اعلام موجوديت "انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر در ايران" و خاستگاه شكل گيري آن

 

 اعلام موجوديت "انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر در ايران"

 

 ما عهد كرده ايم بشناسانيم و بزداييم هر آنچه را كه در سرزمين مان،جستجو و يافتن را كفر نام مي نهد؛ما عهد كرده ايم تازيانه هايي را كه به اسم و رسم هاي گونه گون،قامت بشر را دو تا مي كند،از حركت بازداريم؛ما عهد كرده ايم كه بر حق انديشيدن،خواستن و بودن پاي بفشاريم و بي اعتبار كنيم هر آنچه كه حقوق مان را گناهي نابخشودني نام مي نهد.

 ما جمعي از فعالان دانشجويي و جوانان گرد هم آمده ايم تا بغض فرو خورده ي نسل سوخته اي را آواز كنيم كه به پاي خواسته هاي خودخواهانه ي قدرتمداران،زندگي،شادابي و بودنش به هيچ انگاشته شده و مي شود. براي گشودن پنجره هايي كه به روي زندگي،شادابي و بودن بسته شده اند تلاش خواهيم كرد. اگر در اين حال بي حالي و صدارت سايه ي نيستي بر زندگي مان،عكسي از خود بگيريم،چنان سياه مي نمايد كه خود را در آن نخواهيم يافت. براي زدايش سايه هاي تحميلي و طلوع نوازش آفتاب روح نواز زندگي، تن رنجورمان پر از صداست و از همه ي آن صداست كه آوايي برمي خيزد و مي گويد:تا برون آيم از آنچه كه نيستم و فرو روم در آنچه كه هستم.

 زندگي از پشت ميله ها زيبا نيست ولي حالا كه دوست داريم بيرون ميله ها باشيم خود را در حصار ميله ها يافته ايم. دوست نداريم اينجا بمانيم و بسازيم. اينگونه است كه پاي به پس نمي گذاريم و ميله ها را به پس مي رانيم.

 انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر نيز به همين منظورها و با حضور دانشجويان و جواناني كه انديشيدن،بودن و دوست داشتن را مشتركات خود يافته اند،شكل يافته است.

 شوراي مركزي انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر را كه به هيچ حزب و گروهي وابستگي ندارد و مفاد كنوانسيون هاي بين المللي حقوق بشر را مبناي عمل خود مي داند،دانشجويان و جوانان زير تشكيل داده اند:

 محمدرضا نسب عبداللهي(دبير و سخنگوي انجمن)،شيوا نظرآهاري(دبير واحد حقوقي)،نجمه اميدپرور(دبير واحد تشكيلات)،هانيه نعمتي(دبير واحد آموزش)،مريم خرمي(دبير واحد روابط عمومي)

 

 -----------------------------------------------------

 

 خاستگاه شكل گيري "انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر در ايران"

 

 "ناآگاهي،دورويي،فقر وفلاكت،قلم شكني و بشر ستيزي" محصولاتي هستند كه در طول بيست و پنج سال حكمراني جمهوري اسلامي زاييده شده اند. حكمرانان سرزمين مان،زندگي را چنان طاقت فرسا كرده اند كه براي يك لقمه نان بايد صبح تا شب و شب تا صبح دويد،چنان دورويي را ريشه دار كرده اند كه براي يك تكه زمين نكبتي بايد جلو همگان خم و راست شد،چنان بي اعتمادي را رواج داده اند كه همه از سايه ي خويش نيز هراس دارند. اين همه ناراستي آيا جايي را براي آنكه ملت، خوب و بد خود را تشخيص بدهد،باقي مي گذارد؟ با اين وضعيت آيا ديگر جايي هم براي سراغ گرفتن از روزنامه ها و آنچه كه مي گذرد،مي ماند؟ كاري كرده اند كه از ترس مرگ به تب راضي شده ايم.

 ملتي را سياه پوش كرده اند تا سياهي رذالت ها به چشم نيايد. چنان غم ستايي و اندوه پروري را باب كرده اند كه شادي و زندگي "گناهي نابخشودني" جلوه مي كند.

 ما تشكيل دهندگان انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر "نمي خواهيم هميشه گريان و نالان باشيم"؛"نمي خواهيم رخت افسردگي بر تن و روح مان استوار باشد"؛"نمي خواهيم خط قرمز در مقابل مان به سان سد، قامت برپا كند"؛"نمي خواهيم مرواريد حضورمان به اسم دين و آيين در صدف اسارت، گرفتار شود"

 ما مي خواهيم همان گونه كه آزاد آفريده شده ايم،آزاد زندگي كنيم. شادي و عشق ورزيدن را حق خود مي دانيم،مي خواهيم خرد جمعي و بشري در سايه ي آيين و رسوم گرفتار نباشد،خواستار بازگشت مذهب به حوزه ي شخصي هستيم،از برتري يك قوم،نژاد،جنس و زبان بر انواع ديگر آن بيزاري مي جوييم.

 به همين سبب و با توجه به موازين جهاني حقوق بشر:

 الف) دانشگاه

 1- شكل گيري نهادهاي شبه نظامي و عقيدتي(بسيج دانشجويي،نمايندگي ولي فقيه،دفتر فرهنگ اسلامي،اداره ي حراست) را در محيط هاي دانشجويي با روح دانشگاه در تضاد مي بينيم.

 2- دخالت دستگاه قضايي و سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي را در دانشگاه، مضر به حال فرايند توليد دانش و معرفت ارزيابي مي كنيم.

 3- شوراي فرهنگي،كميته ي ناظر بر نشريات و كميته ي انضباطي در دانشگاه، نهادهايي هستند كه در راستاي وظايف ارگان هاي بيروني(شوراي عالي انقلاب فرهنگي،هيات نظارت بر مطبوعات،دستگاه امنيتي و قضايي) ناقض آزادي هاي عنوان شده در كنوانسيون هايي بين المللي حقوق بشر هستند.

 4- تعيين نوع و نسبت جنسيت را براي رشته هاي دانشگاهي،تبعيض آشكار مي دانيم.

 5- وجود سهيمه هاي مختلف براي ورود به دانشگاه كه به برخي از افراد تعلق مي گيرد،تبعيضي ظالمانه و ناقض حقوق ديگر شهروندان است.

 ب)جامعه

 1- "جهل،دورويي،اندوه پروري،افسردگي،واپسگرايي،عقب ماندگي از دنياي مدرن،علم ستيزي،خرد ستيزي،گناه پنداري شادي و عشق ورزيدن،،فساد و مرده پرستي" محصول مستقيم حكومت مذهب در ايران است.

 2- توقيف بي محاباي مطبوعات،به بندكشيدن مخالفان و دگرانديشان،قتل ها و اعدام هاي سياسي در حكومت يكه سالار مذهبي،رخداد عجيبي نيست.

 3- حكومت يكه سالار براي دوام خود همه ي توان خود را به منظور بي اثر كردن نهادهاي انتخابي و خلق و تقويت نهادهاي انتصابي(مجمع تشخيص مصلحت،شوراي نگهبان،دستگاه قضايي،شوراي عالي انقلاب فرهنگي و...) به كار مي بندد.

 4- دخالت در حوزه ي خصوصي زندگي شهروندان،تدوين آيين نامه براي پوشش،ايجاد مانع براي بهرمندي آزاد از دنياي اطلاعات(اينترنت و ماهواره) نتيجه ي مستقيم توتاليتريسم اسلامي است.

 انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر معتقد است كه واقعيت هاي حداقلي اشاره شده، بيانگر اين حقيقت هستند كه با اصلاح شاخ و برگ ها نمي توان زندگي آزاد را برپا نمود."تعمير و اصلاح خانه اي كه از پاي بست ويران است،كاري است بيهوده" براي زدايش كژي ها و ناراستي ها با اصلاح اسم ها نمي توان كاري از پيش برد بلكه تغيير رسم هاست كه مي تواند ما را از اين ورطه ي ناخوشايند رها كند.

 "انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر" با ايمان به اينكه پيروزي جنبش حقوق بشر و دموكراسي خواهي با ساختار حكومت فعلي ممكن نيست، براي بازشناسي موانع ارتقاي وضعيت حقوق بشر و شكل گيري يك زندگي آزاد، تلاش خود را به كار خواهد بست و در اين مسير كوشش مي كند هزينه هاي اقداماتي را كه از جانب حكومت براي تحديد آزادي،دموكراسي و حقوق بشر اعمال مي شود،افزايش دهد.

 

 انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر در ايران

 anjoman_defa@yahoo.com