرکت داشته‌اند. برخی از این اعمال عبارتند از: بمب‌گذاری در خیابان‌های شلوغ شهرها، حمله به مراکز مقدس مذهبی، کشتار شهروندان بی‌گناه، هدایتِ دار و دسته‌های غارتگر، آدم‌ربایی، راه‌زنی و قتل. عراقی‌ها در درون و بیرون از حاکمیت، در جنگ داخلی، راه‌اندازی گروه‌های شبه‌نظامی، ترور، بمب‌گذاری، جوخه‌های مرگ و فساد مالی، دست داشته‌اند.

 

با این حال، اقدامات نادرست عراقی‌ها، اعمال غلط نیروهای ائتلاف را توجیه نمی‌کند. آنهایی که جنگ و اشغالگری را شروع کرده‌اند، بخصوص بریتانیا و ایالات‌متحده، باید مسئولیت کشته‌شدن انسان‌‌ها و ویرانی عراق را برعهده گیرند. آنها بودند که نظم عمومی را از هم پاشیدند، باعث گسترش فرقه‌گرایی و هرج و مرج اقتصادی شدند. آنها، کشور عراق را نابود کردند و اکنون حاصل آن را درو می‌کنند. همچنین آنها باید مسئولیت تضعیف جایگاه قوانین بین‌المللی و همکاری جهانی را بپذیرند. این مشکلات در پي جنگ و اشغالگری در عراق، به‌وجود آمده‌اند.

  

گفته‌های نادرست درباره جنگ

 

ایالات‌متحده و بریتانیا، پیش از حمله به عراق، شورای امنیت را برای دادن مجوز «استفاده از زور علیه عراق» تحت فشار قرار دادند. آنها گفتند که، برای جلوگیری از پیشبرد برنامه توسعه سلاح های کشتار جمعی توسط دولت عراق، استفاده از زور ضروری است. آنها عنوان کردند؛ عراق «در حال نقض» قطعنامه‌های شورای امنیت است و شواهدی برای ادعای خود ارائه کردند. کالین پاول، وزیرخارجه ایالات‌متحده در جلسه 5 فوریه 2003 (بهمن 1381) گفت؛ «آنچه اکنون به شما ارائه می‌دهیم، واقعیت‌ها و نتایجی است که از کارهای اطلاعاتی دقیق به‌دست آمده‌اند.»(5) اما اکثر اعضای شورای امنیت، در صحت این شواهد تردید داشته و درنهایت این شورا مجوز عملیات نظامی علیه عراق را تصویب نکرد. اکنون، ما می‌دانیم که عراق سلاح‌های کشتارجمعی نداشت و تقریباً همه آنها را در سال 1991، یعنی 12 سال پیش از حمله، سال 2003 نابود کرده بود.(6)

 

پیش از حمله به عراق؛ دولت‌های آمریکا و بریتانیا، با توجه به در اختیار داشتن سازمان‌های اطلاعاتی قوی، تقریباً مطمئن بودند شواهد ضعیف و حتی غلطی درباره سلاح‌های کشتارجمعی در عراق، ارائه کرده‌اند. خاطرات و گزارش‌های منتشر شده، نشان می‌دهند، مقامات دولت بوش در اوایل سال 2001، درباره جنگ علیه عراق بدون اشاره به سلاح‌های کشتارجمعی صحبت می‌کردند. در 20 سپتامبر 2001 (29 شهريور 1380، 9 روز پس از حملات 11 سپتامبر. م) (7) بوش، رئیس‌جمهور ایالات‌متحده و تونی بلر، نخست‌وزیر بریتانیا درباره حمله به عراق، در کاخ‌سفید، صحبت کرده بودند.(8) سر ریچارد دیرلاو (Richard Dearlove)، رئیس اطلاعات بریتانیا، در دیداری با تونی بلر در ژوئن 2002 گفت؛ واشنگتن «اطلاعات و مدارکی برای این سیاست خود (حمله به عراق)، تولید کرده است.»(9) اندکی پس از آن، لندن نیز به موازات آمریکا، درباره عراق ادعاهای بزرگ‌نمایی‌شده و غلطی ارائه کرد. ازجمله این ادعاها می‌توان به دو پرونده دروغینی که توسط دولت بریتانیا منتشر شد، اشاره کرد.(10) کالین پاول، وزیرخارجه وقت ایالات‌متحده، بعدها از سخنرانی خود در شورای امنیت، به عنوان «لکه ننگ» زندگی خود، نام برد.(11)

 

همچنین این دو کشور ادعا کردند، بر اساس قوانین بین‌المللی، عمل آنها مشروعیت دارد. این دو کشور ماده 51 منشور ملل متحد و «دفاع شخصی» را بهانه اقدام خود علیه عراق اعلام کردند. با این حال اکنون، می‌دانیم عراق هیچ تهدید فوری و روشنی برای جهان نبود و سیاست‌مداران نیز از این امر مطلع بودند.(12) کارن راس (Caren Ross)، متخصص ارشد عراق در دفتر بریتانیا در سازمان‌ملل، بعدها تأیید کرد که مدت چهارسال‌ونیم می‌دید، ایالات‌متحده و بریتانیا در حال انجام کار اطلاعاتی روی عراق هستند. اوگفت؛ در این مدت حتی یک گزارش كه تأیید کند، صدام دارای قابلیت سلاح‌های کشتارجمعی است یا این‌که تهدیدی برای بریتانیا یا هر کشور دیگری محسوب می‌شود، وجود نداشت (13)

 

علاوه بر این، واشنگتن ادعا کرد؛ صدام‌حسین از القاعده حمایت کرده و تروریسم بین‌المللی را گسترش می‌دهد، در نتیجه برای ایالات‌متحده، تهدیدی محسوب می‌شود. این ادعا هم نادرست بود و تمام افرادی که این اتهامات را بیان می‌کردند، خود می‌دانستند که دروغ می‌گویند. تحقیقات گسترده‌ای که بعدها توسط کمیته منتخب اطلاعاتی سنا در این باره انجام شد، نشان داد تمام این ادعاها، بی‌اساس و غیرمسئولانه بوده‌اند.(14)

 

سرانجام، ایالات‌متحده و بریتانیا، براي توجيه حمله به عراق، شروع به ارائه بحث‌های انسان‌دوستانه کردند. ازجمله این ادعاها؛ می‌توان به آزادسازی مردم عراق از حکومت استبدادی صدام‌حسین و نقض حقوق‌بشر توسط وی اشاره کرد.(15) آنها مدعی بودند؛ جنگ برای عراق، دموکراسی و آزادی به ارمغان می‌آورد. اما اگر واشنگتن و لندن واقعاً نگران آزادی و دموکراسی در عراق بودند، چرا قبلاً با صدام‌حسين همکاری کرده بودند؟ آنها به او سلاح وکمک‌های مالی و تسلیحاتی می‌رساندند و حتی از او در برابر فشار سازمان‌های حقوق‌بشری، محافظت می‌کردند.(16)

 

 جنگ و نیروهای ائتلاف

 

هر چه زمان حمله نزدیک‌تر می‌شد، آمریکا برای اقدام نظامی، «ائتلافی» را از چند کشور، ایجاد می‌کرد، تا این اقدام را عملیاتی چندجانبه و برآمده از حمایت جهانی نشان دهد. واشنگتن اعلام کرد؛ ائتلافی از 49 کشور را گرد هم آورده است.(17) اما برخی از آنها در هیچ اقدام نظامی شرکت نکرده و بسیاری نیز تنها به‌صورت سمبلیک حضور داشتند. قزاقستان 29 سرباز، مولداوی 24 سرباز، و ایسلند تنها دو سرباز در جنگ داشت.(18) نیروی نظامی که در حمله به عراق حضور داشت، تقریباً تنها از واحدهای نظامی ایالات‌متحده و بریتانیا تشکیل شده بود. مجموع نیروهای حاضر در جنگ؛ 300000 نیروی زمینی علاوه بر نیروی دریایی و هوایی بودند.(19)

 

پیش از آغاز نبرد زمینی، برای گسترش «شوک و وحشت» در عراق بمباران هوایی گسترده‌ای انجام گرفت. ایالات‌متحده از سلاح‌های غیرمتعارفی نظیر بمب‌های خوشه‌ای، اورانیوم ضعیف‌شده و ناپالم، استفاده کرده است. این بمب‌ها، نخستین نشانه بودند براي آن‌که نیروهای ائتلاف، کمترین تعهد اخلاقی یا قانونی برای خود قائل نخواهند بود.(20) نیروهای نظامی صدام، قادر به مقاومت در برابر حملات نظامی ایالات‌متحده نبودند. تنها در طول سه هفته پس از آغاز جنگ، در 8 آوریل 2003 (19 ارديبهشت 1382)، نیروهای ائتلاف وارد بغداد شدند. اگرچه بسیاری از عراقی‌ها از سقوط حاکم مستبد خود خوشحال بودند، اما برخلاف برخی از افرادی که در واشنگتن حدس می زدند، دسته گلی نثار این نیروها نشد و برای ورود آنها به بغداد، غریو شادی نيز شنیده نشد. اندکی پس از آن، پرزیدنت بوش در 2 می 2003 (12 ارديبهشت 1382)، در عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، سخنرانی «مأموریت انجام شد» (Mission Accomplished) خود را ارائه کرد

  

نابودی کشور عراق و فروپاشی نظم عمومی

 

نیروهای ائتلاف، در نخستین روزهای اشغال عراق، ارتش و پلیس انتظامی عراق را منحل کردند. بدین‌ترتیب شهرهای عراق را هرج‌ومرج و غارتگری فرا گرفت. نیروهای ائتلاف در این بین، تنها ناظر صحنه‌ها بودند. 17 وزارت‌خانه، ازجمله وزارت‌خانه‌های آموزش و پرورش، بهداشت، فرهنگ و بازرگانی، به حال خود رها شده بودند. با این وجود، نیروهای ائتلاف تنها از وزارت خانه نفت عراق، محافظت می‌کردند.(21) اکثر اسناد دولتی عراق، در آتش سوخت و دزدان هم، مبلمان، کامپیوترها، بسیاری از وسایل دیگر و حتی کابل‌های مسی مراکز دولتی را برای فروش در بازار مکاره، ربودند. همزمان، غارتگران نیز به بانک‌ها، بنگاه‌های تجاری و حتی بیمارستان‌های بزرگ عراق، حمله کردند. مؤسسات فرهنگی بزرگ عراق، نظیر کتابخانه‌ملی و موزه ملی عراق، چپاول شدند و بسیاری از این مؤسسات نیز در آتش سوختند. عراقی‌ها، پژوهشگران بین‌المللی و رهبران انسان‌دوست، از کشورهای ائتلاف و فرماندهان نظامی خواستند از میراث فرهنگی و مؤسسات ملي عراقی، حفاظت کنند، اما این درخواست‌ها، هیچ فایده‌ای نداشت و تغییری در رفتار نیروهای ائتلاف دیده نشد.(22)

 

در غیاب یک نیروی انتظامی ملی؛ دزدی، آدم‌ربایی، قتل و غارت باقی‌مانده اموال رژیم سابق، آغاز شد. در شهرها هرج و مرج حاکم شد و بسیاری از مردم برای حفظ جان خود، مسلح شدند. رهبران ائتلاف، درباره این رخدادها، سهل‌انگاری عجيبی نشان می‌دادند. رامسفلد، وزیر دفاع ایالات‌متحده، با بی‌اهمیت تلقی‌کردن غارت موزه‌ملی عراق، در 11 آوریل 2003 (21 ارديبهشت 1382) گفت؛ «این مسائل اتفاقی است.»(23)

 

در ماه می 2003، نیروهای ائتلاف، آخرین گام را برای انحلال کامل ارتش و قطع حقوق بازنشستگی نیروهای نظامی سابق عراق برداشتند. بدین‌ترتیب زندگی 400000 خانواده عراقی، تباه شد.(24) همچنین، «بعثی زدایی» رادیکالی نیز آغاز شد که در نتیجه آن؛ 30000 عضو حزب سابق عراق، از پست‌های دولتی اخراج شدند. در این میان، افرادی بودند که کاملاً از جنایات رژیم سابق عراق، مبرا بودند.(25) بدین‌ترتیب، بسیاری از افراد شایسته از سرویس‌های دولتی دور ماندند و به بسیاری از ارگان‌های بازمانده از حکومت سابق، آسیب جبران‌ناپذیری وارد شد.

 

 نقش عجیب شورای امنیت و سازمان ملل

 

با این‌که پیش از آغاز جنگ، شورای امنیت،به صورت قاطع عملیات نظامی را رد کرده بود، اما مسیر خود را پس از اشغال عراق، به سرعت تغییر داد. آنها به شدت از تقابل با ایالات‌متحده دوری کرده و معتقد بودند، هیچ جایگزینی برای نیروهای ائتلاف در عراق، موجود نیست. اعضای شورای امنیت، به اشغال عراق مشروعیت داده و امکان برداشت از درآمدهای نفتی عراق را برای آنها فراهم کردند. قطعنامه 1483 شورای امنیت در 22 می 2003 (14 ارديبهشت 1382) ایالات‌متحده و بریتانیا را به عنوان «نیروهای اشغالگر» به رسمیت شناخت و از آنها خواست قوانین حقوق‌بشر بین‌المللی را رعایت کنند. همزمان، این قطعنامه به نیروهای ائتلاف حق داد نفت عراق را فروخته و میلیاردها دلار از حساب نفت در برابر غذاي سازمان‌ملل برداشت کرده و برای پروژه‌هایی که «به نفع مردم عراق می‌دانند»، خرج کنند. اکثریت مخالف جنگ در شورای امنیت، امیدوار بودند تا با این قطعنامه، سازمان‌ملل «نقش اصلی» را در عراق به‌عهده گرفته و سرانجام کل مسئولیت عراق نیز به‌عهده این سازمان بیفتد. اما این ادعا تنها یک خودفریبی بود. نیروهای ائتلاف، اصلاً نمی‌خواستند قدرت را به سازمان‌ملل واگذار کنند آنها تنها نقشی حاشیه‌ای برای سازمان قائل شدند.

 

سرجیو ویرا دیملو (Sergio Veira De Mello)، نماینده ویژه سازمان ملل در بغداد، سعی کرد برای سازمان ملل در عراق نقش مستقلی ایجاد کند، اما دولت تحت رهبری ایالات‌متحده در عراق، برای او امکان مانور کمی فراهم ساخت و طرح‌های او (دیملو) را برای مشاوره گسترده با تمام شخصیت‌های سیاسی عراقی رد کرد. «نقش حیاتی» که شورای امنیت برای سازمان ملل در عراق، در نظر گرفته بود، هیچ گاه تحقق پیدا نکرد. در 19 اوت 2003 (28 شهريور 1382) یک کامیون حاوی بمب، دفتر اداری سازمان‌ملل را در بغداد نابود کرد. در جریان این بمب گذاری، ویرا دیملو و سیزده عضو دیگر این دفتر، جان باختند. پس از این حادثه، نقش سازمان ملل در عراق، بسیار کم‌رنگ شد.

 

با این حال، در اکتبر 2003، شورای امنیت با تصویب قطعنامه 1511 حرکت سرنوشت‌سازی را انجام داد. مطابق این قطعنامه، اشغال عراق توسط سازمان ملل، رسماً پذیرفته و نیروهای ائتلاف به‌عنوان «نیروهای چندملیتی» سازمان ملل به رسمیت شناخته شد. دربرابر، شورای امنیت از نیروهای ائتلاف خواست پروسه‌ای سیاسی را به سمت برگزاری انتخابات و انتقال قدرت به عراقی‌ها طی کند. پس از این بود که ایالات‌متحده و بریتانیا، ادعا کردند از طرف سازمان‌ملل در عراق حضور دارند و این سازمان، به حضور آنها در عراق، مشروعیت قانونی بخشیده است. از آن زمان تاکنون، علی رغم نقض فاحش قوانین بین‌المللی توسط نیروهای ائتلاف در عراق، شورای امنیت، این حکم را دو بار تمدید کرده است.(26) با این وجود، این شورا، تاکنون بر اقدامات نیروهای چند ملیتی (MNF) نظارت دقیقی نداشته و هیچ بحث و تحقیقی درباره مسئله عراق، انجام نداده است. چند تن از سفرای کشورهای مختلف در سازمان‌ملل ازجمله؛ خوان گابریل والدس (Juan Gabriel Valdes) از شیلی و آدولفو آگوئیلار زینسر(Adolfo Aguilar Zinser) از مکزیک، سعی کردند این مسئله را مورد بررسی قرار دهند، اما واشنگتن از دولت‌های این کشورها خواست این سفرا را فراخوانده و برای آنها روشن کنند آمریکا، در این زمینه، هیچ مخالفتی را تحمل نخواهد کرد.(27) سایر سفرا نیز با ناراحتی گفتند؛ واشنگتن حتی در هنگام ارائه گزارش‌های دوره‌ای درباره عراق، اجازه طرح پرسش را به مخالفین نمی‌دهد.(28)

  

حاکمیت ایالات‌متحده در عراق

 

ایالات‌متحده، به جای آن که حاکمیت عراق را به مردم اين كشور، واگذار کند، به دولت موقت ائتلاف به ریاست پل برمر؛ مأمور پنتاگون، واگذار کرد. در این دولت، هیچ فرد عراقی حضور نداشت.(29) دفاتر اداری دولت برمر، در کاخ ریاست‌جمهوری سابق صدام تأسيس شد. برمر بر اساس حکم مدیریتی خود، دارای قدرت نامحدود در عراق بود. در برابر این دولت، در بین عراقی‌ها مقاومت روزافزونی شکل می‌گرفت. برمر برای حفاظت از دولت موقت ائتلاف (CPA)، در بغداد منطقه امنیتی به شدت کنترل‌شده‌ای به‌نام «منطقه سبز» ایجاد کرد. فرماندهان ارشد دولتی و مقامات دولت موقت، در این منطقه ساکن شدند. برمر، نه تنها امکان سخن گفتن به زبان عربی نداشت، بلکه از عراق، هیچ شناختی هم نداشت. برمر و تیم او که متشکل از هواداران پر و پا قرص جمهوری خواهان بودند، بازسازی اين كشور را براساس اصول نئوکان ها در عراق، شروع کردند.

 

برخلاف قوانین بین‌المللی، برمر اقدام به تغییر اساسی ساختار اقتصادی و دیوانی مؤسسات دولتی عراق کرد. او بیش از صد بخشنامه فراگیر، صادر کرد. برمر، در یکی از نخستین بخشنامه‌ها، تمام تعرفه‌ها، حقوق گمرکی، حقوق مصرف‌کننده و مقرری‌های وارداتی عراق را لغو کرد. وی، بدین‌ترتیب، اقتصاد عراق را پس از سال‌ها انقباض اقتصادی ناشی از تحریم، به یکباره در برابر سیاست‌های تجارت آزاد قرار داد. در همين حال، دولت موقت ائتلاف، اقدام به خرج‌کردن درآمدهای نفتی عراق و برداشت از حساب پس‌انداز نفت در برابر غذای سازمان‌ملل [این حساب در حقیقت بخشی از تحریم‌های سازمان‌ملل علیه عراق در سال‌های پس از 1991 و شکست عراق در جنگ اول خلیج‌فارس بود. براساس قطعنامه تحریم عراق، این کشور حق داشت تا برای تأمین غذا و داروی مورد نیاز مردم عراق، اقدام به فروش مقادیر متناظری نفت کند. این عواید نفتی در حسابی به نام سازمان ملل ذخیره شده و توسط آنها برای مصارف مجاز ارائه می‌شد. م] کرد. دولت موقت ائتلاف، با مصرف گسترده این درآمدها سعی داشت تا نظر دوستان عراقی خود را جلب کرده و در اقتصاد عراق جهشی ایجاد کند. اما این مصارف، باعث ایجاد روح فساد مالی در دولت‌های بعدی عراق شد که ریشه اولیه آن در همین دولت موقت ائتلاف بود. کمپانی‌های عظیمی نظیر هالیبرتون، پارسونز و فلور، برای بازسازی عراق، قراردادهای چند میلیارد دلاری بستند.(30) در پس پرده این اقدامات، طرح‌هایي در دست اجرا بود تا منابع نفتی عراق را خصوصی کنند. بدین‌ترتیب کمپانی‌های بزرگ نفتی ایالات‌متحده و بریتانیا نظیر اکسون، شل و بریتیش پترولیوم منافع گسترده‌ای، به‌دست می‌آوردند. در حالی‌که برمر اقدام به تأسیس بازار بورس بزرگی در عراق می‌کرد، نظام بانکی این کشور هم چنان ناکارآمد بود و بیکاری بیداد می‌‌کرد.

 

 سرکوب مردم

 

نیروهای ائتلاف در غیاب پلیس محلی عراق، با توده‌های ناراضی عراق، مستقیماً مقابله كردند. سربازان ائتلاف، با فرهنگ بومی مردم عراق کاملاً ناآشنا بوده و قادر به برقراری ارتباط با آنها (مردم عراق) به زبان خودشان نبودند. این سربازان بی‌تجربه و ناآماده، به سلاح‌های سنگین و پشتیبانی گسترده هوایی و خمپاره‌ای ارتش، مجهز بودند. نخستین اقدام سریع نیروهای ائتلاف، در اختیار گرفتن اجباری برخی از مکان‌ها در قلب شهرهای عراق بود. همین اقدامات خيلي زود باعث تحریک، نزاع و درگیری در عراق شد. اندکی پس از اشغال بغداد، نیروهای نظامی ایالات‌متحده در فلوجه، مدرسه‌ای را در مرکز شهر به اشغال خود در آورده و در آن مکان، پایگاه نظامی ایجاد کرد. مردم فلوجه، به این اقدام آمریکایی‌ها، با خشم پاسخ گفتند. در 28 آوریل 2003 (7 خرداد 1382)، یعنی تنها پنج روز پس از اشغال فلوجه، صدها نفر از مردم شهر در اعتراض به اقدام آمریکایی‌ها، در برابر این مدرسه تظاهرات کردند. سربازان آمریکایی در پاسخ به این اعتراض، به روی جمعیت آتش گشودند، هفده‌نفر را کشته و تعداد بیشتری را مجروح کردند.(31) دو روز پس از آن هم، صحنه خونین دیگری در این شهر اتفاق افتاد. بدین‌ترتیب، فلوجه به‌عنوان مرکز مقاومت ضد اشغالگری مطرح شد. وقایع مشابهی نیز در موصل و سایر شهرهای عراق، اتفاق افتاد.

 

هر چه درگیری‌های این چنین گسترش می‌یافت، نیروهای ائتلاف هم از تاکتیک‌های خشن و نیروی سرکوب‌گر بزرگ‌تری استفاده می‌کردند. جوخه‌های نظامی وارد خانه‌های مردم شده و جست‌وجوی منازل را شروع کردند. در این جست‌وجوها، درهای منازل را می‌شکستند، مبلمان منزل را تخریب مي‌کردند، بر سر ساکنین منزل فریاد زده و دستورات خود را به زبان انگلیسی بیان می‌کردند و درنهايت نيز ساکنین منزل را بازداشت می‌کردند.(32) نظامیان ائتلاف، در جست‌وجوی محله ها، صدها عراقي را بازداشت کرده و آنها را مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار دادند. خیلی زود، هزاران عراقی در حصر زندان‌های و اردوگاه‌های نیروهای ائتلاف قرار گرفتند، بدون آن‌که جرمی مرتکب شده باشند یا این‌که برای دفاع از خود در دادگاه فرصتی داشته باشند.(33) شکنجه در نخستین هفته‌های جنگ، آغاز شد.(34)

 

همچنین، نیروهای ائتلاف از واحدهای عملیاتی سری ازجمله هزاران نیروی عملیاتی ویژه نظیر؛ کماندوهای نظامی، ملوان‌های نیروی دریایی، نیروهای دلتا و سرویس هوایی ویژه بریتانیا، به صورت گسترده‌ای، استفاده کرده‌اند.(35) علاوه بر این، نیروهای سیا، MI6 و نیروهای ویژه جاسوسی نظامی پنتاگون و دیگر نیروهای «عملیات سیاه»(Black Operation) نیز در عراق فعالیت می‌کنند. این نیروهای سری، به‌نام جست‌وجوی صدام و تعقیب تروریست‌ها، عملیات نظامی مخفیانه‌ای را هدایت کرده و در پایگاه‌های مخفی عراق بازجویی‌های بسیار وحشیانه‌ای انجام داده‌اند.

 

سرانجام این‌که، نیروهای ائتلاف، پای پیمانکاران نظامی خصوصی را به عراق کشاندند و در اندک زمانی تعداد آنها به ده‌ها هزار نفر رسید.(36) برخی از کارکنان شرکت‌های بلک واتر (Blackwater)، شرکت دین‌کرپ (DynCorp) و شرکت بین‌المللی کاکی (CACI)، عبارتند از؛ نیروهای نظامی ویژه ایالات‌متحده، افسران پلیس، پرسنل سرویس جاسوسی و افراد ماهر در جنگاوری سری، بازجویی و حفاظت نظامی. این نیروها که به‌شدت مسلح شده و حتی در برابر دادگاه نظامی، از هرگونه پاسخگویی مصون هستند، دستمزدهای زیادی دریافت کرده و علاوه بر بريتانيا و ايالات‌متحده از بسياري کشورهای ديگر هستند.(37) این نیروها به‌عنوان بازجو در زندان‌های ائتلاف، محافظ مقامات ائتلاف، واحدهای «حفاظتی»، جوخه‌های جنگاوری ویژه، آموزش‌دهنده واحدهای کماندویی عراقی و ... کار می کنند.(38) آنها مسئول اجرای گزینه سرکوب و خشونت به‌عنوان انتخاب پایدار استراتژیک اشغالگران، بودند.

 

 چریک‌ها، کماندوها و جوخه‌های مرگ تحت حمایت نیروهای ائتلاف

 

نیروهای ائتلاف، اقدام به تأسیس و پشتیبانی گروه‌های فراقانونی عراقی کرده‌اند. ایالات‌متحده و بریتانیا، پیش از حمله به عراق، پیشمرگان (شبه‌نظامیان کرد در کردستان عراق) کرد را مورد حمایت قرار می‌دادند.(39) در سال 2003، شمار این نیروها چند ده‌هزار‌نفر بود و برخی از آنها با سلاح‌های پیشرفته، مجهز شده بودند. فرماندهان ائتلاف اعلام کردند که پیشمرگان می‌توانند سلاح‌ها و واحدهای نظامی خود را نگه‌دارند. علت این امر این بود که فرماندهان ائتلاف مدعی بودند، پیشمرگان «تحت نظارت ائتلاف» فعالیت می‌کنند.(40) فرماندهان ائتلاف، خیلی زود از پیشمرگان در عملیات‌های نظامی بخصوص علیه ستیزه‌جویان در شمال و مرکز عراق، استفاده کردند. استفاده ائتلاف از پیشمرگان، سبب تقویت جدایی‌طلبی کردی شده و خصومت شیعه وسنی علیه کردان را به شدت، افزایش داد.

 

علاوه بر این، ایالات‌متحده، شبه‌نظامیان کنگره ملی عراق، تحت رهبری احمد چلبی را مسلح کرده، آموزش داده و به آنها کمک مالی می‌کردند. چلبی یکی از عراقی‌های تبعیدی بود و شخصیتی که برای پنتاگون محبوب بوده و از او به‌عنوان نخست‌وزیر آینده عراق، نام برده می‌شد. این گروه شبه‌نظامی در سال 2002؛ با بودجه چندین میلیون دلاری از جانب پنتاگون تأسیس شد. نام این گروه شبه‌نظامی، «نیروهای عراق آزاد» بود.(41) اندکی پس از حمله به عراق، نیروی هوایی ایالات‌متحده، چلبی و600 شبه‌نظامی تحت فرمان او را به ناصریه در جنوب عراق، منتقل کرد.(42) دولت موقت ائتلاف؛ با این گروه، قرارداد چندين میلیون‌دلاری بست که سرمایه آن عمدتاً از عواید نفتی عراق، تأمین می‌شد. علاوه بر این؛ پنتاگون، ماهانه 342000 دلار، مقرری به چلبی و کنگره ملی عراق، می‌پرداخت.(43) نیروهای تحت فرمان چلبی، با گروه‌های رقیب در بغداد، درگیر می‌شدند. بسیاری از مردم، این گروه را متهم به ربودن خودروها، کلاهبرداری، ضبط غیرقانونی اموال بعثی‌های سابق و قتل، می‌کردند.

 

اسکورپیون (Scorpions)، نیروی عراقی غیرقانونی دیگری بود که توسط سیا ایجاد شد و از آغاز به‌صورت کاملاً سری فعالیت می‌کرد.(44) هویت این گروه در نوامبر 2003، به دنبال شکنجه وحشیانه و سپس مرگ یک زندانی در بازداشتگاه ایالات متحده، افشا شد.(45)

 

ایاد علاوی، شخصیت سیاسی حامی ایالات‌متحده و مأمور سابقه‌دار سیا گفت، استفاده از نیروهای غیرقانونی عراقی برای عملیات ضد ستیزه‌جویی است. در پاییز 2003، واشنگتن، جنگ کثیفی را شروع کرد. در این زمان، بودجه‌ای سه‌میلیارد دلاری توسط دولت پیشنهاد شده و از تصویب کنگره گذشت تا روی گروه‌های شبه نظامی عراق، سرمایه‌گذاری شود.(46) از اواسط سال 2004 به بعد، نیروهای ائتلاف، به صورت روزافزونی از نیروهای غیرقانونی عراقی و واحدهای ویژه تحت فرمان وزارت کشور عراق، استفاده کردند.

 

منابع پنتاگون و خبرنگاران، از این سیاست به نام «گزینه سالوادور» یاد کردند. این نام به عملیات ضد ستیزه‌جویی دهه 1980 ایالات‌متحده در آمریکای مرکزی، اشاره دارد.(47) جیمز استیل، مشاور ویژه سفارت ایالات‌متحده که در جنگ‌های کثیف در آمریکای مرکزی نقشی کلیدی داشت، برای مشاوره این واحدهای نظامی، برگزیده شد.(48) برخی از گروه‌های غیرقانونی عراقی که در تابستان و پاییز 2004 تأسیس شدند عبارتند از: گروه سوات (SWAT) حله، گارد آزادی عراق، بریگاد عامره و کماندوهای پلیس ویژه یا بریگاد ولف.(49) بسیاری از این گروه‌ها توسط ائتلاف، مسلح و آموزش داده شده‌اند.(50) برخی از آنها به‌عنوان جوخه‌های مرگ در ترورهای خاص، استفاده می‌شوند. برخی از فرماندهان نظامی عراقی، مأمورین پلیس ویژه عراق در رژیم سابق بوده که پس از اجرای فراگیر «بعثی‌زدایی»، مجدداً به کار گرفته شده‌اند.(51) برخی از این گروه‌ها، بسیار خشن و بی‌رحم هستند که شکنجه، غارت، کشتار و اعدام‌ها را اجرا می‌کنند.

 

گروه‌های مذهبی و قومی عراق و همچنین احزاب سیاسی این کشور، برای دفاع از خود شروع به تأسیس گروه‌های شبه‌نظامی کردند. بزرگ ترین حزب شیعه عراقی، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، سپاه بدر متعلق به خود را گسترش داد، در همین زمان، مقتدا صدر، روحانی جوان شیعه نیز جیش‌المهدی را تقویت نمود.(52) رهبران سیاسی و قومی عراق، اقدام به استخدام محافظ نظامی برای خود کردند. شخصیت‌های دولتی نیز از پلیس رسمی و واحدهای نظامی عراق، به‌عنوان شبه‌نظامیان نسبتاً مستقل استفاده کردند. دارودسته‌های نظامی، اقدام به آدم‌ربایی در روز روشن، سرقت مسلحانه و راه‌زنی، کردند. نیروهای ائتلاف، با پشتیبانی از شبه‌نظامیان، خشونت‌ها در عراق را چند برابر کرده و وحدت ملی در عراق را نابود کردند.

  

عراق متحد و آزاد

 

ایالات‌متحده و متحدینش، از آغاز حمله به عراق، اصرار داشتند كه می‌خواهند عراقی دموکراتیک بسازند تا الگویی برای تمام منطقه شود. اما در عمل، آنها کمترین اعتنایی به خواسته‌های مردم عراق نکرده و آنها را در هیچ‌کاری دخالت ندادند. در طول یک سال پس از اشغال عراق، دولت موقت ائتلاف، از پایگاه خود در منطقه سبز، بخشنامه‌ها، احکام، قراردادها و فرامین عمومی را صادر می‌کرد.(53) اکثر کارکنان دولت موقت عراق، تنها شش‌ماه آموزش دیده بودند و فرصت لازم برای به‌دست‌آوردن درک کافی از عراق را نداشتند.(54)

 

دولت موقت ائتلاف و برمر، تشکیل «شورای اداری» دادند که اعضای آن، عراقی‌های منتخب ایالات‌متحده و دوست اشغالگران بودند.(55) بسیاری از این عراقی‌ها، سال‌ها در تبعید به‌سر برده بودند و ریشه کمی در عراق فعلی، داشتند. برخی از این افراد نظیر ایاد علاوی و احمد چلبی، سال‌ها حقوق‌بگیر واشنگتن بودند.(56) با اعلام شکل‌گیری شورای اداری عراق براساس موازنه و جهت‌گیری‌های فرقه‌ای، درحقیقت، دولت موقت ائتلاف اولویت را به هویت قومی سیاستمداران عراقی داده و رقابت‌های فرقه‌ای را عمیق‌تر نمود.(57) در نتیجه نیروهای ائتلاف شروع به استفاده از روش‌های «تفرقه بینداز و حکومت کن» کردند.

 

در پایان ژوئن 2004، دولت موقت عراق، حاکمیت ملی عراق را به عراقی‌ها واگذار کرده و خود را منحل نمود. نیروهای ائتلاف اعلام کردند؛ دولت موقت ملی عراق؛ هم اکنون مسئول اداره کشور است و شورای امنیت نیز در نیویورک، از این پروسه انتقال، حمایت کرد.(58) دولت موقت جدید به‌وسیله برمر و با کمک اخضر ابراهیمی، مأمور ویژه سازمان‌ملل، انتخاب شد. اگرچه، شوراي اداري عراق، عمدتاً از تکنوکرات‌ها تشکیل شده بود، اما براساس حضور بسیاری از شخصیت‌های نام آشنا و هویت آنها، مشخص بود که افراد، براساس هویت‌های فرقه‌ای، انتخاب شده‌اند.(59) سرانجام، برمر و بسیاری از همکارانش، عراق را ترک کردند، اما حضور سنگین ایالات‌متحده در این کشور، باقی ماند.

 

حاکمیت ملی، به عراق بازگشته بود. عراق، وزارت‌خانه‌ها، خدمات شهری، نیروی انتظامی و ارتش، زندان‌ها، وزارت‌خانه دارایی و حتی سرویس جاسوسی مخصوص خود را داشت و البته، در عراق، انتخابات نیز برگزار می‌شد که ازجانب نیروهای ائتلاف به قله دموکراسی در عراق، تعبیر می‌شد. اما واقعیت، چیز دیگری بود. جان نگروپونته، سفیر ایالات‌متحده در عراق، در رأس بزرگ‌ترین سفارت خانه جهان، به نفوذ گسترده ایالات‌متحده در عراق ادامه داد. سیاست‌های هر وزارت‌خانه‌ای در عراق، را چند ده «مشاور» آمریکایی دارد که آن تعیین می‌کنند.(60) ارتش عراق، کاملاً تحت فرماندهی ایالات‌متحده بوده و سرویس جاسوسی عراق نیز فرامین و حتی حقوق خود را از سیا می‌گیرد.(61)

 

در 30 ژانویه 2005 (10 بهمن 1384) نخستین انتخابات مجلس ملی عراق با 275 عضو برگزار شد. به دلیل شرایط امنیتی خطرناک، کارشناسان بین‌المللی بر این انتخابات، نظارت کردند. این نظارت، بر اساس اطلاعات حاصل از ناظران عراقی انجام شد؛ مأموریت بین‌المللی برای انتخابات عراق، اعلام کرد، انتخابات «عموماً مطابق استاندارهای بین‌المللی بوده است.»(62) با این حال، منتقدین گفتند؛ انتخابات دارای کمبودهایي بوده و تنها یک لیست واحد در انتخابات حضور داشت. درنتیجه امکان رقابت واقعی در انتخابات وجود نداشت. بنابراین، منتقدین معتقد بودند این انتخابات، استانداردهای بین‌المللی حقوق‌بشر را نقض کرده است.(63) سایه سیاه دیگری که بر سر انتخابات سنگینی می‌کرد، حضور بسیار کم سنی‌ها در آن بود.(64)

 

فرایند تدوین و تصویب قانون‌اساسی جدید عراق نیز دارای مشکلاتی بود و منجر به خصومت‌های فرقه‌ای بیشتری شد. قوانین مربوط به رفراندوم قانون‌اساسی، در آخرین دقیقه پیش از آغاز رفراندوم 15 اکتبر 2005 (23 مهر 1384)، تغییر کرده و درنتیجه احتمال تقلب بر نتایج نهایی رفراندوم، سایه انداخت.(65) برخلاف انتظار آرای منفی گسترده به قانون اساسی، اين قانون رأی آورد. اندکی پس از تصویب نهایی قانون‌اساسی در رفراندوم، در 15 دسامبر 2005 (آبان 1384)، انتخابات پارلمانی برگزار شد. نتیجه این انتخابات نیز باعث تقویت بلوک شیعیان و کردها در عراق، شد. در نتیجه جريان‌های سیاسی عراق، به صورت روزافزونی فرقه‌ای شده و باعث افزایش خشونت‌ها در این کشور شد. سرانجام، با تشکیل پارلمان در ابتدای سال 2006، امیدهای افکار عمومی عراق به انتخابات، محو شد. در پارلمان عراق، چندین ماه بحث پیرامون تشکیل دولت جدید، ادامه پیدا کرد. دولت تحت رهبری نوری المالکی، نخست‌وزیر عراق، دولتی ضعیف، فرقه‌ای و ناکارآمد در ایجاد عراقی واحد، از کار درآمد. قرارگیری سمبلیک پارلمان و دولت عراق در منطقه سبز و در کنار سفارت‌خانه بزرگ ایالات‌متحده، نشان دهنده نقش کم رهبران سیاسی عراق در فرایندهای سیاسی این کشور بود. فساد مالی در وزارت‌خانه‌ها، نمایان شد. گروه‌های شبه‌نظامی، گسترش یافتند و اقتدار دولت عراق در داخل و خارج منطقه سبز، خالی از معنا شد.

 

چشم‌اندازی از عدم مشروعیت گسترده

 

در فصل‌هایی که در پی این گزارش می‌آیند، چشم‌انداز تراژیک اشغال عراق بررسی می‌شود. در این گزارش؛ با جزيیات نشان داده شد ایالات‌متحده؛ در عملیات‌ نظامی، از سلاح‌های غیرمتعارف و زخم‌زا استفاده کرد است. بدین‌ترتیب، نیروهای ائتلاف، کشور عراق را نابود کرده و عوامل قتل و غارت و خشونت را در عراق فراهم کرده‌اند. در جریان این اقدامات، بیمارستان‌ها، کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها، موزه‌ها و تقریباً تمام مؤسسات ملی عراق، نابود شدند. نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا، در جریان برنامه «بازسازی» عراق، میلیاردها دلار را در نتیجه فساد، تقلب و تخلف، به باد دادند.

 

این گزارش نشان می‌دهد که چگونه نیروهای ائتلاف، با استفاده از نیروی نظامی گسترده، ده‌ها شهر عراق را نابود کردند. این نیروها، هزاران عراقی را برای مدت نامعلوم، بدون جرم و یا برگزاری دادگاه، در زندان نگه‌داشته و آنها را هدف آزار و شکنجه قرار داده‌اند. سربازان ائتلاف، به صورت متداول، شهروندان عراقی را در ایست‌های بازرسی، جست‌وجوی خانه به خانه و حین عملیات نظامی، می‌کشند. علاوه بر این، این نیروها، قتل‌عام و جنایات زیادی در عراق، مرتکب شده‌اند. نیروهای ائتلاف، شبه‌نظامیان عراقی، واحدهای کماندویی و جوخه‌های مرگ را برای گسترش خشونت و هرج و مرج در این کشور، سازمان داده‌اند.

 

صدها هزار عراقی، کشته شده و تعداد بسیار زیاد دیگری مجروح و معلول شده‌اند. بیش از چهار میلیون نفر ناچار به ترک خانه‌هاي خود شده و بیش از دو میلیون نفر آنها، از کشور فرار کرده‌اند. فقر در حال گسترش است، بیماری و پریشانی روانی کودکان بیداد می‌کند. علاوه بر این؛ سوءتغذیه نیز دائماً در حال افزایش است. در این گزارش؛ با استفاده از استنادات بسیار، نشان داده می‌شود، عراقی‌ها به‌شدت، در خاک خود با احداث پایگاه‌های طولانی‌مدت آمریکایی مخالفند و سفارت‌خانه جدید ایالات‌متحده در بغداد را نماد هژمونی آمریکا در کشور خود، می‌دانند. آن طور که نظرسنجی‌های پی‌درپی نشان می‌دهند، اکثریت مطلق مردم عراق، خواهان خروج نیروهای ائتلاف از کشور خود هستند. همچنین، اکثریت روزافزون مردم آمریکا و بریتانیا نیز خواهان خروج نظامیان خود از خاک عراق هستند.

 

بسیاری از خوانندگان، با آنچه آورده شده است، آشنایی دارند. اما خواندن این فصول، تصویر عمیق‌تر و کامل‌تری نسبت به آنچه پیش از آن در ذهن افراد بوده است، به دست می‌دهد. این گزارش، چشم‌اندازی از خشونت و عدم مشروعیت گسترده را توصیف می‌کند. با توجه به مستندسازی بسیاری از موارد نقض قوانین بین المللی، این گزارش در پي آن است تا جامعه بین‌المللی، بحران انسانی را در عراق به‌رسمیت شناخته و جایگزین‌هایی برای آینده این کشور، ارائه کنند. تا زمانی که اشغال عراق ادامه يابد، صلح و آرامش به این کشور بازنخواهد گشت.

  

پي‌نوشت‌ها:

 

1- White House, Press Briefing by National Security Advisor Dr Condoleezza Rice (April 4, 2003)

 

2- Yochi J. Dreazen and Christopher Cooper, "Behind the Scenes, US Tightens Grip on Iraq's Future" Wal Street Journal (May 13, 2004). Also see Bradley Graham and Robin Wright, "Aid to Iraq Ministries To Shift to Pentagon" Washington Post (September 26, 2005)

 

3- See Mark Phythian, Arming Iraq: How the U.S. and Britain Secretly Built Saddam’s War Machine (Boston, 1997)

 

4- The sanctions continued for many years against the wishes of most members of the Security Council

 

because the US and the UK could use their vetoes to block any effort to bring the sanctions regime to an end. See Global Policy Forum et al, Iraq Sanctions: Humanitarian Options and Implications for the Future (August, 2002)

 

5- UN Security Council Meeting 4701 on Iraq, Verbatim Transcript S/PV.4701 (February 5, 2003) p.5

 

6- See US Central Intelligence Agency, Comprehensive Report of the Special Advisor to the DCI on Iraq’s WMD (September 30, 2004)

 

7- Richard Clarke, Against all Enemies (New York, 2004) Clarke was the chief counter-terrorism expert on the National Security Council in the Bush administration’s early years.

 

8- Sir Christopher Meyer, DC Confidential (London, 2005). Meyer was the UK ambassador in Washington at the time.

 

9- "Iraq: Prime Minister’s Meeting, 23 July [2002]" Secret memorandum of a meeting of senior UK civil servants and ministers at 10 Downing Street, leaked to the Sunday Times and published May 1, 2005. Its authenticity has never been disputed. See Walter Pincus, "British Intelligence ‘Warned of Iraq War’ "Washington Post (May 3, 2005)

 

10- Assessment of the British Government, Iraq’s Weapons of Mass Destruction (September 24, 2002) and UK 10 Downing Street, Iraq: Its Infrastructure of Concealment, Deception and Intimidation (February 3, 2003)

 

11- "Powell Calls Pre-Iraq U.N. Speech a ‘Blot’ on his Record" Associated Press (September 8, 2005)

 

12- Lord Goldsmith, the chief legal officer of the UK government dissented from the self-defense argument

 

in his private advice to the Prime Minister (March 7, 2003), saying that only a resolution of the Security Council authorizing the use of force would make the UK military engagement legal under international law