دانشجويان و نشريات دانشجويي درباره‏ زنان: نگاه از درون يا تغذيه از بيرون 

پروين اردلان - تريبون فمينيستي ايران

اگر بپذيريم كه هر نشريه‏اي آينه‏ بخشي از تفكر و وقايع درجريان زمانه‏ خود است نشريات دانشجويي نيز نه تنها از اين دايره خارج نيستند كه تفكر و شيوه‏ برخورد دانشجويان را با نظام هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي حاكم بر جامعه باز مي‏‏‏نمايند. قشري كه جستوجوگر است و منتقد بي‏شك تأثيرگذار هم خواهد بود. طي سال هاي اخير اگر دانشجويان با فضاهاي محدودي در برابر فعاليت هاي سياسي روبه رو بوده‏اند اما، كوشيده‏اند راهكارهاي ديگري را به ويژه در حوزه اجتماعي و فرهنگي و در فعاليت هايي چون انتشار نشريه دنبال كنند. در ميان نشريات دانشجويي توجه به مسايل زنان نيز جاي ويژه‏اي براي خود بازكرده است. دانشجويان به ويژه زنان دانشجو كه پيشتر مي‏‏كوشيدند با فشار بر فضاهاي مردانه‏ دانشجويي حضور زنان را نيز بر اين تشكل ها تحميل كنند اينك از طريق فعاليت در حوزه‏ زنان، سازماندهي‏ گروه هاي فمينيستي و... انتشار نشريات دانشجويي فضاهايي پديد آورده‏اند كه علاوه بر حضور كمي‏ با حضور كيفي خود نيز تفكرهاي مردسالارانه‏ حاكم بر فضاهاي آكادميكي را نقد و دگرگون كنند، و در اين ميان مردان را نيز همراه خود كنند؛ نمونه‏ بارز اين فعاليت رشد و گسترش بحث درباره‏ فمنيسم در فضاي دانشگاهي و كوشش آنان براي شكستن تابوي فمينيسم بوده است. در چنين فضايي نشريه‏ دانشجويي چگونه نشريه‏اي مي‏‏تواند باشد و چه مسايل و مباحثي را مي‏‏تواند طرح كند و با چه موانع و مشكلاتي روبه رو است؟ در اين باره با چند تن از دانشجويان فعال در نشريات دانشجويي به گفت وگو نشستيم و با فعاليت هايشان در حوزه زنان آشنا شديم. شيرين اكبري از دانشكده‏ علوم اجتماعي دانشگاه تهران و نشريه‏ «جامعه دانشجويي» «جامعه‏ فرهنگي دانشجويي»، اكرم رستمي‏ از دانشگاه آزاد واحد پزشكي و نشريه‏ «كانون زنان زمان»، كاوه مظفري از دانشكده پيراپزشكي دانشگاه شهيد بهشتي و نشريه «تحرير خيال» و سيد مهدي موسوي از دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي و نشريه «سحر» در اين بحث و نظر حضور داشتند.

 

- نشريه دانشجويي شما چگونه منتشر مي‏‏شود و تا چه حد مستقل عمل مي‏‏‏كند؟

شيرين اكبري: «جامعه‏ دانشجويي» عنوان نشريه‏ «تشكل جامعه فرهنگي» دانشكده‏ علوم اجتماعي دانشگاه تهران است كه تا به حال سه شماره‏ آن را منتشر كرده‏ايم. هر شماره‏ اين نشريه به يك موضوع اختصاص دارد مثلاً شماره سوم ويژه نقد اقتصاد سرمايه‏داري بود و شماره‏ آينده هم ويژه فمينيسم خواهد بود. هر شماره يك سردبير دارد مثلاً سردبير ويژه‏ فمينيسم من هستم. اما در كل چون هيئت تحريريه داريم سعي مي‏‏كنيم جمعي تصميم بگيريم. محدوديتي هم براي طرح نظرات افراد نداريم.

ـ يعني در چاپ مطالب آزاديد؟

ـ بله. مميز نداريم.

- نشريه كجا چاپ مي‏‏شود؟

- نشريه در دانشگاه چاپ مي‏‏شود اما هزينه‏اش با خودمان است.

اكرم رستمي‏: من مدير مسئول فصلنامه «زنان زمان » هستم كه نشريه تشكل سياسي -اسلامي‏ «كانون زنان زمان» دانشگاه آزاد واحد پزشكي است. البته ما مجوز تشكل‏مان را از سازمان مركزي دانشگاه آزاد گرفته‏ايم و قرار است مجوز نشريه هم جداگانه صادر شود اما فعلاً مجوز موقت يكساله داريم كه از شوراي فرهنگي دانشگاه گرفته‏ايم.

- شوراي فرهنگي دانشگاه مسئول صدور مجوز است؟

- هم بله هم نه! در واقع هر واحد يك شوراي فرهنگي دارد كه متشكل است از رييس دانشگاه، معاونت دانشجويي، نماينده‏ رهبري، نماينده‏ بسيج، تشكل اكثريت دانشگاه، نماينده معاونت فرهنگي، معاونت پژوهشي و دو نفر از استادان. علاوه بر شوراي فرهنگي يك دبيرخانه‏ نشريات دانشجويي هم در سازمان مركزي دانشگاه هاي آزاد وجود دارد كه معلوم نيست چه وظيفه‏اي دارد، من در صحبتي كه با آنها داشتم پرسيدم بلاخره وظيفه شما چيست؟ ارائه‏ مجوز، بودجه و.... به عهده‏ شماست يا نه؟ گفتند"ما نقش نظارتي داريم. تأمين بودجه‏ نشريات هم به عهده ما نيست." بااين وجود به ما گفته شد براي دريافت مجوز دائمي‏ بايد به دبيرخانه نشريات دانشجويي مراجعه كنيم. اما ارائه مجوز موقت با تاييد شوراي فرهنگي هر دانشگاه است كه البته روش اخير نظارت هر واحد را بر نشريه‏ دانشجويي بيشتر مي‏‏‏كند.

ـ نظارتي كه بر كار شما مي‏‏شود چگونه است؟

ـ مطالب نشريه را قبل از چاپ بايد به رييس واحد بدهيم، ايشان با نمايندگان‏شان مطالب را مي‏‏خوانند و در صورتي كه مشكلي نباشد به ما اجازه‏ چاپ مي‏‏‏دهند.

ـ بنابراين براي فعاليت دانشجويي در دانشگاه آزاد، آزادي كمتري وجود دارد؟!

ـ بله، نه تنها گرفتن مجوز نشريه خيلي سخت است حتي براي اجراي برنامه هاي كانون زنان به مجوز نياز داريم. ما يك شورا و يك هيئت نظارت داريم كه شامل نماينده‏ نهاد رهبري، نماينده‏ آقاي جاسبي و نماينده‏ رييس دانشگاه در تشكل سياسي اسلامي‏ است. حتي اگر بخواهيم كلاس حقوق زن بگذاريم نيازمند نظر مثبت آنها هستيم.

ـ ولي فكر مي‏‏كنم دانشگاه هاي ديگر هم همين‏طور باشد، يعني براي برگزاري برنامه بايد برنامه را هيئت نظارت تصويب كند اين موضوع در آيين‏نامه‏ تشكل هاي دانشجويي هست.

شيرين اكبري: در دانشگاه تهران بخشي وجود دارد به نام «امور فرهنگي دانشجويي»، هنگامي‏‏ كه برنامه‏اي داريم به مسئول اين بخش اعلام مي‏‏كنيم او هم معمولاً يا در همان روز يا در مدت كوتاهي اجازه‏ برگزاري برنامه را مي‏‏‏دهد و بيشتر به اين توجه دارد كه برنامه ما از نظر زماني و مكاني تداخلي با برنامه هاي ديگر نداشته باشد، و درباره‏ جزييات برنامه هم توضيح زيادي نمي‏‏خواهد. البته در مواردي كه فكر كند برنامه مسئله‏ساز است براي آن هيئت بررسي ترتيب مي‏‏‏دهند. مثلاً برنامه‏اي داشتيم كه برگزاركننده‏ آن نه جامعه فرهنگي بود و نه تشكل ديگري. يكي از دانشجوها كه الان هم در زندان است، هفته‏نامه‏اي منتشر مي‏‏كرد به نام «اومان» و از طرف اين نشريه محسن سازگارا را براي سخنراني دعوت كرده بود و قرار بود سخنراني او در تالار كوچكي برگزار شود، اجازه‏ اين سخنراني را هم گرفت و محسن سازگارا هم آمد. پس از تمام شدن برنامه، بسيج شكايت كرد و برخي از تشكل هاي ديگر هم از بسيج حمايت كردند. پس از آن معاونت فرهنگي با حضور دبيرهاي همه‏ تشكل ها جلسه‏اي را ترتيب داد كه در نهايت تا حدودي به نفع بسيج شد. بسيج اعلام كرده بود كه بايد بر همه چيز نظارت داشته باشد كه از سوي تشكل هاي هم سو با بسيج هم رد شد ولي آنها بقيه بندها را قبول كردند. يعني از شخصي كه برنامه را برگزار كرده بود دفاعي نكردند، منتها مشكلي هم برايش به وجود نياوردند و نشريه اومان را نبستند.

ـ پس از اين ماجرا محدويتي هم در ارائه‏ مجوز به نشريات به وجود نيامد؟

- نه، مثل سابق براي نشريات مجوز مي‏‏‏دهند، فقط اگر درخواست‏كننده زياد باشد كمي‏ طول مي‏‏كشد. در حال حاضر در دانشكده‏ ما 30 نشريه مجوز چاپ دارند.

اكرم رستمي‏: شرايط كاملاً متفاوت است، به ما فرم هايي مي‏‏‏دهند و مي‏‏گويند برنامه هاي يكساله‏تان را مشخص كنيد. يعني ما بايد همه‏ مشخصات، نام سخنران ها، هزينه‏ اجراي برنامه، مناسبت آن و... را بنويسيم. بعد جلسه‏ سه نفره‏ هيئت نظارت تشكيل مي‏‏شود و نظر هيئت به ما اعلام مي‏‏شود.

سيد مهدي موسوي: من مدير مسئول نشريه «سحر» از دانشكده علوم اجتماعي علامه طباطبايي هستم. «سحر» يك نشريه‏ مستقل و ويژه‏ زنان است. به هيچ تشكل خاصي هم وابسته نيست. قبلا نشريه‏اي داشتيم به نام «چشم كاغذي» كه بخشي از آن به زنان اختصاص داشت ولي الان تيم كاري آن عوض شده است و بيشتر نشريه‏اي سياسي است. يك هفته‏نامه هم داريم به نام «پويش»، سردبير آن هستم. پويش نگاهي انتقادي به مسايل عمومي‏‏ دانشگاه دارد و طبعاً اگر موضوعي مربوط به زنان هم باشد مطرح مي‏شود.

ـ تيم سحر چگونه شكل گرفت؟

-يك گروه از بچه هاي ورودي 1380 بوديم كه دور هم جمع شديم. تقريباً 25-20 نفر بوديم و با هدف انتشار نشريه‏اي درباره‏ زنان درخواست مجوز كرديم. و مجوز آن را هم گرفتيم. در حال حاضر هر هفته جلسه داريم. نيم ساعت درباره نشريه حرف مي‏زنيم نيم ساعت هم درباره‏ موضوعي كه از قبل براي بحث مشخص شده است.

ـ نحوه‏ چاپ و نظارت بر كار شما چگونه است؟

براي چاپ هر نشريه‏اي قرار است كه 20 هزار تومان بدهند و هزينه‏ چاپ و كاغذ هم رايگان باشد و درباره‏ مطالب هم نظارتي نباشد. ولي در شماره‏ آخري كه پويش را منتشر كرديم چون دستگاه چاپ خراب بود، نه كاغذ دادند و نه 20 هزار تومان را. علاوه بر اين تصميم گرفتيم براي چاپ كار پول از بچه ها جمع كنيم زيرا يك بار كه پويش را براي چاپ بردم معاون دانشجويي‏مان گفت اگر فلان مطلب را حذف كنيد، اجازه چاپ مي‏‏دهم. من هم گفتم نه خودمان چاپ مي‏كنيم. فرداي آن روز تيتر را عوض كرديم و نوشتيم «ننگ سانسور را نمي‏پذيريم».

ـ كاوه مظفري: مدير مسئول و صاحب امتياز نشريه «تحرير خيال» از دانشكده‏ پيراپزشكي دانشگاه علوم پزشكي هستم.«تحريرخيال» ارگان انجمن نيست ولي عملاً بچه هاي انجمن اسلامي‏ آن را منتشر مي‏كنند واز امكانات انجمن استفاده مي‏شود.ارگان انجمن يك نشريه‏ ديگر است كه هنوز درنيامده است اما در بولتن انجمن صفحاتي به زنان اختصاص دارد. بخش هايي از تحرير خيال به مسايل زنان اختصاص دارد.

ارائه‏ مجوز نشريه به عهده‏ هيئت نظارت بر نشريات دانشجويي است. در هيئت نظارت، يك نماينده از معاونت دانشجويي، مسئول فوق برنامه‏ دانشگاه و سه نماينده از دانشجوها و مسئول بسيج عضويت دارند.اكثر اعضاي اين هيئت از طيف چپ حكومتي هستند، به همين دليل درگيري زيادي نداريم. براي چاپ و تكثير هم مشكلي نداريم. هزينه‏اي هم متحمل نمي‏شويم. هيئت نظارت بابت هر برگ نشريه، 250 تومان مي‏پردازد. صفحه‏آرايي و تكثير نشريات هم به عهده خود دانشگاه است و ربطي به انجمن ندارد. هيئت نظارت بر چاپ نشريات هم نظارت دارد و گه‏گاه اعمال نظر مي‏‏كند. مثلاً شماره‏ ارديبهشت ما در تيرماه منتشر شد، تأخير در چاپ به اين علت بود كه مي‏ خواستند يكي از مطالب را حذف كنند و آخر هم به شرط حذف آن اجازه‏ چاپ نشريه را دادند و ما هم قبول كرديم. البته مطلب هم تند بود. تقريباً چنين شرط هايي براي همه‏ نشريات هست.

ـ در نشريه دانشگاهي شما با انواع نهادهاي مختلف و همچنين فضاهاي دانشجويي متفاوت روبه‏رو هستيد آن وقت اغلب بچه ها مي‏خواهند خودشان را با بيرون منطبق كنند. من اين تفاوت را در نشريات نديدم. شما چارچوب هايي را كه ما در جامعه ملزم به رعايت آنها هستيم كمتر داريد. نسلي كه مي‏خواهد متفاوت عمل كند بايد روش هايش هم متفاوت باشد.

-اكرم رستمي‏: به نظرم در كار ما چارچوب ها خيلي بيشتر است.

ـ به نظر شما يك نشريه‏ دانشجويي بايد چه مطالبي را منعكس كند؟ چقدر تفاوت قائليد بين يك نشريه دانشجويي و غير دانشجويي و خواسته هايشان؟

اكرم رستمي‏: به نظر من نشريات دانشجويي هم بايد در زمينه‏ آگاهي بخشي هم در حوزه‏ عمومي‏ و هم در حوزه‏ تخصصي تلاش كنند. مثلاً هم يك داستان كوتاه، خلاصه كتاب يا مطالب مهمي‏ را كه بيرون دانشگاه منتشر شده است منعكس كنند و هم در مورد حقوق زن كه تخصصي‏تر است كار كنند، البته چون ممكن است صلاحيت كار تخصصي نداشته باشند بايد از ديدگاه هاي مطرح شده كمك بگيرند و آنها را منعكس كنند.

سيد مهدي موسوي: فرض بگيريد بخواهيم در مورد طلاق مطلبي بنويسيم خب دانشجوي ما مي‏رود مثلاً «فكر روز» مي‏خرد. چرا بايد مطالبي را كه بيرون به شكل بهتري عرضه مي‏شود در نشريه دانشجويي چاپ كنيم؟ اگر بخواهيم مثلاً درباره‏ طلاق كار كنيم بهتر است از ديد دانشجوها به مسئله‏ طلاق نگاه كنيم. يكي از امتيازات نشريات دانشجويي اين است كه توليدي دانشجويان باشد.

اكرم رستمي‏: خب ما مي‏خواهيم به آنها آموزش بدهيم، بنابراين بحث كارشناسي بايد باشد. چه اشكالي دارد بدانند اگر قصد طلاق دارند چگونه اقدام كنند؟

سيد مهدي موسوي: اگر قصد طلاق داشته باشند نظرات تخصصيتري را مي‏خوانند. متخصص ها درباره‏ طلاق كار زيادي كرده‏اند و ديگر لازم نيست در نشريه‏ ما هم مطرح شود. ما در يكي از شماره هاي قبلي مان نظر دانشجوها را درباره نفقه نوشته بوديم اين كار به نظر من بهتر از انعكاس چندتا قانون خشك بود.

اكرم رستمي‏: نظر دانشجويي و غير تخصصي فايده‏اي هم ندارد.

كاوه مظفري: دانشگاه جايي است كه آماتورها بتوانند كار كنند.

شيرين اكبري: ما هم كه بيشتر كارمان تئوريكي است سعي مي‏كنيم نظرات بچه ها را منعكس كنيم.ترجمه، معرفي كتاب، معرفي شخصيت هم داريم، مصاحبه هم اگر موضوع خوبي گير بياوريم خواهيم داشت ولي بيشتر كار خود بچه هاست.

اكرم رستمي‏: من فكر مي‏كنم براي كسي كه بخواهد مثلاً فمينيسم را از پايه بشناسد نشريه دانشجويي ويژه‏ زنان مي‏تواند شروع خوبي باشد.

كاوه مظفري: چيزي كه نبايد در نشريه‏ دانشجويي باشد همين نگاه از بالاست. آموزش دهنده و ياددهنده؛ اين تصور كه سطح مااز دانشجوي ديگر بالاتر است و بايد به او آموزش دهيم. اين تفكر حتي اگر به شكل غير مستقيم هم در سياست نشريه اعمال شود مخاطب را مي‏پراند.

اكرم رستمي‏: يعني با اين كار مي‏خواهم خودم را در سطح بالاتر نشان دهم؟!

كاوه مظفري: وقتي يك مطلب ساده و به نظر ضعيف بتواند كسي را جذب كند، خيلي بهتر از آن است كه يك مطلب حجيم و پر منتشر كنيم و كسي هم رغبت به خواندن آن نداشته باشد.

اكرم رستمي‏: هدف جذب نيرو است يا آگاهي‏بخشي؟

كاوه مظفري: من همي‏ن آگاهي‏بخشي را زير سؤال مي‏برم، مگر ديگران آگاهي ندارند؟ ما در كار نشريه قصد نداريم كار نشريات بيرون را بكنيم. يا بولتن و ارگان جايي باشيم. چنين كليشه‏اي را در كارمان حذف كرديم. روزي هم كه جلسه گذاشتيم گفتيم ما نه مي‏خواهيم كسي را آگاه كنيم، نه جوي در دانشگاه راه بيندازيم. البته نه اينكه از اين قضيه بدمان بيايد، ولي هدفمان نيست. بيشتر مي‏خواهيم يك كارگاه داشته باشيم تا مطالبمان را چاپ كنيم و درباره كارهاي خودمان بحث و نقد داشته باشيم. آن كس هم كه دغدغهاش باشد خودش مي‏آيد.

ـ خانم رستمي‏ اين آگاهي‏بخشي را كمي‏ تعريف كنيد.

اكرم رستمي‏: مثلاً همين تاريخچه‏ جنبش هاي زنان كه يادآور ظلم هاي تاريخي‏اي است كه به زن شده است و تلاش زنان براي مبارزه با آنها. اگر كسي اينها را نداند نمي‏تواند كارش را ادامه دهد.

ـ خيلي ها مي‏‏دانند ولي آيا دانستن لزوماً به آگاهي فمينيستي تبديل شده است.اگر ما تاريخچه‏ جنبش هاي زنان را مي‏خوانيم به اين دليل است كه از تجربه هاي خودشان به اين آگاهي رسيده‏اند. تجربه‏ شخصي خيلي مهم است. ممكن است ما بتوانيم به جاي چاپ مقالات دانشجويان در «فصل زنان» مطالبي از آدم‏هاي خيلي مهم‏تري چاپ كنيم اما اين كار را نمي‏كنيم چون آدم هاي جديد بايد عرصه‏اي براي نوشتن تجربه هاي شخصي‏شان داشته باشند. حالا مهم نيست كه كار خيلي مشعشع باشد و چيز بزرگ و مهم از زبان يك آدم مهم باشد مهم تحليلي اجتماعي است كه از تجربه‏ شخصياش مي‏‏دهد.

اكرم رستمي‏: من با حرف شما موافقم، ولي آگاهي‏بخشي هم لازم است.

ـ به نظر من اين نگاه بايد بشكند كه يك عده بايد نظريه بدهند، و بقيه را اداره كنند. آيا بايد به همان روشي كه ضربه خورده‏ايم كارمان را هم پيش ببريم.من ممكن است صد تا نظريه از آدم هاي نظريه‏پرداز فمي‏نيست را بيان كنم ولي نام آنها را نياورم حالا حتماً بايد نام آنها را به زبان بياورم تا بگويند اين نظريه است؟

شيرين اكبري: يعني شما با آكادميك بودن مخالفيد. يك سري از روشنفكرها كار آكادميك مي‏كنند، عده‏اي هم كار سياسي مي‏كنند. به نظر من نبايد هيچكدام همديگر را نقد كنند. آكادميك بودن لازم است مخصوصاً در ايران كه اصلاً اين چيزها نيست.

ـ اصولاً جنبش زنان جنبش دانشگاهي نيست بلكه جنبش اجتماعي است. نه اينكه آكادميك نباشد به هر حال نقدها و مطالعات زنان در غرب تأثير زيادي داشته ولي وقتي در حوزه هاي دانشگاهي وارد مي‏شود در حد نقد مي‏ماند بدون اين كه چيزي را جايگزين كند.

شيرين اكبري: به نظر من فمينيسم از نظر نظري در ايران خيلي ضعيف است، نظريه‏پرداز هم در اين زمي‏نه نداريم بايد اين بخش را قوي كرد و اين تيپ كارها را بايد در دانشكده ها انجام داد تا بتوانيم تغذيه فكري شويم.

كاوه مظفري: نشريه براي ما يك كارگاه كوچك تجربي است. بعد از چند شماره اطلاعات كلي درباره‏ كارهايي كه كرده‏ايم داريم و با نظرات يكديگر هم آشنا شده‏ايم. بر فضاي دانشگاه هم بي‏تاثير نبوده است. به اينكه مخاطبان ما چقدر باشند يا مطلب‏مان چقدر سنگين باشد، اهميتي نمي‏‏دهيم. مطالب ما از تنوع برخوردار است اما به طور كلي به سمت تئوريك كار كردن نرفته‏ايم. اين تجربه را يك بار داشتيم و به همين دليل بين بچه هاي بخش فرهنگي و بخش انديشه اختلاف نظر وجود داشت، بخش فرهنگي مي‏‏گفت مطالب شما سنگين است نه خودتان مي‏فهميد و نه بچه ها. نتيجه اين شد كه كار در حوزه‏ تئوريك را واگذار كرديم به آن نشريه‏اي كه توان تئوريك دارد.

سيد مهدي موسوي: دانشجويان دانشكده‏ ما در طيف يكدستي نيستند و در رشته هاي مختلف درس مي‏خوانند، روزنامه‏نگاري، تعاون، مددكاري، روابط عمومي‏ و... در واقع براي كاركردن در هر زمينه‏اي دست باز است، صرفاً تئوريك نيست، فكر مي‏كنم مخاطب آن هم در دانشكده ما كمتر است. مثلاً بار تئوريك آخرين شماره‏ سحر ،ويژهنامه‏ 8 مارس 1381، بيشتر بود، وقتي روي ميز گذاشته بوديم بچه ها مي‏آمدند و ورق مي‏زدند و رد مي‏شدند. تيترهايي مثل هويت زنانه و... برايشان جالب نبود و مي‏پرسيدند مثلاً ورزشي نداري؟ آن شماره هم رايگان بود ولي بچه ها نمي‏گرفتند. البته مشكل فقط داشتن مطالب تئوريك نبود، ما در اين چند شماره با واكنشي كه بچه ها نشان مي‏‏دادند فهميديم كه بار فضاي منفي نسبت به مسايل زنان و فمينيسم در دانشكده ما خيلي قوي است.

- ضديت با فمينيسم در دانشگاه ها تا چه حد جدي است؟ من مرتب از دانشجوها در اين‏باره مي‏شنوم؟

كاوه مظفري: همانقدر كه بقيه‏ مُدها جدي هستند.

شيرين اكبري: در دانشگاه ما هم زياد است. ما يك دانشجوي خانم داريم كه در سطح دكترا درس مي‏خواند، اوايل هم به خاطر اين كه چرا عطر مي‏زند و... مي‏خواستند از گزينش ردش كنند كه بالاخره كارش درست شد. او با اين كه خودش مكافات زن بودن را كشيده به شدت آنتي‏فمينيسم است. خيلي ها فكر مي‏كنند زن هايي كه خيلي موفق هستند، حتماً فمينيست هم هستند. اما او خودش را استثناء از ديگر زنان مي‏‏داند و مثلاً مي‏گويد: "هر آدمي‏ يك بخش زنانه دارد و يك بخش مردانه و بخش مردانه من قويتر است."

سيد مهدي موسوي: در دانشكده‏ ما 85 درصد دانشجوها زن هستند. در بعضي از كلاس ها فقط يك مرد است. مثلاً امسال در كلاس پژوهشگري فقط 3 مرد بودند. در كلاس برنامهريزي از كل 30 نفر يك مرد وجود داشت. با اين حال استقبال چنداني از مسايل زنان نمي‏شود. كلاً دخترهاي دانشكده ما 3 گروه‏اند. يك گروه اصلاً طرف هيچ نشريه‏اي و هيچ‏چيز نمي‏روند، دانشگاه برايشان مثل دبيرستان است. يك عده كلاً با بحث فمينيسم مخالفند و بيشتر از طيف مذهبي‏اند. يك عده هم معتقدند نبايد زنان را از مردان جدا كرد. برخي از آنها با ما همكاري مي‏كنند ولي مخالف جداسازي هستند. حتي با آن كه رشته‏ مطالعات زنان هم در دانشگاه تأسيس شده باز هم در تغيير اين فضا موفق نبوده است.اكثر قبولي هاي اين رشته در اولين سال تأسيس آن مرد بودند كه جز دو سه نفرشان، مسايل زنان براي بقيه چندان مهم نبود. براي همين خيلي برايمان سخت بود. با وجود اين مابه كارمان ادامه مي‏‏دهيم. هر برنامه‏اي داشته باشيم فوراً اطلاع‏رساني مي‏كنيم، هر هفته هم يك شعار مي‏نويسيم. دبير شوراي صنفي دانشكده هم كه خودم هستم و ارتباط زيادي با دانشجوها دارم با همه اينها استقبال زياد نيست.

- دليل عدم استقبال را در چه مي‏‏دانيد؟

سيد مهدي موسوي: من اين مسئله را ناشي از تفكر سنتي نسبت به زن مي‏‏دانم. اصلاً واژه فمينيسم براي برخي غيرقابل تحمل است. ما در جشنواره‏ نشريات دانشجويي در رشت شركت كرده بوديم، در محل نمايش نشريه «سحر» نوشته بوديم: «نشريه فمينيستي دانشگاه علامه». هر كس مي‏خواند، مي‏ايستاد و مي‏پرسيد: "برداشت شما از فمينيسم چيست؟" مي‏‏گفتيم:«برابري». مي‏‏گفتند:"اينكه عين اسلام است". بعد گروه هاي ديگر مي‏آمدند موضع مي‏گرفتند داد و بيداد مي‏كردند، بحث مي‏كرديم. آنها مي‏‏گفتند: "فمينيسم يعني زن‏سالاري".

كاوه مظفري: ما همه‏ شماره هايمان رايگان است. بچه ها مي‏گرفتند و مي‏خواندند و مثلاً مي‏‏گفتند شما به شخصيت زن توهين كرده‏ايد. مثلاً همين طرحي را كه مي‏گوييد از«فصل زنان» كش رفته‏ايم، نشانمان مي‏‏دادند و مي‏‏گفتند اين كه زن را به علامت زن بسته‏ايد به او توهين كرده‏ايد. در واقع تصورهاي ذهني و پيش‏فرض هاي نهادي شده در ضديت با فمينيسم مؤثر است.

شيرين اكبري: استدلال‏شان اين است كه شما مي‏خواهيد با فمينيسم، جنبشي راه بياندازيد و اقرار كنيد زن ها ضعيف‏ترند.

كاوه مظفري: البته زياد هم متلك مي‏شنويم. مي‏گردند دنبال نقطه‏ضعف و درست همان را مي‏گويند و ما را مسخره مي‏كنند.

سيد مهدي موسوي: مثلاً من و چندتا از بچه ها در فعاليت هاي‏مان از كمك هاي فكري خانم...يكي از استادانمان كه نگرش هاي فمينيستي هم دارد، بهره زيادي مي‏بريم و با او ارتباط داريم. هر وقت پسرها ايشان را مي‏بينند فوري مي‏گويند برو پيش دوستت. خيلي برايشان سنگين است كه من به عنوان يك مرد به مسايل زنان علاقه‏مند هستم.

- شما كه درباره زنان كار مي‏كنيد و واكنش ها را هم مي‏بينيد، آيا تلاشي مي‏كنيد، برخوردها يا اتفاقاتي از اين دست را در نشريه‏تان منعكس مي‏كنيد، به اين نكته توجه داريد كه نشريه دانشجويي تريبوني براي طرح اين نوع مسايل هم مي‏تواند باشد؟

اكرم رستمي‏: من فكر مي‏كنم يكي از مشكلات نشريات دانشجويي اين است كه نمي‏‏دانند چكار بايد بكنند تا جواب متلك ها را بدهند و چه موضعي بگيرند. ما در شماره‏ اولمان اين مشكل را داشتيم. خيلي ها آمدند گفتند خيلي تخصصي و سطح بالا و تئوريك بود، زبان دانشجو نبود، بچه هاي خودمان مي‏‏گفتند: چرا نمي‏گوييم چه متلك هايي به ما مي‏گويند و چرا نبايد آنها را مطرح كنيم؟ بعضي ها مي‏‏گفتند اهميت ندهيم و كار خودمان را ادامه دهيم. دقيقاً اين بحث ها در جمع ما مطرح شد ولي نتيجه مشخصي نداشت. به طور قاطع سياست خاصي نداريم. من فكر مي‏كنم بايد پس از انتشار نشريه اولمان، يك نظرسنجي در اين باره انجام دهيم.

ـ از تجربيات خودتان بگوييد چگونه با فمينيسم آشنا شديد؟

شيرين اكبري: من بعد از ورود به دانشگاه بود كه فمي‏نيست شدم. قبلش هم هيچوقت ضد زن نبودم. دوستان دانشگاهي‏ام هم با من هم‏نظر بودند. جامعه‏ فرهنگي سال 1379 يعني همان سال ورود ما به دانشگاه تشكيل شد. مؤسسان جامعه فرهنگي اصلاً فمي‏نيست نيستند اما خود اين تشكل زمي‏نه خوبي براي طرح بسياري از مباحث از جمله فمينيسم بود. كمكم تعدادمان بيشتر شد و تأثيرگذار هم بوديم. جامعه فرهنگي هم-هم در چگونگي روابط پسر و دختر و هم در طرح مسايل تئوريك ـ بر جو دانشگاه تأثيرگذار بود. مثلاً دركلاس هاي نظريه هاي جامعه‏شناسي نظريات جديد مطرح نمي‏شود و ما براي پر كردن اين خلأ كلاس هاي متفكران جامعه‏شناسي را گذاشتيم. حلقه هاي مطالعاتي جديد درباره‏ مكتب فرانكفورت و چپ و فمينيسم تشكيل داديم.

اكرم رستمي‏: من خيلي دير وارد دانشگاه شدم؛ چهار سال بعد از آن كه ديپلم گرفتم. ولي مسايل زنان از كودكي برايم مهم بود همين كه نمي‏توانستم دوچرخه سواري كنم، يا بدون پوشش بيرون بروم.... بعد از ورود به دانشگاه در يك تشكل سياسي دانشجويي كار مي‏كردم كه نشريه‏ «انديشه» را منتشر مي‏كرد كه بعد آن را بستند. بعد از آن با گروهي از دانشجويان دختر و پسر آشنا شدم كه مانند من به مسايل زنان حساس بودند. فكر كرديم با يكديگر گروه مستقلي را در حوزه زنان تشكيل دهيم كه همين «كانون زنان زمان» است.

سيد مهدي موسوي: من بعد از ورود به دانشگاه بود كه فمينيست شدم. قبلش هم تا حدي علاقه‏مند بودم ولي بعد اين علاقه‏مندي بيشتر شد. سفرم به مكه هم تاثير زيادي بر من گذاشت. وقتي برگشتم فوراً تقاضاي مجوز نشريه كردم و شهريور همان سال مجوز را هم گرفتم و در سرمقاله‏ شماره‏ يك درباره‏ سفرم نوشتم. ديدن روابط زن و مرد در آن جا تجربه تلخي بود. در خيابان، بازار،...به هيچوجه زني مشاهده نمي‏شود. فقط موقع نماز كه مي‏شود، اتومبيل هاي آخرين مدل كنار مسجد پارك مي‏كنند، يك مرد عرب در صندلي جلو و دو يا سه زن ،كه همسران او هستند، در صندلي عقب نشسته‏اند و حدود 10 تا 20 بچه هم داخل ماشين در هم مي‏لولند. همه پياده مي‏شوند براي نماز مي‏روند و بعد از نماز هم سوار ماشين مي‏شوند و برمي‏گردند.

كاوه مظفري: درگيري من با فمينيسم شايد شخصي‏تر باشد. اطلاعات زيادي درباره‏اش ندارم. ادعايي هم ندارم. بيشتر برخاسته از مشكلات شخصي خودم با جامعه‏ پيرامونم بوده است. شايد خودم بيشتر به فمينيسم احتياج داشته‏ام تا خود زن ها، يعني مردسالاري فقط به زن ضربه نمي‏زند. به خود مرد هم صدمه مي‏زند. بعضي وقت ها مفهومي‏ به اسم «مرد» روي دوشم سنگيني مي‏‏كند. بعضي وقت ها مي‏بينم ريشه بعضي از رفتارهايم كه مي‏خواهم تركشان كنم به عادت هاي عجيب و غريبي برمي‏ گردد كه ناشي از همين مردسالاري است. در «تحرير خيال» هم با بچه هاي خوبي سروكار دارم كه همه به اين مسايل علاقه‏مند هستند. اكثراً بچه هايي معمولي هستند كه علاقه و كنجكاويشان زياد است. سابقه فعاليت سياسي هم كمتر داشته‏اند.

- يعني از نظر دانشجويان كار در حوزه سياسي مستقل از حوزه زنان است؟

كاوه مظفري: من هر دو طيفش را ديده‏ام. خيلي ها نمي‏خواهند كار سياسي كنند و درباره‏ زنان كار مي‏كنند، البته با اين تفكر كه بايد اولويت را به جنبش هاي اجتماعي بدهند نه به جنبش هاي سياسي. برخي هم هستند كه در گذشته در دو حوزه سياست و زنان كار مي‏كردند اما حالا كه فعاليت سياسي خطرناكتر شده است فقط در حوزه‏ زنان باقي مانده‏اند.

شيرين اكبري: جامعه‏ فرهنگي زياد بامسايل سياسي پيوند ندارد. يك سري از بچه هاي انجمن ـ نه آن كه ضد زن باشند ـ معتقدند مسئله مهم ما در حال حاضر عدم دموكراسي است، زن ها بعداً. ما هم تأكيد داريم كه براي مسايل زنان بعدي وجود ندارد.

ـ مي‏زان و نوع فعاليت زنان دانشجو در نشريات يا تشكل هايتان چگونه است؟

اكرم رستمي‏: در همه تشكل ها آقايان در رأس كار هستند و مديريت مي‏كنند و جايي كه خانم ها بتوانند تجربه‏ مديريتي داشته باشند كم است. در كانون ما هيئت مؤسسان آن زن هستند و به عنوان عضو اصلي فعاليت مي‏كنند. و فقط زنان حق كانديداتوري و عضويت در شوراي مركزي را دارند. قبلاً برخي از بچه ها بودند اصلاً جرئت انجام كار هايي را نداشتند. وقتي مي‏آمديم همايش برگزار كنيم خيلي مي‏ترسيدند و مي‏‏گفتند از عهده ما بر نمي‏آيد. همايش اول با ترس و لرز برگزار شد. اما الان كه داريم همايش سوم را برگزار مي‏كنيم، خيلي از بچه ها خود را داوطلب مي‏كنند. آقايان به صورت عضو مي‏توانند همكاري كنند و مثلاً الان دبير بخش انديشه نشريه مرد است، در هيئت تحريريه مرد داريم اما در شوراي مركزي كانون اولويت را به زنان داده‏ايم. من خودم وقتي در يك نشريه كارم را شروع كردم نه تجربه كاري در تشكل داشتم و نه تجريه‏ مديرمسئولي و سردبيري، خب كار سختي بود خيلي ها هم به من خنديدند، خيلي جاها هم اشتباه كردم اما خيلي هم آموختم.

شيرين اكبري: در «جامعه فرهنگي» ما بخش جدا براي زنان نداريم. چند وقت است تشكلي به نام «خانه نوانديشان» از بسيج منشعب شده است در اين تشكل هم دخترها و پسرها با هم مي‏نشينند و صحبت مي‏كنند و بخش جدا ندارند. در جامعه فرهنگي دختر و پسر با هم كار مي‏كنند تعداد دبيران دختر هم در جامعه‏ فرهنگي دانشكده‏ ما زياد است. در شعب ديگر هم همي‏نطور است ولي الگوي خاصي وجود ندارد. هر شعبه‏اي يك جور فعاليت مي‏‏كند مثلاً دبير مديريت و حقوق و كشاورزي زن است و در جاي ديگر مرد است.

كاوه مظفري: انجمن اسلامي‏ ما واحد زنان دارد در واقع در اساسنامه آمده است ولي همه انجمن هاي اسلامي‏ اين كار را نكرده‏اند. انجمن دانشگاه خواجه‏نصير هم اين واحد را تشكيل داده‏است.

اكرم رستمي‏: اينكه مدير مسئولي و سردبيري در نشريه سحر با آقاي موسوي است براي من سؤال‏برانگيز است.

سيد مهدي موسوي: در جمع ما همه به جز من خانم هستند. من هم به عنوان هماهنگ‏كننده در نشريه هستم و نقش سردبيري ندارم. مسئول سرويس هاي مختلف هم خانم هستند، در شماره‏ قبل سحر مسئوليت سردبيري با من بود اما بعد كه تعداد علاقه‏مندان بيشتر شد سردبير خانم انتخاب شد و كار من هم كم شد. الان بيشتر بچه ها نشريه را اداره مي‏كنند. من هم در جلسات هستم و همه‏ مطالب را مي‏خوانم، ولي اول بچه ها مي‏خوانند اگر موافق بودند و سردبير هم تأييد كرد به من مي‏‏دهند كه بخوانم. اما به طور كلي كمكاري در خانم ها وجود دارد. مثلاً همين 25 نفر كه مي‏گويم سرآمد همه هستند اگر من كاري نكنم، آنها هم كاري نمي‏كنند. اگر من نگويم جلسه نيست، آنها نمي‏گويند جلسه هست، برايشان آنقدر مهم نيست. بايد اطلاعيه زده شود كه مثلاً در اتاق 305 جلسه هست و موضوع جلسه هم اين قضيه هست تا آنها بيايند. علتش به نظر من بي‏تفاوتي است. وقتي نشريه يك ماه درنيامد فقط 5 نفر از بچه ها پرسيدند چرا نشريه تازه نيامده است. اگر دربيايد مي‏خوانند و استقبال مي‏كنند ولي اگر درنيايد نمي‏گويند چرا درنيامد.

كاوه مظفري: فكر نكنم اين مسئله خيلي به جنسيت ربط داشته باشد. شايد محدوديت براي دخترها بيشتر باشد، يا مثلاً جرئت و جسارت و اعتمادبه‏نفس كمتري در آنها وجود داشته باشد. اما اين كه از اين 25 نفري كه مثال مي‏زنيد ممكن است همه آنها هم مرد باشند باز هم كمكاري كنند.

سيد مهدي موسوي: اين مسئله در پويش بارز است. هفته‏نامه كارش خيلي سختتر است. من هم كارها را از سرمقاله، خبرنگاري، مصاحبه و گزارش انجام مي‏‏دهم، بعد مي‏روم انقلاب صفحه‏بندي مي‏كنم بعد مي‏روم چاپخانه بهارستان چاپ مي‏كنم بعد مي‏فروشم. ولي در عين حال در شناسنامه آن اسم 7 تا 8 نفر هست. اكثراً كاري نمي‏كنند فقط گاهي مقاله‏اي مي‏‏دهند مرد هم در ميان آنها زياد است.

ـ يك طرف قضيه يك نفر هست كه همه كارها و زحمات را انجام مي‏‏دهد و ديگران هم كمك نمي‏كنند، از طرف ديگر يكي همه كاره مي‏شود و نظرات خودش را اعمال مي‏‏كند. پس آن بقيه‏اي كه اسمشان مي‏خورد چه مي‏شوند؟ همين امر كه قدرت و نفوذ يك فرد را بر كل كار در پي دارد خودش عاملي براي منفعل شدن ديگران نيست؟

سيد مهدي موسوي: بله، خيلي اشتباه است، اما دليل اصلي آن اين است كه ما كار گروهي نكرده‏ايم. بحث جنسيتي نيست، بي‏تجربگي در كار گروهي است. مجبوريم يك شكل ظاهري از هيئت تحريريه نشان بدهيم كه هست، چون از اول اسمشان خورده ناراحت مي‏شوند اسمشان را برداريم. اما خب سعي مي‏كنيم حتماً جلسه برگزار شود تا بچه ها نظرشان را بدهند.

ـ يعني همي‏شه بايد نشان بدهيم كار به صورت گروهي انجام مي‏شود ولي عملاً كار گروهي انجام ندهيم؟

كاوه مظفري: من هم اين مسئله را بارها تجربه كردهام، مثلاً شده كه از برخي از دانشجوها به زور قول گرفته‏ام كه كاري را انجام دهند ولي مي‏روند و نمي‏آيند. يعني اصرار هم كه بكنيم فايده‏اي ندارد و مجبور مي‏شويم خودمان كار را انجام دهيم. در جلسات ما همه اين بحث ها مطرح مي‏شود هم از مشكلات كاري و هم مطالب مجله اما اين ها كه بايد منعكس شود، تاكنون بازتاب كتبي نداشته است.