Ґ



آيا خطر حمله به مرکز اتمي ايران جدي است؟

Jungewelt

23 سپتامبر 2004

برگردان ناهيد جعفرپور

7 ژوئن 1981در حدود 6 تا 8 هواپيماي جنگي اسرائيلي مرکز اتمي تاموز در 30 کيلومتري جنوب بغداد را در عرض يک و نيم دقيقه با خاک يکسان نمودند. اين مرکزاتمي رافرانسوي ها براه انداخته و نامش را " اوسيراک" نهاده بودند. مرکز اتمي تاموز در حال مراحل پاياني بسر مي برد و هنوز مواد سوختي اتمي نداشت و به اين دليل خوشبختانه در اثر انهدام آن اشعه راديو اکتيوپخش نگرديد. اسرائلي ها روز يکشنبه را براي حمله خود برگزيده بودند دقيقا زماني که هيچ فرانسوي و هيچ دانشمند اروپائي در محل حاضر نبود.

اسرائيل در آن زمان تحت حکومت مناخيم بگين قرار داشت و آنها دليل اين حمله را چنين توجيه مي نمودند که عراق در صدد است بمبي بشدت آن بمبي که در هيروشيما منفجر شد بسازد که اين مسئله براي منطقه خطرناک است. تز بگين بعد ها توسط جانشين هايش باعث جنگ افروزي هاي همه جانبه اي گشت.او همواره مي گفت:" ما به هيچ وجه نخواهيم گذاشت که دشمنان ما سلاح هاي کشتار جمعي براي دشمني با ملت ما بسازند".

مرکز اتمي "اوسيراک " مرکزي استثنائي بود که هيچگاه ديگر نظيرش ساخته نخواهد شد. با توجه به سرنوشت تاريخي که ملت يهود با خود يدک مي کشد، در نگاه اول کاملا غير منطقي و احمقانه بنظر مي رسد که چنين ملتي با چنين گذشته دردناکي خود باعث زمينه سازي نظمي جهاني گردند که با خود تنها مرگ و جنگ و آوارگي بدنبال خواهد آورد.

تز بگين براي مردم اسرائيل حق ويژه اي را قائل مي شد و انهدام فوري دشمن را از اصول اساسي خود مي دانست. او معتقد بود از آنجا که در صحنه بين المللي دوستان سريعا به دشمنان تبديل خواهند شد لذا اسرائيل بايد براي دفاع از خود در تمامي منطقه حرف اول را داشته باشد و تنها او ميتواند از تسليحات کشتار جمعي برخوردار باشد . در واقع اسرائيل سلاح اتمي را منحصر به دولت اسرائيل مي دانست. همچنين اسرائيل بحث انهدام پايگاه اتمي پاکستان را هم باز نهاده بود . از سوي ديگر آمريکا هم در آن زمان رابطه اش با صدام حسين  که در سال 1980 جنگ با ايران را شروع نموده بود و اين جنگ تا اواخر سال 1988 طول کشيد ، بسيار دوستانه  و تنگاتنگ بود . لذا تنها از طريق اسرائيل بمباران مرکز اتمي عراق امکان پذير ميشد. با اين وجود آمريکا و ماموران امنيتيش که از نقشه اسرائيل با خبر بودند هيچگونه ممانعتي از اين آکسيون نکرده و سکوت را اختيار نمودند. همچنين هواپيماهائي که اين عمليات را به پايان رساندند هديه دولت آمريکا به اسرائيل بود. با اين وجود آمريکائي ها هيچگونه عکس العملي از خود نشان نداده و خاموشي را پيشه نمودند. دنياي عرب در آن زمان متحدا بر اين عقيده بود که اين عمليات با همکاري مخفيانه واشنگتن صورت پذيرفته است. اسرائيل آرزوي بغداد را براي در اختيار داشتن سلاح اتمي در نطفه خفه نمود. در واقع هم يکي از هدف هاي اسرائيل نشان دادن قدرت خود و ضعف دولت و ارتش عراق و خوار کردن عراق در چشم کشورهاي منطقه بود.  کاري که اسرائيل در استراتژي اش نسبت به ساير کشور هاي منطقه همواره پيشه نموده است. عراق هم از واقعه انهدام مرکز اتمي اش آموخت که چنين کارهاي بزرگي را علنا نمي توان انجام داد و مي بايست اين گونه فعاليت هاي اتمي خود را تا آنجا که امکان دارد دور از چشم و در محل هاي زير زميني انجام مي داد. طبق نظر کارشناسان با وجود اينکه عراق مجددا راه اندازي تاسيسات اتمي خود را از سر گرفت ، اما ديگر از جانب اسرائيل عمليات ديگري صورت نپذيرفت. در عوض در سال 1991 در جنگ اول عراق زماني که رژيم صدام حسين تحت نظر نيروهاي بين المللي اکثر نقشه هاي تسليحاتي اش را مخفي نمود ، اسرائيل يکي از عاملان اصلي پشت اين جنگ بود.

 

امامرکز اتمي ايران بيش از 20 تاسيسات دارد. برخي از اين تاسيسات ها زيرزميني اندو برخي ديگر بسته اند. البته امکان اين که در يک حمله هر بيست تاسيسات زده شود ضعيف است اما رآکتوري که در بوشهر است صددرصد در چنين حمله اي هدف اصلي است. کارشناسان ارتشي آمريکا اعتقاد دارند که حداقل تاسيسات نطنز و اراک و اصفهان و اردکان بايد منهدم گردند. رآکتور آب سبک بوشهر با کمک روس ها ساخته مي شود. در ابتدا قرار بود که تا پايان سال 2003 اين مرکز تمام شود اما به لحاظ مسائل فني و تکنيکي اين تاريخ تا سال 2005 تمديد گرديد که البته آنطور که معلوم است به سال 2006 هم کشيده خواهد شد. فشاري را که آمريکا بر روسيه وارد مي نمايد يکي از دلايل تاخير راه اندازي رآکتور بوشهر مي باشد.  تا زماني که تهران در مقابل اين امر سر تعظيم فرود نياورد که اورانيوم را غني نخواهد ساخت، به احتمال قوي نيروگاه بوشهر افتتاح نخواهد شد. بوشهر در غرب ايران در کنار خليج فارس قرار گرفته است و تقريبا چند صد کيلومتر دور تر از شهر عراقي بصره واقع شده است.

 

در نطنز قرار است رآکتور هاي گازي براي غني کردن اورانيوم برقرار گردد. در اينجا اوران غني شده را ميتوان براي توليدات تسليحاتي هم استفاده نمود. البته نبايد فراموش کرد که ايران از پروسه شروع تا پروسه غني سازي اورانيوم احتياج به صرف سالها کار دارد. مجموعه ساختمانهاي نطنز که بسيار بزرگ هم مي باشند عمدتا در زير زمين در زير يک لايه حفاظ بتوني که  تقريبا يک متر قطر دارد بنا گرديده اند. نطنز در مرکز ايران قرار گرفته است و تقريبا در حدود 300 کيلومتر از تهران پايتخت ايران فاصله دارد.     

 

در اراک قرار است کارخانه اي جهت توليد آب سنگين و همچنين يک رآکتور براي کار با آب سنگين ساخته شود. طبق گزارش ايران بناي کارخانه مذکور کاملا به پايان رسيده است. رآکتوري که قرار است آنجا نصب گردد بنايش تازه آغاز گشته است و طبق محاسبات سالها طول خواهد کشيد که آمادگي داشته باشد از پلوتونيوم بمب اتم بسازد . ظرفيت اين رآکتور بعد از ساخت سالي دو بمب مي باشد. طبق گزارش ايران ازاين رآکتور تنها  در راه اهداف صلح آميز استفاده خواهد شد. اراک در 200 کيلومتري جنوب غربي تهران قرار دارد. يعني در واقع غرب کشور.

 

اصفهان در جنوب تهران و در مرکز ايران قرار گرفته ومهمترين مرکز تحقيقات اتمي در اين منطقه قرار  دارد و در حدود 3000 نفر دانشمنددر اين مرکز مشغول بکار مي باشند. هم چنين در نزديکي اصفهان کارخانه اي براي توليد مواد سوخت اتمي براي پايگاه هاي اتمي در دست بنا است.

 

در اردکان کارخانه اي در دست بناست که قرار است مهمترين محصول را براي غني سازي اورانيوم توليد نمايد اين محصول" يلو کک" ناميده ميشود ( شيريني زرد) . اردکان در مرکز يزد قرار گرفته است و يزد در نزديکي معادن اورانيوم مي باشد. اورانيوم معدني ايران آنچنان زياد است که اين کشور براي مدتي نامحدود احتياج به وارد نمودن اين محصول نخواهد داشت.

 

احتمال حمله هوائي از سوي اسرائيل به مراکز اتمي ايران به دلايل مختلف بسيار بسيار سخت تر و مشکل تر از حمله به مرکز اتمي عراق است .اولا فاصله بسيار زياد است و دوما مراکز اتمي براي اسرائيل ناشناخته است. فاصله هوائي براي حمله به مراکز اتمي در واقع دو برابر مورد عراق ( رفت و برگشت 100 دقيقه) است و چيزي در حدود رفت و برگشت دوبرابر اين مدت طول خواهد کشيد .

 

اسرائيل براي حمله به ايران مي بايد از فضاي هوائي بيگانه گذر نمايد که قاعدتا از روي خط هوائي اردن يا عراق و يا سعودي است و اين خطر درگيري با اين وسعت براي اسرائيل هيچگاه جالب نخواهد بود و اسرائيل به اين ريسک دست نخواهد زد. از سوي ديگر وسعت هدفها و تعداد پراکنده هدفها حمله هوائي يکروزه را غير ممکن مي سازد. تجربه دوبار جنگ آمريکا در عراق ثابت نمود که در هر حمله هوائي و براي انهدام کامل هدف احتياج به هواپيماهاي بيشماري براي پشتيباني آکسيون خواهد بود.

 

مرکز مهمي مثل رآکتور بوشهر در مقابل حمله هوائي شديد حفاظ شده است و اين غير ممکن است که آنها در حملات هوائي چند روزه قادر بشوند رادار هاي هوائي ايران را خنثي نمايند. تمامي اين دلائل و دلايل ديگر ثابت مي کنند که امکان حمله هوائي به مراکز اتمي ايران بطوري آني و غير منتظره از سوي اسرائيل غير ممکن مي باشد. حتي اگر هدف تنها مراکز اتمي باشد اين خود اعلام جنگي گسترده با نتايج حساب نشده خواهد بود . يک چنين آکسيوني براي اسرائيل چه به لحاظ هزينه و چه دلائل ديگر آکسيوني بيشتر از ظرفيتش بوده و به اين لحاظ هم غير ممکن مي باشد.

 

سياست اسرائيل همواره تک روي بوده است و همواره تلاش مي نمايد حتي از نزديک ترين همدستانش که آمريکا است برنامه هاي جدا و مستقلي داشته باشد . بعلاوه او با اين تهديدات در نظر دارد ثابت کند که هر لحظه حاضر به انجام آکسيوني لحظه اي غير قابل کنترل مي باشد و بدينوسيله به آمريکا فشار آورد که او هم نقشه هاي خويش را بعمل در آورد. رئيس دولت اسرائيل آريل شارون در پائيز سال قبل به ماير دوگان رئيس بخش خارجي سازمان امنيت اسرائيل "موساد" ماموريت مخصوص داد که بر عليه مراکز اتمي ايران هر گونه اقدامي اعم از ديپلماسي تا نظامي را اتخاذ نمايد و استراتژي جنگ با ايران را مورد بررسي و مطالعه قرار دهد و سازماندهي آن را بعهده گيرد. اما واقعيت اينجاست که اسرائيل به دليل هزينه زياد اين آکسيون ها و به لحاظ تاثيرات منفي اين آکسيون در سياست خارجي اش ترجيح مي دهد که آمريکا اين حملات را انجام دهد و امروز هم شرايط پذيرش اين کار از سوي آمريکا بسيار بهتر از سال 1981 مي باشد. آمريکا هم بار ها و بارها اشاره نموده است که در صورتيکه سياست فشاراز سوي آژانس بين المللي انرژي اتمي و شوراي امنيت در جهت عدم غني شدن اورانيوم توسط ايران تاثير نگذارد،وارد عمل خواهد شد.

 

يکي از احتمالات اين است که با تمام اين احوال اسرائيل همانگونه که وعده داده است به مراکز اتمي ايران حمله کند و سپس آمريکا براي کمک به اسرائيل نيروي هوائي اش را وارد اين ماجرا نمايد. در هر حال يک عملکرد نظامي بر عليه برنامه اتمي ايران حتي اگر هدفمند و ناچيز هم باشد جنگي گسترده را پخش خواهد نمود زيرا دولتيان ايران هم اعلام نموده اند که در صورت کوچکترين حمله اي از سوي اسرائيل آنها ساکت نخواهند ماند و اين حملات را بي پاسخ نخواهند گذاشت. ايران با موشک هاي برد متوسط شهاب 3 ( برد 1300 کيلومتر) در هر وضعيتي حاضر به پاسخگوئي به اسرائيل است. نماينده ستاد انقلاب جمهوري اسلامي ايران بطور مثال مي گويد:"اگر اسرائيل موشک هايش را به سوي بوشهر روانه کند در عوض بايد مرکز اتمي خويش را در ديمونا براي هميشه فراموش نمايد". ايران داراي موشک هاي شهاب 3 جديدي است که بتازگي روسيه آنرا تکميل نموده است و در حقيقت تکميل شده موشک هاي اسکود روسي است که تا کنون حتي بصورت سريال هم توليد نشده است. تنها تا کنون 100 عدد از اين موشک ها توليد شده است. موشک نامبرده هم همچون موشک قبليش يعني اسکود دقت در هدف گيري اش بسيار دقيق بوده و دامنه هدف گيريش در حدود دو کيلو متر مي باشد.

 

رژيم صدام حسين در حين جنگ 1991 در حدود 40 موشک اسکود را بسوي اسرائيل پرتاب نمود . تعدادکشته هاي اسرائيلي در اثر اصابت اين موشک ها کمتر از کشته شدگان اين کشور در تصادفات راه و ترابري بود. قدرت انفجار شهاب 3 خيلي قوي تر از اسکود مي باشد و در حقيقت با خسارات بمب اتمي قابل مقايسه مي باشد. بعلاوه اسرائيل هم ادعا دارد که به يک سيستم تسليحاتي موشکي قوي مسلح مي باشد. پرتاب موشک هاي شهاب 3 و خساراتي را که به اسرائيل وارد خواهد شد مدخل جنگ بزرگي را از سوي اسرائيل و آمريکا باز خواهد نمود. قدرت تخريب در مناطق ايران خيلي بيشتر از تمامي خساراتي است که نيروهاي آمريکائي در عراق و لبنان و غرب افغانستان وارد نمودند.

 

ارتش غير نظامي حزب الله شيعه در جنوب لبنان از طريق ايران به صدها و شايد هم هزارها موشک هاي مسافت نزديک مسلح مي باشند که در موقع لزوم مي توانند اسرائيل را مورد حمله قرار دهند و به مردم اسرائيل خسارات زيادي  وارد سازند. حزب الله لبنان در سال هاي اخير سکوت مطلق پيشه نموده است. در واقع فعال نمودن عمليات تخريبي در ايران از سوي اسرائيل مي تواند در مرزهاي شمالي اسرائيل يک موقعيت حساس را ايجاد نمايد که خود دليلي خواهد بود براي حمله جديدي از جانب  لبنان. بنابراين حمله به مرکز اتمي ايران که قاعدتا يک مبارزه هوائي و زميني چندروز را طلب مي کند در واقع جرقه اي خواهد بود براي درگير نمودن تمامي منطقه به جنگي خانمان سوز که نتيجه اش به اشغال ايران ختم خواهد گرديد. لذا از آنجا که آمريکا در شرايط فعلي چه به لحاظ نيروي  هوائي و چه نيروي زميني آنقدر مجهز نيست ( به دليل درگير بودن با عراق)که بتواند ايران را اشغال نمايد پس در اين باره هم احتمال بسيار کم مي باشد.

 

مجله خبرب آمريکائي نيوزويک گزارش مي دهد که روز 27 سپتامبر مسئله حمله به نيروگاه اتمي ايران بحث کارشناسان ارتشي آمريکا و اسرائيل مي باشد. سازمان امنيت آمريکا يعني سازمان"سي آي ا" و سازمان" دي آ" که يکي سياست خارجي را تنظيم مي کند و ديگري پنتاگون را، در مراودات خود در باره نتايج بعد از حمله به چاره انديشي و سازماندهي پرداخته اند. آنها به اين نتيجه گيري رسيده اند که بعد از چنين حمله اي از بروز يک جنگ منطقه اي نمي توان جلوگيري نمود. يکي از منابع مهم و ناشناخته اسرائل اعلام نموده است که ايران به احتمال قوي داراي بمب اتم مي باشد . بنابراين بايد به دنبال راه هائي بگرديم که از استفاده اين بمب توسط ملا ها جلوگيري نمائيم. روز سه شنبه گذشته يکي از بزرگترين تجارت هاي تسليحاتي آمريکائي اسرائيلي سال هاي اخير به وقوع پيوست. روزنامه اسرائيلي هاآرتس گزارش مي دهد که آمريکا به اسرائيل 5000  ميني بمب تحويل داده است. اين بمب ها از طريق يک سيستم قمرمصنوعي بر فراز اسرائيل اتوماتيک به سوي هدف هاي مشخص نشانه گيري شده است. اين بمب ها دقيقا تمامي هدف هاي پنهان را طوري مورد هدف قرار داده است  که مي تواند بتون حفاظ دومتري را منهدم سازد و وارد محل هدف گردد.      
يکي ديگر از آلترناتيو هاي تهاجمي آمريکا جمله سحرآميز "تغيير رژيم"  ملاها در ايران است. اينکه آمريکا چگونه بدون جنگ مي تواند به اين کار موفق گردد براي کسي جز واعظين نئوکونزرواتيوي چون ميشائيل لدن وريچارد پرله مشخص نيست. کساني که بهنگام آغاز اشغال عراق اعتقاد داشتند که سربازان آمريکائي با هلهله گلباران و نقل باران مردم عراق روبرو خواهند شد . براي ايران هم همين نسخه را پيچيده اند.دولت واشنگتن و اورشليم بايد براي اينکه ايران را از غني کردن اورانيوم بترسانند خيلي دور تر از سايه هاي خود گذر کنند.